سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - پریا پوراجمند؛ دانشکده سابق زبان و ادبیات دانشگاه شهید چمران(جندیشاپور سابق)، با معماری سهگوش خاصش، به یکی از شناختهشدهترین آثار اهواز تبدیل شده که بازگوکننده بخشی از تاریخ این شهر است. بنایی که در قلب این شهر تاریخی قرار دارد با معماری خاص خود در طول سالها موردتوجه مردم و معماران قرار گرفته. این ساختمان با سرگذشتی که طی سالیان داشته، شاهدی است بر زندگی مردم این شهر، بنایی نظارهگر بر اتفاقات مهم تاریخی رقم خورده در بستر سالیان سپری شده.
تاریخچه
بنای سهگوش دانشگاه شهید چمران، در سال ۱۳۰۸، بهعنوان بانک ملی مرکزی اهواز افتتاح شد. سپس بعد از سه سال به اداره استانداری تغییر کاربری داد. سرگذشت این ساختمان زمانی شنیدنیتر میشود که در سال ۱۳۲۱، در تکاپوی جنگ جهانی دوم، اهواز به اشغال درآمد، و این بنا محل استقرار فرماندهان نیروی متنفقین شد. هچنین در سال ۱۳۳۰ این مکان مقر سازمان امریکای اصل چهار ترومن یا Point Four بود. علاوه بر موارد نام برده، مکان مذکور نقشهای دیرگی نیز به خود گرفت. از جمله ستاد فرمانداری اهواز، اداره کل دارایی خوزستان و ستاد استانداری خوزستان.
در نهایت بنای سهگوش در سال ۱۳۳۶ از بانک ملی خریداری شد و پس آن، تبدیل به مکانی برای کسب علم و دانش شد و به عنوان دانشگاه جندیشاپور به فعالیت خود ادامه داد که حکایت از اهمیت علم و سواد بین مردم ایران دارد. در سال ۱۳۳۶ این بنا به دانشکده پزشکی جندیشاپور تبدیل شد و در سال ۱۳۵۰ نیز به دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه جندیشاپور تغییر کاربری داد. دو رشته نخستین این دانشکده در سال تحصیلی ۵۳-۱۳۵۲، کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را شامل میشدند که در سالهای بعد، رشتههای زبان و ادبیات فرانسه، اقتصاد، حسابداری، علوم تربیتی و تاریخ نیز در این دانشکده راه اندازی شدند و نام دانشکده به «ادبیات و علوم انسانی» تغییر یافت.
مرتضی همتی، معمار، پژوهشگر و استاد دانشگاه درباره تاثیری که تغییر کاربریهای متنوع بنا بر هویت آن گذاشت به ایبنا گفت: «نکته جالبی که درباره این ساختمان وجود دارد، این است که بنایی که خودش بخشی از نماد شکلگیری رویکرد مدرن در اهواز است، بخشی از شکلگیری تاریخ نهادسازی مدرن هم در خوزستان محسوب میشود».
او همچنین این بنا را میزبان زبان و ادبیات خطاب کرد و اضافه کرد: «ساختمان سهگوش هم خودش تلاش کرده یک زبان معماری را شکل دهد و از طرفی خودش میزبان گسترش و توسعه زبان ایرانی و خارجی بوده.»
سرانجام پس از مدتی و در سال ۱۳۸۹، دانشکده «ادبیات و علوم انسانی» جندیشاپور به مکان دیگری منتقل شد و این بنا، بعد از سالها مهماننوازی از اقشار مختلف مردم، خالی شد. در ۱۶ سالی که ساختمان خالی مانده، صحبتهایی درمورد مرمت و استفاده مجدد از بنا صورت گرفته، اما عباس امام، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب «سه گوش در گذر زمان» در این باره به ایبنا گفت: «ما ۱۶سال است که این مکان را خالی کردیم. طی این ۱۶سال، هرچند وقت یک بار اسمی آوردند و برنامهای برای کابری جدید بنا ارائه دادند، اما هنوز هیچکدام آنها عملی نشده و من بهعنوان کسی که خودم، هم مولف کتابی درباره بنا هستم و از بچگی با آن سروکار داشتم، به جرئت میگویم که ضرباتی که این ۱۶ سال به این ساختمان وارد شد، به هیچ وجه با ضرباتی که ۸۰ سال قبل به آن وارد شده قابل مقایسه نیست. در این ۱۶ سال هیچ رسیدگیای به این بنا نشده. در واقع اوج شکوفایی این ساختمان مربوط به دهه ۴۰ میشود.»

معماری بنا
این بنا به دلیل معماری خاص و مثلثی شکلی که دارد به نماد مهمی در شهر اهواز تبدیل شده. زیربنای کل دانشکده ۴۵۰۰ متر مربع و فضای قابل استفاده آن، ۲۵۰ مترمربع است.
عباس امام، درباره معماری بنا گفت: «این ساختمان سهگوش درواقع تلفیقی است از معماری اسلامی و معماری ساسانی و تا زمان شروع جنگ ایران و عراق، بلندترین ساختمان شهر اهواز محسوب میشد. در سالهای ۵۸ تا ۶۴، یعنی دوران دفاع مقدس، علاوهبر ساختمان سیلوی اهواز، این ساختمان تنها ساختمانی بود که در شهر اهواز، روی آن ضدهوایی نصب بود. و این نشاندهنده استحکام و ارتفاع بالای بناست.»
مرتضی همتی، درباره نوع و شاخصههای معماری بنا بیشتر توضیح داد و افزود: «بنا با طراحی اولیه فرمالیتی درست نشده و میتوان ساختمان سهگوش را حاصل شبکه شهرسازی مدرن شهر اهواز در دوره پهلوی اول و بهنوعی تلاقی معماری و شهر بدانیم.»
او به این موضوع اشاره کرد که یکی از ویژگیهای اثر، این است که خودش را از بافت شهری جدا کرده و اضافه کرد: «از دوجهت میتوان به معماری بنا نگاه کرد. یکی در مقیاس شهری که در این دید، میتوان بنا را نقطهای تلقی کرد که حافظه بصری شهروندان را تداعی میکند و نشان دهنده گذار از سنت به مدرنیته است. در مقیاس دیگر، درباره خود معماری بنا میتوانیم بگوییم که اثر یکی از نمونههای اولیه و مهم مواجهه ایران با مدرنیته است که سنت را کنار نگذاشته.»
همتی همچنین درباره جزئیات بنا شرح داد: «ما در بنا یک حیاط مرکزی، رواق، آجرکاری، تزئینات ایرانی و ... داریم که بخشی از آنها ارجاعاتی به معماری پیش از اسلام، و برخی هم به معماری دوره اسلامی دارند.»

معمار بنا کیست؟
درباره هویت معمار اصلی بنا، اطلاعات ضد و نقیضی وجود دارد. برخی منابع، کریستوف تادوسیان، معمار ایرانی-ارمنی را صاحب اثر میدانند و برخی منابع ذیگر، معمار نامدار فرانسوی، آندره گدار را معمار اصلی بنا معرفی کردهاند.
مرتضی همتی درباره ابهام موجود درخصوص هویت بنای سهگوش گفت: «این مورد یکی از ابهاماتی است که درباره بنا وجود دارد و علت اصلی آن میتواند ضعف موجود در نگاه بلندمدت به تاریخنگاری و مستند کردن باشد. دلیل اینکه برخی گدار را معمار اثر میدانند، وجود بناهای نسبتا مشابه موجود در ایران است که معماری آنها توسط گدار صورت گرفته. اما پژوهشهایی که انجام شده، ذهن را بیشتر به سمت تادوسیان میبرد، که آن هم بهخاطر اسناد مربوط به دوره ساخت و نقشههای بهدست آمده از آن است و اینکه اولین بانک ملی اهواز به ایشان منتصب است و این بنا هم یکی از نمونههای اولیه بانک ملی در اهواز است. اما نظر قطعی در اینباره وجود ندارد».
مشهود است که ساختمان سهگوش، یکی از بناهای موفق است که از اثرگذاری بالایی برخوردار است. عباس امام، دلایل متعددی را جهت اهمیت بنا ذکر کرد که در کتاب «سه کوش در گذر زمان» خودش نیز به آنها اشاره کرده. او در این باره عنوان کرد: «دلایل زیادی وجود دارد که این ساختمان را به بنایی حائز اهمیت تبدیل کرده. از سمتی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز و دانشگاه شهید چمران اهواز، هویت خود را مدیون ساختمان سهگوش هستند. اولی در هسته اولیه پیدایش خود و دومی در نمادسازمانی همیشگی خود. این بنا از جنبه ملی هم امیت دارد و ثبت سهگوش به عنوان اثری در زمره آثار میراث فرهنگی کشور، سندی بر این ادعاست. از طرف دیگر این بنا از یادگارهای آثار دوران دفاع مقدس است. از جنبه بینالمللی نیز موردتوجه واقع شده، طراح و سازندگان آن آلمانی بودند، و اولین صاحب منصب ساکن در آن دکتر شون آلمانی بود که ریاست نخستین بانک ملی خوزستان را برعهده داشت.»
همتی نیز ارزش بنا را به فاکتورهای مختلف منصوب به آن ربط داد و گفت: «در این بنا ما هم تاثیر بستر و جریان مدرنیستی را میبینیم، هم تاثیر باززندهسازی یک مفهوم تاریخی را میبینیم؛ با معماریای که با جزئیات دقیق و اجرای درست همراه است. پس بنای تاریخی سهگوش، چه از نگاه مفهومی و چه از نگاه عینی، در فاکتورهای مختلف نمرههای بالایی میگیرد و چند عامل همزمان باعث میشود که این ساختمان تبدیل به بنایی اثر گذار شود».
ساختمان سهگوش اهواز را نمیتوان فقط با فهرست کاربریهایی که در طول نزدیک به یک قرن داشته توضیح داد. اهمیت آن دقیقاً در این است که تغییرات شهر را در کالبد خود ثبت کرده است. از بانک و اداره دولتی تا مقر نیروهای متفقین و سپس دانشگاه، هر دوره بخشی از تاریخ اجتماعی و نهادی اهواز را به این بنا افزوده و در نهایت، دانشکده ادبیات و علوم انسانی معنایی تازه به آن داده است. معنایی که «سهگوش» را از یک ساختمان اداری به بخشی از حافظه فرهنگی شهر تبدیل کرد.
اما چرا بنایی که در طول دههها بارها متناسب با نیازهای شهر تغییر کاربری داده و خود را با دورههای مختلف تطبیق داده، ۱۶ سال است که فاقد یک کارکرد روشن و پایدار مانده است. مسئله سهگوش فقط مرمت دیوارها و حفظ جزئیات معماری نیست و باید برای این بنا کارکردی تعریف کرد که هم با ارزش تاریخی و معماری آن سازگار باشد و هم دوباره آن را به زندگی شهری بازگرداند. اگر چنین اتفاقی نیفتد، خطر اصلی برای سهگوش فرسودگی بنا و تبدیلشدن آن به بنایی است که تاریخش باقی مانده اما نقشش در شهر از میان رفته است.
نظر شما