یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۰
علامه طباطبائي، نامدارترين فيلسوف عصر حاضر است

غلامحسين ابراهيمي، نويسنده و استاد حوزه فلسفه در مراسم بزرگداشت مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي، وي را فيلسوف بزرگ و نامدار قرن حاضر ناميد.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، شب گذشته در فرهنگسراي ابن‌سينا، مراسم بزرگداشت و بازخواني انديشه فلسفي علامه سيدمحمد حسين طباطبائي با حضور خانواده اين بزرگوار و خانواده آيت‌الله قدوسي و جمعي از استادان حوزه فلسفه برگزارشد. 

غلامحسين ابراهيمي ديناني، نويسنده و استاد حوزه فلسفه، حجت‌ا‌الاسلام احمد احمدي، رئيس سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني و مهندس عبدالباقي طباطبائي، فرزند مرحوم علامه طباطبايي، از سخنرانان اين مراسم بودند.

ابراهيمي ديناني در ابتداي صحبتش علامه را فيلسوف بزرگ قرن حاضر ناميد و گفت: درباره علامه طباطبائي حرف زدن سخت است. گذشته از زهد و عبادت و مكاشفات وي، فكر مي‌كنم بزرگترين ويژگي‌اش، شناختن زمان بوده است.

ديناني در ادامه گفت: شناختن زمان، مهم‌ترين مساله بشر است و اگر كسي زمان خود را نشناسد، هيچ كاري نكرده است. شناختن «زمان زمانه» آسان است اما شناختن ماهيت و روح زمان كار دشواري است كه هر كسي نمي‌‌تواند انجام دهد. علامه كسي بود كه زمان را به درستي مي‌شناخت و ماهيت آن را درك كرده بود و من امروز فهميدم كه درك او يك مساله غيبي بوده است.

وي گفت: علامه با شدت تفكر، تواضع و عبادتي كه داشت، جايگاهش از تمام انديشمندان زمان خودش بالاتر بود. او با اين كه زبان خارجي نمي ‌دانست، اما آزادي انديشه و دقتش بي‌نظير و معتقد بود كه اگر بتوان لحظه موجود را فهميد،‌ مي‌توان همه تاريخ و گذشته را فهميد.

ابراهيمي ديناني افزود: آن زمان‌ تدريس تفسير، امر رايجي نبود و علما معتقد بودند تدريس تفسير با مرجعيت يك عالم در تضاد است و هركس تفسير درس دهد، از مرجعيت خود مي‌كاهد و به مرجعيت لطمه مي‌زند، اما علامه اين كار را انجام داد و ساليان سال تفسير تدريس مي‌كرد. گذشته از تفسير، تدريس فلسفه هم امري مشكل‌آفرين بود، به طوري كه در همان زمان فيلسوفان زيادي تصميم گرفتند در قم فلسفه تدريس كنند اما دوام نياوردند، در حالي كه مرحوم علامه طباطبائي با حلم و بردباري كه داشت، اين كار را انجام داد. البته او در درس دادنش تند پيش نمي‌رفت و مسائل را بسيار آرام و در نظر گرفتن صلاح جامعه بيان مي‌كرد.

اين نويسنده و استاد حوزه فلسفه ادامه داد: وي چند جلسه خصوصي داشت كه با افراد قابل اعتماد خودش برگزار مي‌كرد، در همين جلسات كه افرادي مثل احمد احمد، هانري كربن و ديگر استادان فلسفه حضور داشتند، وي حرف‌هاي دلش را مي‌گفت، به عبارتي در مباحث اين جلسات، تلاقي نقطه شرق و غرب ديده مي‌شد.

ابراهيمي ديناني در پايان گفت: هانري كربن درباره شيعه و ملاصدرا آثار زيادي به زبان فرانسوي نوشت و كتاب‌هاي بسياري هم از او ترجمه شده است. تاثير او بر عالم تشيع بي‌نظير بوده و به نظر من كمتر كسي اندازه وي به عالم شيعه خدمت كرده است. دليل اين همه تسلط او بر عالم تشيع، فراگيري اين درس‌ها نزد مرحوم علامه‌طباطبائي بوده و انديشه‌هاي اين مرحوم بوده كه كربن را اين‌گونه متحول كرده و در تمام آثار و عقايدش هم اين تاثير مشهود است.

مهندس عبدالباقي طباطبائي، فرزند علامه‌طباطبائي، از ديگر سخنرانان اين مراسم بود. وي درباره خاطرات شخصي و ويژگي‌هاي اخلاقي پدرش صحبت كرد. 

طباطبائي گفت: وي سال 1281 شمسي در تبريز به دنيا آمد. پس از گذراندن دوران كودكي و فوت پدر و مادرش نزد معلم سرخانه خود به فراگيري قرآن و ساير علوم مشغول، در سال 1304 پس از اتمام فرگيري زبان عرب اعزام به نجف و همراه برادر كوچكترش حدود 10 سال مشغول به تحصيل در نجف مي‌شود.

فرزند مرحوم طباطبائي پس از شرح جزئيات زندگي پدرش در نجف گفت: وي سال 1324 به مشهد و قم سفر مي‌كند و پس از بازديد از حوزه علميه قم تصميم مي‌گيرد تدريس را شروع كند. مدتي فقه و اصول تدريس اما با گذشت زمان فكر مي‌كند نيازي به تدريس اين دو درس نيست لذا تصميم به تدريس دروس قرآني و مباحث فلسفي مي‌گيرد. بحث‌هاي وي فشرده اما مكفي بودند.

وي گفت: پدرم 14 ساعت در روز و همه روزهاي سال غير از عاشورا به خاطر علاقه وافر به امام حسين (ع) كار مي‌كردند.
 
صحبت‌هاي طياطبايي با قرائت شعر مرحوم علامه طباطبائي درباره  امام حسين (ع) به پايان رسيد.

حجت‌الاسلام احمد احمدي، از شاگردان علامه‌طباطبائي هم در اين مراسم درباره خاطرات خودش و استادشان صحبت كرد و گفت: براي نخستين‌بار در سال 1336 براي فراگيري درس نزد وي رفتم و با اين بزرگوار آشنا شدم. به نظرم مباحث اخلاقي وي جزو مهم‌ترين مباحث وي است، چنان‌كه در جلد اول كتاب «الميزان» هم بحث زيبايي در اين باره مطرح كرده است.

احمدي در ادامه از مبحث اخلاق توحيدي ياد كرد وگفت: مبحث «اخلاق توحيدي» از مهم‌ترين مباحث علامه است. در اين نوع اخلاق، فرد غير از خدا هيچ چيز نمي‌بيند و هيچ كاري نمي‌كند مگر براي خدا. در باب اخلاق، فيلسوفان بسياري از جمله كانت نظر دادند اما علامه تنها كسي بود كه اخلاق و عرفان را به هم پيوند داد. براي علامه اخلاق و عرفان همه چيز است. وي معتقد بود اگر بخواهيم اسلام را عرضه كنيم، بايد از عرفان استفاده كنيم.

وي با ذكر يك خاطره بحثش را تمام كرد و گفت: مرحوم علامه طباطبائي، غضب را در درون خود كشته بود و اين مساله بزرگ و با اهميتي است. دردوران تدريس وي، يكي از طلبه‌هاي جوان رساله كوچكي در باب نقد نظرات ايشان نوشت كه حالت توهين‌آميزي داشت، اما علامه در اوج ناراحتي از او گذشت و برايش طلب مغفرت كرد. بنده كمتر كسي را ديدم كه تا اين اندازه عابد و فيلسوف و شيفته اهل بيت(ع) باشد.

ادامه اين گزارش متعاقباً منتشر مي‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها