جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۸
جای خالیِ هیجان در رمان‌های دفاع مقدس

یک نویسنده معتقد است: یک سیر نزولی شدید در ادبیات دفاع مقدس به وجود آمده است. بسیاری از نویسندگان دیگر مثل گذشته عشق، علاقه و هیجان لازم برای نوشتن درباره ادبیات دفاع مقدس را ندارند.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مهدیس میرزائی اعتمادی: ابراهیم حسن‌بیگی، نویسنده و از چهره‌های با سابقه ادبیات دفاع مقدس و کودک و نوجوان در گفت‌وگو با ایبنا از فراز و فرود ادبیات داستانی جنگ در چهاردهه گذشته گفت؛ از غلبه نگاه احساسی و دوگانه «خیر و شر» در آثار سال‌های جنگ تا کمرنگ شدن ادبیات دفاع مقدس در سالهای اخیر. او معتقد است این ادبیات امروز با یک «سیر نزولی شدید» روبروست و نویسندگان دیگر مانند گذشته انگیزهو هیجان لازم برای پرداختن به این موضوع را ندارند. حسن‌بیگی همچینین درباره کم‌رمق بودن ادبیات دفاع مقدس برای کودکان و نوجوانان و ضرورت توجه نسل‌های آینده به منابع مستند موجود سخن گفت. در ادامه گفت‌وگوی ایبنا با این نویسنده را از نظر می‌گذرانید:

اگر ادبیات دفاع مقدس را نه یک نقطه صفر بلکه تداوم گفتمان ادبی دوران انقلاب بدانیم، چگونه زیست و تعهد نویسنده به شکل گیری ادبیات دفاع مقدس منجر شد؟

می‌توان گفت ادبیات دفاع مقدس همزمان با آغاز جنگ تحمیلی متولد شد. نویسندگان نسل انقلاب، پیش از شروع جنگ، دغدغه‌ روایت وقایع منتهی به انقلاب و درگیری‌های کردستان را داشتند؛ اما با آغاز جنگ و حضور پر شمار آنان در جبهه‌ها- چه به عنوان سرباز و چه داوطلب- نگاه این نویسندگان به جنگ، تجربه‌ای دست اول و میدانی شد. همین زیست نویسندگان در بطن میدان موتور محرک خلق آثار در دهه‌ 60 شد. در همان سال‌ها، آثار شاخصی شکل گرفت؛ برای نمونه قاسم‌علی فراست رمان «نخل‌های بی‌سر» را در همان سال‌های ابتدایی جنگ نوشت. وقایعی همچون حصرآبادان و عملیات‌های متعددی که در ان دوران رخ داد، به منبع اصلی الهام نویسندگان برای ثبت وقایع جنگ تبدیل شد.

اگر بخواهیم به ادبیات داستانی جنگ در دهه60 نگاه کنیم، مهم‌ترین ضعف‌های آن دوره چه بود و چرا بسیاری از آثار اولیه نتوانستند به پبچیدگی‌های شخصیتی و روایت برسند؟

طبیعتاً در ابتدا چندان رضایت‌بخش نبود. اگر امروز هم به آن منابع و کتاب‌ها برگزیدیم و دوباره نگاه‌شان کنیم، بسیاری از نویسندگان ساختارهای لازم ادبی را رعایت نمی‌کردند، چون هنوز به توانایی‌های تکنیکی لازم دست پیدا نکرده بودند و بیشتر احساسات‌شان بر توانایی‌های فنی‌شان غلبه داشت. از طرف دیگر، نویسندگان در خود دهه 60 و همزمان با جنگ، با این مساله بسیار احساسی برخورد می‌کردند. یعنی یک «شر» به نام صدام می‌ساختند و در مقابل یک سری آدم‌های کاملا خوب و فرشته‌وار به نام رزمندگان اسلام قرار می‌دادند. در واقع، تقابل خیر و شر بیشتر مدنظر بود. در حالی‌که داستان، صرفاً روایت سیاهی و سفیدی نیست؛ داستان سایه‌روشن دارد، شخصیت دارد و مهم‌تر از همه، شخصیت‌ها باید در طول داستان دچار تغییر و تحول شوند. این عناصر در بساری از نوشته‌های ان دوران چندان رعایت نمی‌شد.

به نظر شما چرا در سال‌های جنگ، ادبیات داستانی بیشتر به خط مقدم و قهرمانان جبهه توجه داشت و تجربه مردم در پشت جبهه، با همه گستردگی و تاثیری که جنگ بر زندگی روزمره آنها داشت، کمتر وارد داستان‌ها شد؟ آیا این مساله بیشتر به فضای احساسی آن دوران برمی‌گشت یا به نگاه و شناخت نویسندگان از مفهوم «جنگ»؟

این سوال کاملاً درستی است؛ اتفاقا بعدها هم درباره این موضوع نوشتند و از خودشان پرسیدند که چرا در آن دوره چنین رویکردی وجود داشت. در آن زمان هر کس داستانی می‌نوشت، سعی می‌کرد، روایتش مستقیماً در خط مقدم جبهه اتفاق بیفتد. در حالی‌که آن روزها جمعیت ایران حدود 36، 37 میلیون نفر بود و تقریباً همه مردم به نوعی درگیر جنگ بودند و عواقب و مصائب آن را روی دوش خودشان حس می‌کردند. البته داستان‌هایی هم در این زمینه نوشته می‌شد که در تهران و به خصوص در پشت جبهه اتفاق می‌افتاد. تهران خودش درگیر موشک‌باران بود و درباره همین تجربه‌ها و موشک‌ها هم داستان‌هایی نوشده شد. این نوع داستان‌ها وجود داشت، اما تعدادشان در مقایسه با آثاری که ماجراهای‌شان در خط مقدم جبهه اتفاق می‌افتاد، بسیار کمتر بود. بعد از پایان جنگ، نویسندگان بیشتر به این بخش از تجربه جنگ توجه کردند و به سراغ روایت زندگی مردم در پشت جبهه و تاثیرات جنگ بر زندگی روزمره آنها رفتند.

چرا جنگ، با وجود اینکه زندگی کودکان و نوجوانان را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود، نتوانست در ادبیات کودک و نوجوان دهه60 به اندازه ادبیات بزرگسال بازتاب پیدا کند؟ آیا مساله اصلی، خشونت و حساسیت موضوع جنگ برای مخاطب کودک بود یا اینکه نویسندگان هنوز راه روایت تجربه جنگ از زاویه نگاه کودک و نوجوان را پیدا نکرده بودند؟

ادبیات کودک و نوجوان، به خصوص ادبیات کودک، در ان دوره چندان رشد نکرد و خیلی نتوانست خودش را نشان دهد. دلیلش هم این بود که موضوع جنگ، موضوع بسیار خشنی بود؛ جنگ بوی خون می‌داد، با کشته شدن و مجروح شدن آدم‌ها همراه بود و طبیعتاً بخشی از این واقعیت‌ها در داستان‌ها هم بازتاب پیدا می‌کرد. نویسنده اگر می‌خواست بر اساس همین واقعیت‌ها برای کودک داستان بنویسد، شاید صلاح نمی‌دید وارد چنین موضوعاتی شود. اما در عوض، می‌شد سراغ کودکانی رفت که در پشت جبهه زندگی می کردند؛ بچه‌ای که پدر یا برادرش به جبهه رفته، برگشته یا برنگشته، شهید شده و خانواده برای او مراسم گرفته‌اند. دلتنگی‌ها و تجربه‌های این کودکان می‌توانست سوژه بسیاری از داستان‌های کودک و نوجوان باشد و تاثیر جنگ بر زندگی و روحیه بچه‌ها را نشان دهد. متاسفانه این اتفاق آن‌طور که باید نیفتاد و ما ادبیات دفاع مقدس کودک چندان پررنگ و قابل توجهی نداشتیم؛ حتی الان هم نمی‌توان گفت چنین ادبیاتی به شکل گسترده داریم.

شاید بعضی‌ها معتقد باشند اساساً بهتر است ادبیات کودک وارد این حوزه نشود. اما در حوزه نوجوان، وضعیت کمی متفاوت بود. بسیاری از نویسندگان رمان‌هایی برای نوجوان داشتند؛ مثلاً درباره نوجوانی که از خانه فرار می کرد و به جبهه می رفت، یا نوجوانی که در جبهه یا نیروهای خودی درگیر می شد و حتی او را به راحتی به جمع رزمندگان راه نمی دادند. از این دست اتفاقات، حتی دستمایه ساخت فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی هم قرار گرفت. با این حال، تعداد این آثار اندک بود و ادبیات نوجوان جنگ نتوانست به اندازه داستان‌های بزرگسال درباره جنگ، خودنمایی کند و جایگاه و گستردگی آن را پیدا کند.

سرنوشت ادبیات کودک و نوجوان پس از جنگ چه بود؟

بعد از جنگ انتظار می‌رفت نویسندگان توجه بیشتری به ادبیات داستانی کودک و نوجوان، به خصوص ادبیات نوجوان ، نشان دهند. اتفاقاً بخش قابل توجهی از داستان‌هایی که در این حوزه خلق شد، بیشتر بعد از پایان دفاع مقدس نوشته شد. در خود دوران دفاع مقدس، غالب آثاری که در حوزه داستان و رمان نوشته می‌شد، مستثیماً درباره جنگ بود. بعد از جنگ بود که برخی نویسندگان به داستان‌های دفاع مقدسی در حوزه کودک و نوجوان هم توجه نشان دادند. البته همان‌طور که عرض کردم، تعداد این آثار آن‌قدر نبود که بتوان گفت این جریان به یک ادبیات گسترده و قابل توجه تبدیل شده است.

با توجه به تغییر فضای فرهنگی و اجتماعی امروز، وضعیت ادبیات دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این ادبیات همچنان توانایی جذب نویسندگان و مخاطبان جدید را دارد، یا با کاهش تولید و کم‌رنگ شدن انگیزه نویسندگان در مسیر افول قرار گرفته است؟

الان من این وضعیت را خیلی بد می‌بینم و معتقدم یک سیر نزولی شدید به وجود آمده است. بسیاری از نویسندگان دیگر مثل گذشته عشق، علاقه و هیجان لازم برای نوشتن درباره ادبیات دفاع مقدس را ندارند. امروز رمان‌های دفاع مقدسی به سختی خلق می‌شوند. فرض کنید در طول یک سال صد رمان منتشر شود؛ شاید یکی یا دو عنوان از آنها درباره دفاع مقدس باشد. این مساله فقط به ادبیات داستانی محدود نمی‌شود؛ در حوزه فیلم و سریال هم وضعیت تثریباً همین است. فیلم‌ها و سریال‌هایی که چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی و تلویزیون ساخته می‌شوند، کمتر به موضوع دفاع مقدس می‌پردازند حتی شاید تلویزیون در طول یکسال یک فیلم دفاع مقدسی هم تولید نکند.

به نظر می‌رسد ما وارد شرایط متفاوتی شده‌ایم و موضوع دفاع مقدس به تدریج دارد به فراموشی سپرده می‌شود. حتی برنامه‌هایی که به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار می‌شوند، گاهی آن‌قدر کلیشه‌ای و سطحی هستند که تاثیرگذاری لازم را ندارند. صرفاً چسباندن چند عکس شهید و نصب پرچم در خیابان، به تنهایی نمی‌تواند معنای واقعی برگزاری یک سالگرد یا بزرگداشت دفاع مقدس را منتقل کند. از طرف دیگر، درسال‌های اخیر برخی از سازمان‌ها و نهادهای دولتی هم وارد میدان شدند. نهادهایی مثل بنیاد شهید و بنیاد جانبازان تلاش کردند برای اینکه چراغ ادبیات دفاع مقدس خاموش نشود، با نویسندگان قرارداد ببندد، حق‌التالیف نسبتاً خوبی به آنها بدهند و آنها را به نوشتن درباره ادبیات دفاع مقدس تشویق کنند. بخشی از آثاری که در یک دهه اخیر خلق شده، به همین شکل به وجود آمده است. با این حال، نمی‌دانم چرا دیگر در میان نویسندگان، آن حال و حوصله و انگیزه لازم برای پرداختن به مسائل سی، چهل سال پیش وجود ندارد؛ حتی در میان نویسندگانی که خودشان در چند دهه گذشته آثار مختلفی خلق کرده‌اند.

شاید چند دهه دیگر، زمانی که ما دیگر نباشیم و نویسندگان نسل جدیدی وارد عرصه شوند، آنها به سراغ این موضوع بروند، مطالعه و تحقیق کنند و درباره دفاع مقدس بنویسند. به خصوص اینکه در حوزه دفاع مقدس، آثار مستند و مستندنگاری‌های بسیار زیادی در حوزه هنری و دیگر نهادهای تولید و گردآوری شده و این منابع همچنان وجود دارد. اگر این منابع در آینده به دست نویسندگان و پژوهشگران توانمند برسد، ممکن است ادبیات دفاع مقدس، حتی اگر از نظر کمی آثار زیادی نداشته باشد، از نظر کیفی رشد کند و آثاری ماندگار و قابل توجه به وجود بیاید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها