سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- هومن هنرمند؛ کتاب انسان زیباشناس که توسط نشر گیلگمش و با ترجمهی آبتین رادمنش به انتشار رسیده، شامل ده مصاحبه با ده اندیشمند است که حوزهی فعالیتشان فلسفه هنر و زیباییشناسی است. وجه اشتراک آنها این است که همگی از سنت فلسفه تحلیلی برآمدهاند. ترجمهی این کتاب از چند حیث در فضای نقد هنری ایران مهم و قابل توجه است.

وقتی به لیست منابع کنکوری رشتههای دانشگاهیای چون پژوهش هنر و فلسفه هنر در ایران نگاهی بیاندازید یا به عمدهی نوشتههای نقد هنر معاصر رجوع کنید، با سیطرهی گفتمان فلسفهی قارهای مواجه میشوید. چنانچه در کتاب هانس مایس نیز به این مقوله اشاره میشود، بسیاری از مفاهیم هنر معاصر همچون مرگ مؤلف نه در ایران بلکه در کل جهان بیشتر برگرفته از فلسفه قارهای هستند. در کتاب انسان زیباشناس شما با حوزهی متفاوتی از اندیشه آشنا میشوید که پیشفرضهای فلسفه قارهای را به رسمیت نمیشناسد. درعینحال قائل به قرارگیری در نقطهی مقابل فلسفه قارهای هم نیست، بلکه بیشترِ اندیشمندانی که نویسنده بهسراغ آنها رفته است، بر بده بستان میان این دو حوزه تأکید دارند.
شاید با برخی از چهرههای کتاب پیشتر آشنا باشید. متفکرانی چون راجر اسکروتن که کتابهای او در حوزهی فلسفه سیاسی به طور گسترده ترجمه شدند. یا با آرتور دانتو، که تا حدی در ایران شناخته شده و اخیراً آثار او مورد توجه مترجمان قرار گرفته. امّا در کنار آنها نظریهپردازانی هستند که همچنان آثارشان در فضای نشر ایران غایب است. از این جهت این کتاب هم مفاهیم اصلی مستتر در اندیشهی هر متفکر بزرگ چون دانتو، اسکروتن، پل گایر، نوئل کرول یا سینتیا فریلند را بهصورت ساده در اختیار مخاطب قرار میدهد، هم او را با متفکرانی آشنا میکند که حتی اسم آنها به گوشش نخورده است؛ حال آنکه متفکری چون کندال والتون در فضای دانشگاهی غرب در حوزه زیباشناسی مقبولیتی جدی دارد.
دامنهی بحث در این کتاب بسیار گسترده و متکثر است. هانس مانس با آشنایی کامل با نظریات و مقالات هر اندیشمند با او مصاحبه میکند و در مواردی آرا و عقاید یکی را در مصاحبه با دیگری پیش روی او میگذارد و نظر دیگری را در مورد همان مقوله میپرسد. برخی مقولات دیگر کلیاند و در چند مصاحبه مورد پرسش قرار میگیرند. از این جملهاند مواردی چون: تعریف هنر، نیت مؤلف، امکان و میزان پیشرفت در فلسفه هنر، میزان توجه به زیباییشناسی در دهههای گذشته یا چرایی عدم توجه کافی به رقص یا معماری از سوی فلاسفه. از جهتی دیگر با برخی از متفکران سؤالاتی در میان گذاشته میشود که به دلیل شهره بودن یا تخصص آنها در موضوع مورد نظر هستند. مثلاً سینتیا فریلند متمرکز بر مطالعه روی پرترهها بوده است، اندیشههای محافظهکارانهی اسکروتن بخشی جداییناپذیر از تفکر او هستند، نوئل کرول مطالعاتی گسترده روی هنر سینما داشته و یا پل گایر تقریباً بیشترِ کارهایش متمرکز روی فلسفهی کانت بوده است. نوع رویارویی این متفکران با مسائل بسیاری از پیشفرضهای مخاطبان دربارهی هنر را به چالش میکشد. مثلاً مقولهای چون نیت هنرمند در نظر بسیاری از آنها حائز اهمیت است و به اهمیت نداشتن نظر هنرمند یا نویسنده باور ندارند. در مواردی خواننده از نظرات برخی شوکه میشود مثل وقتی که اسکروتن موسیقی پاپ یا راک را انحطاط فرهنگی میخواند. شاید حلقهی اتصال آنها روشنگری باشد، آنها برخلاف فلسفهی قارهای که ابهام و گستردگی معنا در آن به وضوح قابل مشاهده است به تمایز، ردهبندی و روشن کردن مباحث تمایل دارند. علاوه بر آن برخی از آنها ارتباطی ملموس و دوجانبه میان نظریات خود و نظریات علمی برقرار کردهاند. چیزی که در فلسفه قارهای عمدتاً از آن غفلت شده است.
تأثیرگذارترین چهرهی کتاب آرتور دانتو است که هانس مایس به اثرگذاری نظریات او بر اندیشهی خودش اذعان دارد. همچنین دانتو چهرهای است که در چند مصاحبهی دیگر نیز به نظریاتش اشاره میشود. او کسی است که به همراه جورج دیکی با تعریف خود از عالم هنر تفسیرهایی منحصر به فرد از آثار هنرمندانی مثل دوشان و وارهول ارائه داد. از دیگر سو مفهومی چون پایان هنر را مطرح کرد که جنجال بسیاری آفرید. همچنین توجه زیادی به مقولهی تعریف هنر نشان داد؛ مسئلهای که برخی تمرکز بر آن را بیفایده میدانند و برخی همچنان در پی ارائه تعریفی از هنر با توجه به تحولات هنری چند دهه اخیر هستند. غیر از این، مصاحبه با دانتو پیوند دقیقی میان مفاهیم کلی نظام اندیشهی او برقرار میکند و البته مصاحبهای صمیمانه است که درعینحال خواننده را با بسیاری از هنرمندان مورد علاقهی او آشنا میکند. اگر تنها بخواهید یکی از مصاحبههای این کتاب را بخوانید، قطعاً مصاحبه با دانتو مهمترین مصاحبه کتاب است.
نظر شما