به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در پنجمین رویداد «جمعه های تئاتر شهر» که عصر روز جمعه بیست و نهم خرداد ماه در تالار مشاهیر تئاتر شهر برگزار شد، فیلم مستند «تمرین آخر» به کارگردانی مرحوم ناصر تقوایی و تهیه کننده گی اداره کل هنرهای نمایشی به نمایش درآمد و پس از آن محمد حسین ناصربخت پژوهشگرتعزیه و نمایش ایرانی، نویسنده و کارگردان تئاتر که مدیریت تولید این مستند را نیز به عهده داشت ، درباره نحوه ساخت اثر، چگونگی دعوت از زنده یاد تقوایی و دیگر روایت های مرتبط با این فیلم سخنرانی کرد.
کورش سلیمانی بازیگر، کارگردان و رئیس مجموعه تئاترشهر در ابتدای این برنامه گفت: در هفتههای گذشته توانستیم دقایقی فرهنگی را در کنار یکدیگر تجربه کنیم؛ چیزی که شاید در لابهلای طوفان حوادث روزگار کمتر به آن توجه میشود، اما ما به فرهنگ نیاز داریم. چنان که استاد بیضایی گفت: «جهان را چارهای جز فرهنگ نیست.» بنابراین «جمعه های تئاتر شهر»، فرصتی برای با هم بودن، دیدار تازه کردن و پربار ساختن لحظاتی است که در خانهٔ خودمان – یعنی تئاتر شهر – میگذرانیم . ما برای برنامهٔ امروز و متناسب با ایام محرم، در جستجوی انتخابی بودیم که به فیلم « تمرین آخر» ساختهٔ استاد ناصر تقوایی رسیدیم. چرا که به نظر من تکرار برخی نامها برای فرهنگ ما برکت دارد؛ ناصر تقوایی نیز از جملهٔ این نامهاست. او در سراسر عمر پربارش کوشید جهان را برای ما زیباتر و سرشارتر کند.
وی درباره ویژگی های فعالیت های هنری مرحوم تقوایی در حوزه های مختلف ادبیات و سینما اظهار کرد: آثار ناصر تقوایی، سرشار از اندیشه، نبوغ، خلاقیت، میهنپرستی و اخلاق است؛ نگاهی درست به فلسفهٔ بودن، چگونه زیستن و از حیث تکنیکی و شناخت درام و سینما، آثاری همیشه درخشان و آموزنده. این آثار صرفاً تعدادی فیلم سینمایی درجهٔ یک نیستند، بلکه سالها میتوانند برای ما همچون مکتب و مدرسهای ماندگار باشند. او فیلمهایی چون «آرامش در حضور دیگران»، «صادقخورده»، «نفرین»، «ایران»، «ناخدا خورشید»، «کاغذ بیخط» و دیگران ساخت؛ سریال «داییجان ناپلئون» را آفرید؛ مستندهای «باد جن»، «اربعین»، «تمرین آخر»، «تاکسیمتر»، «فروغ فرخزاد» و غیره را ساخت و حتی فیلم کوتاه و داستان نوشت. پس نگاهی به کارنامهٔ او نشان میدهد که تقوایی برای ساختن تصویری از دنیایی بهتر برای هموطن ایرانی، برای گفتگو با مردم و گسترش دانایی و انسانیت، از هر راهی بهره گرفت. او سالها تلاش و مبارزه کرد؛ گاه پیروز شد و گنجینهٔ سینما و هنر و فرهنگ ما را پربار ساخت و آنگاه که نشد و نتوانست، پس این ما بودیم که فرصتی گرانبها را برای غنیتر کردن جهان هنر ایرانی از دست داده و زیان دیدیم.
این بازیگر و کارگردان تئاتر در ادامه صحبت های خود گفت: برای من، ناصر تقوایی نمونهای بارز و درخشان از یک روشنفکر ایرانی است. از همان فیلم «ای ایران» او میتوان دریافت که چقدر وطنش را دوست داشت. تمام آثار سینماییاش را بنگرید: بر فرهنگ ایران، بر قومیتها، بر ویژگیهای زیستی و روابط ایرانی کار کرد ؛ او عاشق وطنش بود و لحظهای توقف نکرد. به نظر من زنده یاد تقوایی نمونهای از کسانی است که خود را فدای هنر و فرهنگ ایران کردند، نه آن که ایران و هنر را فدای خود کنند و امروز بسیار خوشحالم که تماشاگر فیلم مستند «تمرین اخر» این کارگردان ارزنده سینمای ایران هستیم که با موضوع «تعزیه» پیش روی مخاطبان قرار گرفت.
سلیمانی افزود: تعزیه، چنانکه شما بهتر از من میدانید، جایگاهی بسیار مهم در فرهنگ ایران، هنر ایران و به ویژه هنرهای نمایشی ما دارد و یکی از نمادهای نمایش ایران در جهان است. دری گرانبهاست که ما هنوز به آن نرسیدیم؛ شاید ظاهراً و سطحی به آن پرداختهایم، اما به شکلی عمیق و همهجانبه به آن نپرداختهایم. در حالی که نه تنها از لحاظ دینی و معنوی ( چنان که در روستاهای کرمانشاه، تعزیه اجرا میشد و مادرم از کودکیاش تعریف میکرد که میرفتند تعزیه میدیدند و صادقانه و با ایمان کامل اشک میریختند ) بلکه در سادگیاش، هر حرکت و هر اقدامی برای زنده نگه داشتن تعزیه، امری ملی و بسیار با اهمیت است. تعزیه از جهت تکنیکی نیز بسیار غنی و الهام بخش است و کارگردان های معتبر جهان از تکنیک های یگانه تعزیه بارها و به شکل های گوناگون بهره برده اند، امری که در تئاتر خودمان جز معدود تلاش های ارزنده ای که هرگز کافی نیست، مغفول مانده است و دانشجویان هنر و تئاتر ما هم وظیفه دارند در این زمینه بیشتر کار کنند.
رئیس تئاترشهر در بخش پایانی صحبت های خود بیان کرد: امیدوارم تئاتر شهر با نمایش این فیلم در حضور شما عزیزان – که هر یک برای من جهانی از معرفت و ارزش هستید – بتواند گامی فرهنگی در راستای «جمعههای تئاتر شهر» بردارد؛ جایی که خانهٔ شماست و با آمد و شد خود، خون تازهای در رگهای این ساختمان دوستداشتنی جاری میسازید. من امیدوارم این حرکت، هر چند کوچک، در جهت معرفی تعزیه و نیز زنده نگه داشتن یاد ناصر تقوایی، شایسته و ارزنده باشد.
محمدحسین ناصربخت نویسنده، کارگردان ، مدرس و پژوهشگر تعزیه و نمایش ایرانی که در زمان ساخت این اثر به عنوان مدیرتولید فیلم در کنار زنده یاد ناصر تقوایی حضور داشت ، با ارائه توضیحاتی از ضرورت های ساخت این مستند گفت: ما در «کانون نمایشهای آیینی و سنتی» از سالها پیش در پی آن بودیم که تعزیه و دیگر نمایشهای ایرانی را به جهانیان معرفی کنیم؛ زیرا مشهورترین نمایش ایرانی در سطح جهان، بیگمان شبیهخوانی است. البته پیش از ما بزرگانی چون بهرام بیضایی، عنایت شهیدی و علی نصیریان برای شناساندن و بهرهگیری از نمایشهای ایرانی بسیار کوشیدند. پیش از انقلاب نیز سمیناری مفصل با موضوع تعزیه در شیراز برگزار شد که بعدها مجموعه مقالات آن در ایران ترجمه شد. دردوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم تلاش شد تا تعزیه حضوری برجسته و بینالمللی در رویدادهایی چون جشنواره «آوینیون» فرانسه داشته باشد که در این زمینه هم اتفاقات موثری برای معرفی هرچه بهتر تعزیه و هنر شبیه خوانی افتاد.
وی با ارائه توضیحاتی مشروح از روند ثبت جهانی تعزیه ایران در یونسکو افزود : در همان سالها که کانون نمایشهای آیینی و سنتی شکل گرفت و پس از آن جشنواره نمایش های آیینیسنتی هم راهاندازی شد. تصمیم گرفتیم که معرفی و تبلیغ بیشتری در حوزه تعزیه داشته باشیم تا سرانجام در دهه ۱۳۸۰، پس از آنکه یونسکو طرح ثبت میراث ناملموس جهانی را تصویب کرد، گامهای عملی برای ثبت جهانی نمایشهایمان آغاز کردیم. در اواخر سال ۱۳۸۲، کمیتهای در مرکز هنرهای نمایشی با ریاست وقت آقای نشان (رئیس وقت مرکز هنرهای نمایشی) تشکیل شد. در این کمیته، نماینده یونسکو در ایران، خانم لاله تقیان (مسئول وقت دفتر پژوهش و انتشارات)، آقای فتحعلیبیگی و بنده به عنوان پژوهشگران عضو کانو و فرهاد مهندسپور (رئیس شورای نظارت مرکز) حضور داشتند. البته که در این مجال ما از راهنماییهای دکترستاری نیز بهره میبردیم.
ناصربخت ادامه داد: سرانجام، اعضای کمیته به این نتیجه رسیدند که برای تکمیل پرونده ثبت جهانی، باید اسناد تعزیهخانههای سراسر کشور، مقالات و پژوهشهای انجامشده را جمعآوری کنیم و دو فیلم بسازیم: یک فیلم بلند که مجلس کاملی از تعزیه را معرفی کند و یک فیلم دهدقیقهای که مهمتر بود و باید اجزا، عناصر، تاریخچه، آسیبها و خطرات پیشروی تعزیه را بهعنوان میراث ناملموس نشان میداد و در پایان، راهکارهایی برای زندهنگهداشتن آن ارائه میکرد. برای این کار، از آقای تقوایی دعوت کردیم تا فیلمبرداری را بر عهده گیرد. ایشان راهنماییهایی از ما خواستند و ما کوشیدیم بهترین تعزیهخوانان آن روز ایران را گرد آوریم. نسخه ای هم که انتخاب شد «نسخه میرزا اعضای کاشانی» بود که نمایشیترین مجالس تعزیه را نوشته است. ویژگی آثار میرزا اعضا این است که تعزیه را از منظر نمایشی به اوج رسانده؛ پیش از او نسخههای قدیمیتری در قزوین، تفرش و دیگر مناطق داشتیم، اما نسخه او را به دلیل نمایشیبودنش برگزیدیم. (مجلس ۵۰ دقیقهای که در فیلم میبینید، اگر کامل اجرا شود ۴ تا ۵ ساعت به طول میانجامد؛ ولی در فیلم، قطعات کوتاه شده است.)
مدیرتولید مستند «تمرین آخر» درباره انتخاب لوکیشن فیلم هم گفت: ما برای یافتن بهترین لوکیشن، تقریباً همه تکایای حاشیه کویر را بررسی کردیم؛ از جمله تکایای تهران و اطراف آن که پیشتر پژوهش کرده بودیم. سرانجام به «زواره» در نزدیکی اردستان رسیدیم. زواره یکی از مناطق کهن با قلعههای اسماعیلیه و آثار باستانی فراوان است؛ بازار، امامزاده، مسجد، منارهای بسیار قدیمی و چهار تکیه در دو محله اصلی دارد (دو تکیه سرپوشیده و دو تکیه سرباز) که در فیلم از هر دو نوع استفاده شده است. پیشتر نیز چندین همایش تعزیه در زواره برگزار کرده بودیم زیرا مردم آنجا سخت به تعزیه علاقه دارند. به طوری که تماشای مجالس کمتر از ۶ ساعت را نمیپذیرند؛ آنها تماشاگرانِ واقعیِ تعزیهاند که با ریتم طبیعی و سنتی خود، دقیقاً فضای آیینی اوج تعزیه را بازآفرینی میکنند. این درحالی بود که ما پژوهشگران تعزیه، گاه همپای آنان نمیتوانستیم از پسِ نشستنِ ۶ ساعته برآییم، اما آن فضا، تماشاگران آگاه و معماری اصیل، همه دست به دست هم داد تا زواره را برگزینیم.
وی با اشاره به حضور یک تیم حرفه ای تولید آثار سینمایی در ساخت این مستند ادامه داد: ما حدود سه هفته در زواره مستقر شدیم. جالب آن که از آقای تقوایی خواسته بودند فیلم ۱۰ دقیقهای مستند برای یونسکو بسازد، اما ایشان از این فرصت بهره برد و یک فیلم ۵۰ دقیقهای با عنوان «تمرین آخر» نیز ساخت و اتفاقا بخشهایی از این فیلم هم در مستند یونسکو استفاده شد، اما نکتههایی نیز هست که در «تمرین آخر» دیده نمیشود و من امیدوارم روزی آن مستند کامل را نیز بتوانیم به نمایش بگذاریم. به هر حال پس از آن، پرونده کامل شد و برای ثبت جهانی ارسال شد. در دور اول، به دلیل مشکلاتی چون پرداخت نشدن حق عضویت ایران، پرونده برگشت داده شد؛ ولی در سال ۱۳۸۶، میراث فرهنگی بار دیگر پیشقدم شد و این بار عظیم موسوی (از پژوهشگران تعزیه) از طرف میراث فرهنگی، و بنده و اردشیر صالحپور از طرف مرکز هنرهای نمایشی، کار را ادامه دادیم. در آن مرحله، فیلم جدیدی کوتاهتر و سادهتر با تأکید بر آسیبهای تعزیه ساخته شد که از آرشیو و نیز بخشهایی از فیلم آقای تقوایی استفاده میکرد و سرانجام در یونسکو، تعزیه بهعنوان میراث ناملموس ایرانیان ثبت جهانی شد.
این مدرس و پژوهشگر حوزه نمایش های ایرانی در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: پس از ثبت جهانی پرونده تعزیه، مقرر شد فوراً اقداماتی برای تأسیس «بنیاد تعزیه» انجام شود تا از این میراث نگهداری کند؛ اما متأسفانه تا امروز این بنیاد ایجاد نشده است. در حالی که ما همچنان به آرشیوی جامع، موزهای برای نمایش اسناد، کتابخانهای برای گردآوری نسخهها و محلی برای مراجعه پژوهشگران نیاز داریم و نکته غم انگیزتر این که اکنون بهترین آرشیوهای شناختهشدهٔ تعزیه، در واتیکان است، در حالی که همه مواد و اسناد آن در ایران وجود دارد و هیچ کانون و بنیادی هم برای تمرکز و دسترسی پژوهشگران فراهم نیست یعنی همان خواستهای که در پایان فیلمهای آقای تقوایی و آقای موسوی بر آن تأکید شد، همچنان برجای مانده است.
ناصربخت با اشاره به محتوای طراحی شده در فیلم «تمرین آخر» و تمایز آن با تعزیه اصیل تصریح کرد: آقای تقوایی در فیلم مستند، «تمرین آخر» الزامی برای نمایش دقیق ازتعزیه اصلی نداشت؛ ایشان فیلمی الهامگرفته از تعزیه ساخت که جنبههای سینمایی را نیز رعایت کرده است. این فیلم «تمرین» است؛ ازاینرو نباید انتظار تعزیهٔ کامل داشته باشید. در تعزیه، تمرین و اجرا همواره پیشِ روی تماشاگر انجام میشود و فاصلهای میان آن دو نیست. اما آقای تقوایی با انتخاب زوایای دوربین، نورپردازی و بهرهگیری از معماری بنا، جای خالی تماشاگر را پر کرده است؛ برای نمونه، امام و اهلبیت را به طبقه بالا میبرد تا جایگاهی نمادین بسازد، یا صحنهٔ توبهٔ حر را در بازار نشان میدهد و از آیین «خونبست» (بستن دست به قرآن و شمشیر) و معماری زواره بهره میگیرد. ایشان همچنین با قاببندیهای دقیق و نورپردازی باریکهنور، فضایی تأملبرانگیز آفریده است. نکتهٔ دیگر اینکه، آقای تقوایی در جابهجاییِ زمانیِ برخی صحنهها، به دنبال رسیدن به معنای پنهان واقعه بوده و نه ثبت عینی آن؛ بنابراین، اگر پژوهشیِ تعزیه، فیلم را با اصل مجلس بسنجد، ناهماهنگیهایی خواهد یافت. با این حال، بازیها همچنان بر همان ژستهای اغراقآمیز و ویژگیهای نمایشِ میدانیِ تعزیه استوار است و ایشان در جنس بازی دخالت چندانی نکرده، جز اینکه گاهی برای کنترل کادر و فیلمبرداری، از بازیگران میخواسته مکث بیشتری داشته باشند. طبیعتاً وقتی دوربین از یک سو میگیرد، بازیِ چهارسویِ تعزیه به یکسویه تبدیل میشود و بخشی از پویایی میدانی از دست میرود، اما آقای تقوایی با گرفتن زوایای گوناگون سعی در جبران آن داشته است. به هر روی، «تمرین آخر» فیلمی است با وفاداری به عناصر تعزیه، اما یک مجلس کاملِ تعزیه نیست؛ چون اجرای کاملِ آن مجلس، نزدیک به ۶ ساعت طول میکشد و شخصیتهای فرعی نیز هرکدام قطعات و شهادتهای جداگانهای دارند.
وی در پایان صحبت های خود گفت: بسیاری از تعزیهخوانان، این آیین را سینهبهسینه و در کنار مجلس آموختهاند و شاید نتوانند به روشنی شرح دهند که چه میکنند؛ اما ضرورت دارد پژوهشگرانی بنشینند و این گنجینه را از نظر بازی، موسیقی، آداب و تأثیرات متقابل فرهنگی بررسی کنند. امید که روزی بنیاد تعزیه شکل گیرد و تمام اسناد و نسخهها گردآوری شود تا این میراث سترگ، چنان که شایستهٔ آن است، پاس داشته شود.
نظر شما