سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - احمد رحیمخانی سامانی، دکتری زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه: صنعت چاپ و نشر این استان اگر امروزه در میان اقرانش رونقی دارد، مرهون مهارت و دانش زندهیاد قاسمی است. برای من که بیش از سی سال همسنگر او بودم، باورکردنی نیست که دیدارمان به قیامت افتاده باشد.
از کویت تا سامان؛ هجرت در جستوجوی کلمات
محمد قاسمی متولد ۲۶ آبان ۱۳۴۹ در کویت بود که در ۳ سالگی به همراه خانواده به ایران بازگشت و پس از توقفی کوتاه در تهران، از سال ۱۳۵۸ در زادگاه پدریاش «سامان»، دیارِ عمان و دهقان سامانی، ریشه دواند. او که به خواست پدر ابتدا در رشته پیراپزشکی تحصیل میکرد، خیلی زود دریافت که گمشدهاش نه در بالین بیماران، که در میان اوراق کتابهاست. همین شد که با انصراف از تحصیل، مسیر حرفهای خود را با نرمافزار «زرنگار» و همکاری با انتشارات «عمان سامانی» آغاز کرد.
با آغاز دهه هشتاد، قاسمی به عنوان ستون فقراتِ فنی بسیاری از نشریات و انتشاراتیهای استان شناخته شد. او طی دو دهه فعالیت در انتشارات «سامان دانش» و دیگر مراکز نشر، مقدمات آمادهسازی، ویراستاری فنی و اخذ مجوز بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب را فراهم آورد. رحیمخانی معتقد است تجربه سیساله کار با زرنگار و تسلط بر ظرایف چاپ، او را به آگاهترین کارشناس حوزه کتاب در چهارمحالوبختیاری تبدیل کرده بود که کمتر نویسنده یا شاعری در استان از مشاورههای او بینیاز بود.
قریحهای که در پسِ فروتنی پنهان ماند
قاسمی که پرورده انجمن ادبی سامان و شاگرد بزرگانی چون شیخ «مرتضی تبیان» بود، در جوانی با قصاید استوارش شناخته میشد. با این حال، فروتنیِ ذاتیاش مانع از آن شد که اشعارش را برای چاپ به مجلات بسپارد. «زبان نرم»، «بیان روان» و «تصویرسازیهای لطیف» را ویژگیهای شعر قاسمی است و امیدواری است که مجموعه آثار ویراسته او به زودی رنگِ نشر به خود ببیند.
دانشجویی که در آستانه فارغالتحصیلی، آسمانی شد
مرحوم قاسمی میخواست پژوهشهایش را روشمند کندو به دانشگاه بازگردد، اما تقدیر چنان بود که پیش از پایان تحصیل، در تیرماه ۱۴۰۴ بر اثر عارضه قلبی، چشم از جهان فروبندد.
نامگذاری معبری به نام وی و انتشار اشعارش، کمترین وظیفه مسئولان فرهنگی در قبال مردی است که عمری چراغخاموش در خدمتِ «کتاب» بود.
نظر شما