به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، اسدالله عباسیان در نشست ادبی اراک با بررسی مفهوم «شاعر بهعنوان وجدان بیدار زمانه» تأکید کرد: بیداری وجدان و مسئولیت اجتماعی منحصر به شاعران نیست و هر فردی میتواند در عصر خود نقش آگاهیبخش و انتقادی ایفا کند.
وی به واکاوی یکی از رایجترین تعابیر درباره جایگاه شاعر در جامعه پرداخت و بیان کرد: غالباً گفته میشود شاعر وجدان بیدار یا وجدان ناآرام عصر خویش است، اما کمتر به معنای عمیق این عبارتها توجه شده و اغلب از سر عادت و سهلانگاری تکرار میشوند.
وی سخنان خود را با اشاره به شعری از سهراب سپهری آغاز کرد و افزود: برخی چنان شیفته این تعابیر میشوند که برای شعر جایگاهی قدسی و آسمانی قائل هستند، اما باید پرسید آیا واقعاً شعر مرتبهای آسمانی دارد و آیا شاعر بهتنهایی وجدان بیدار جامعه است؟
عباسیان با بیان اینکه تعریف شعر و شاعر در میان اندیشمندان و صاحبنظران یکسان نیست، اظهار کرد: وجدان بیدار و ناآرام زمانه تنها مختص شاعر نیست و هر انسان آگاهی میتواند در هر عصر و جامعهای چنین نقشی ایفا کند.
وی ادامه داد: شاعر زمانی میتواند آینه جامعه خود باشد که فراتر از محرکهای درونی و گرایشهای شخصی به جامعه بنگرد و واقعیت را آنگونه که هست مشاهده کند، نه آنگونه که خود میخواهد. به تعبیر مولانا: «طالب هر چیز ای یار رشید/ جز همان چیزی که میجوید ندید»
این پژوهشگر ادبیات افزود: انسانها غالباً در دیگران همان چیزی را میبینند که در درون خود جستوجو میکنند و بسیاری از سوءتفاهمهای اجتماعی نیز از همین ناتوانی در دیدن واقعیت دیگران ناشی میشود.
عباسیان در ادامه به مفهوم وجدان پرداخت و گفت: وجدان به معنای قوهای درونی است که انسان را از نیک و بد اعمال آگاه میسازد و او را در برابر ظلم، تبعیض و بیعدالتی حساس میکند. با این حال، وجدان امری ثابت و مطلق نیست و از نظام تربیتی، فرهنگی و اجتماعی هر جامعه تأثیر میپذیرد.
وی خاطرنشان کرد: هر جامعهای معیارهای ارزشی خاص خود را دارد و به همین دلیل نمیتوان برای وجدان انسانی حکمی یکسان و جهانشمول صادر کرد. اگرچه میان انسانها مشترکات اخلاقی وجود دارد، اما تفاوت در خاستگاههای فرهنگی و ارزشی موجب تفاوت در داوریهای وجدانی میشود.
این شاعر و مدرس با اشاره به تفاوت نگرشهای فکری و اعتقادی تصریح کرد: همانگونه که وجدان انسانها با یکدیگر متفاوت است، وجدان شاعران نیز یکسان نیست. برای نمونه، وجدان مذهبی و غیرمذهبی یا پیروان مذاهب مختلف، در ارزشگذاریها و برداشتهای اخلاقی تفاوتهایی دارند.
وی یادآور شد: برخی فلاسفه بر این باورند که انسان بهطور فطری از نوعی معیار اخلاقی برخوردار است، اما واقعیت آن است که وجدان انسان در معرض تأثیرپذیری از محیط و شرایط اجتماعی قرار دارد.
عباسیان با طرح این پرسش که اگر شاعر را وجدان بیدار عصر بدانیم، چه انتظاری از او داریم، گفت: نخستین انتظار آن است که خود شاعر نسبت به انگیزهها، گرههای روحی، کنشها و واکنشهای درونی خویش آگاهی و بیداری داشته باشد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم «اتوریته» پرداخت و اظهار کرد: انسان موجودی شرطی است و ذهن او از دوران کودکی تحت تأثیر اقتدارها و مرجعیتهایی مانند پدر، مادر، معلم، دوستان و سایر افراد اثرگذار شکل میگیرد.
به گفته وی، اتوریتهها با انتقال باورها، برداشتها و ارزشهای خود، در شکلگیری ذهن و شخصیت افراد نقش مهمی ایفا میکنند و از آنجا که خود آنان نیز تحت تأثیر اتوریتههای پیشین قرار گرفتهاند، این فرایند بهصورت زنجیرهای ادامه مییابد.
عباسیانبا بیان اینکه انسان شرطیشده تا حدی شبیه یک رایانه برنامهریزیشده عمل میکند، گفت: هر عقیده و باوری زمانی که به اعتقادی راسخ تبدیل شود، میتواند نقش یک اتوریته را ایفا کرده و بر ذهن و رفتار انسان اثر بگذارد.
نظر شما