جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۸
مهری بهفر: ملی‌گرایی شاهنامه، همگرایانه، متواضع و ظریف است

مهری بهفر، شاهنامه پژوه گفت: ملی‌گرایی کهن شاهنامه به شدت همگرایانه، متواضع و ظریف است. هرگونه افزودنی وارداتی این تعادل را به هم می‌زند. تأکید بسیار به «امت» در مقابل «ملت» همین کار را می‌کند. وقتی خیلی زیاد به فارسی تأکید شود و نه آن شکل کاملاً طبیعی که در شاهنامه وجود دارد، اقوام دیگر این حس را خواهند داشت که شاهنامه مال آن‌ها نیست. درحالی‌که در شاهنامه کلمات ترکی، سریانی، یونانی و عربی هست و هیچ‌گونه ایدئولوژی برای حذف آن‌ها وجود نداشته است.

به گزارش خبرنگار سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست تخصصی «شب شاهنامه و ایران» با هدف واکاوی پیوند هویت ملی و حماسه حکیم توس، با حضور نصرالله مدقالچی، مهری بهفر، مریم طاهری‌مجد و علی دهباشی در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.

مهری بهفر: ملی‌گرایی شاهنامه، همگرایانه، متواضع و ظریف است

شاهنامه و پایداری زبان فارسی

حسن انوری به دلیل محدودیت‌های جسمانی، پیام خود را به‌صورت مکتوب برای این نشست ارسال کرد. متن کامل این پیام که علی دهباشی آن را خواند، به شرح زیر است:

سخن را بدین خوارمایه مدار؛ مراد از خوارمایه چیست؟ به نظر من فردوسی در این دو بیت که نظایر آن در شاهنامه زیاد است می‌گوید سخن را به پول مفروش. مگر سخن را به پول می‌فروختند که فردوسی می‌گوید سخن را به پول مفروش؟ ناصرخسرو، شاعر نامدار، به این پرسش پاسخ می‌دهد: آری، شاعران، دقیق‌تر بگویم، شاعران درباری شعر را به پول می‌فروختند. ناصرخسرو می‌گوید: «ای شعرفروشان بشناسید این ژرف‌سخن‌های مرا گر شعرایید». ناصرخسرو جامعه‌شناسی شعر نخوانده بود، اما با «شعر در برابر اخلاق» آشنا بود. امروز این نکته روشن‌تر و صریح‌تر گفته می‌شود. آنچه ملت ایران را در فضای تاریخ و در درازای تاریخ زنده نگه می‌دارد، ادب و ادبیات است.

زبان‌شناسان می‌گویند در جهان ۶۰۰۰ زبان وجود دارد ولی نیمی از آن‌ها درحال انقراض است. من خود در عمر ۹۰ ساله خود شاهد انقراض چند زبان در منطقه‌ای که زادگاه من در آن قرار داشت بودم. ازجمله در روستایی زبانی خاص بود که زبان‌شناسان آن را می‌شناختند؛ ازجمله دانشمند زبان‌شناس، دکتر احسان یارشاطر که افتخار دوستی ایشان را داشتم، از من خواست درباره آن زبان کاری کنم. ۲۰۰ واژه فارسی به من فرستاد که معادل آن‌ها را در زبان مزبور با گفت‌وگو با روستاییان آن روستا به دست آورم. من این کار را کردم. سال ۱۳۵۲ پس از تقسیم اراضی یا اصلاحات ارضی، عده‌ای از روستا رفتند. پس از انقلاب ۵۷ نیز بقیه کوچ کردند و ده خالی شد. دیگر کسی نبود بدان زبان سخن بگوید و بدین‌سان زبان از بین رفت.

به نظر جامعه‌شناسان، اغلب زبان‌ها چنین سرنوشتی در انتظارشان است. فقط زبان‌هایی خواهند ماند که در آن زبان‌ها شاهکارهای ادبی به وجود آمده است. «جوئل بیزن»، جامعه‌شناس زبان، می‌نویسد سرانجام چهار زبان پایدار خواهد بود: یونانی، رومی (ایتالیایی)، فارسی و انگلیسی. در این زبان‌ها شاهکارهایی به‌وجود آمده که نشان‌دهنده نبوغ بشری است. برای ملت ایران زهی افتخار که شاهنامه فردوسی یکی از این چهار است که مدنیت را پایدار خواهد داشت.

انوری در پایان پیامش نوشت: قرار بود من بیایم در این شب بخارا چند کلمه سخن بگویم، اما به‌علت این ناتوانی موفق نشدم. به خواهش دوست عزیزم، علی دهباشی، این چند کلمه را نوشتم و این چند بیتِ «حسین مسرور» را خطاب به فردوسی تکرار می‌کنم:

کجا خفته‌ای ای بلندآفتاب / برون آی و بر فرق گردون بتاب

نه اندر خورِ توست روی زمین / ز جا خیز و بر چشم دوران نشین

مهری بهفر: ملی‌گرایی شاهنامه، همگرایانه، متواضع و ظریف است

ناسیونالیسم وارداتی در برابر ملی‌گرایی ارگانیک

در ادامه این نشست، مهری بهفر به نقد دیدگاه‌های ناسیونالیستی مدرن و انطباق آن‌ها بر شاهنامه پرداخت. متن این سخنان به شرح زیر است: «موضوع من درباره ملی‌گرایی کهن، مستمر، منحصربه‌فرد، ارگانیک و طبیعی است که در شاهنامه ساخته می‌شود، فعلیت پیدا می‌کند و تا به امروز مرتب تکرار تجربه و فهم می‌شود. این «ما»ی نامنحصر ایرانی به این قوم یا آن قوم و این دین یا آن مذهب نیست. مای ایرانی که منحصر به مذهب یا قوم خاصی نیست، در شاهنامه به‌وجود می‌آید. ما بودن ما، به‌واسطه این روایت‌ها ساخته می‌شود و نه اینکه یک‌بار فقط ساخته بشود و تمام شود؛ بلکه درطول تاریخ از هنگامی که فردوسی آن را تنظیم و تدوین فنی و هنری می‌کند تا به امروز مرتب تکرار تجربه و فهم می‌شد.

تصور مشترک ما از ایران اصلا مدیون همین روایت‌هاست تا برسیم به ابتدای قرن چهاردهم که در این موقع نظریه‌های سیاسی ناسیونالیستی و نظریه‌های چپ سیاسی وارد می‌شود. ناسیونالیسم وارداتی منویات میهن‌پرستانه خودش را می‌آورد و روی شاهنامه منطبق می‌کرد و دراین‌باره هم تبلیغ می‌کرد و هم اگر لازم می‌شد مصادره می‌کرد. دوز میهن‌پرستی که آن مدلی در شاهنامه نیست را با تبلیغ و تفسیر و حتی تحریف وارد کردند. بیتی که در ابتدای برنامه تکرار شد، متعلق به فردوسی نیست و تحریفِ همان میهن‌پرستی ناسیونالیستی است. ملک‌الشعرای بهار و مجتبی مینوی بارها درباره آن نوشتند، اما این تحریف‌ها مثل یک فیلتر میان ما و شاهنامه فاصله انداخته است.

وی افزود: این جریانات مضر هستند؛ چرا که ملی‌گرایی کهن شاهنامه به‌شدت همگرایانه، متواضع و ظریف است. هرگونه افزودنی وارداتی این تعادل را به هم می‌زند. تأکید بسیار به «امت» در مقابل «ملت» همین کار را می‌کند. وقتی خیلی زیاد به فارسی تأکید شود و نه آن شکل کاملاً طبیعی که در شاهنامه وجود دارد، اقوام دیگر این حس را خواهند داشت که شاهنامه مال آن‌ها نیست. درحالی‌که در شاهنامه کلمات ترکی، سریانی، یونانی و عربی هست و هیچ‌گونه ایدئولوژی برای حذف آن‌ها وجود نداشته است. فردوسی بر زبان فارسی مسلط بود و اگر می‌خواست کلمات را حذف می‌کرد، اما نکرد؛ پس رویکردش همگرایانه است.

این شاهنامه پژوه تاکید کرد: فردوسی در عصر تعصب دینی شاهنامه را گفت، اما باعث نشد کسی که مسلمان است بگوید این به من مربوط نمی‌شود. ملی‌گرایی کهن همه را با خودش نگه می‌داشت. در بین قطب‌های متضاد نگرش‌های سیاسی روز، شاهنامه لنگریست برای ما. هر چیز افزودنی این تعادل را می‌تواند به هم بزند و احساس واگرایی بدهد. زبان فارسی شاهنامه ایدئولوژیک نیست و اراده معطوف به پاکسازی زبان‌های دیگر را ندارد. اگر این کلمات در عصر فردوسی کاربرد داشته، او به کار برده بدون اینکه بگوید نه نگویید به‌کار نبرید. اما در قرن چهاردهم ما ایدئولوژی پاکسازی زبانی داریم که مثلاً نباید بگویم سلام و حتماً بگویم درود؛ چنین چیزی در شاهنامه وجود ندارد.

مهری بهفر: ملی‌گرایی شاهنامه، همگرایانه، متواضع و ظریف است

خرد سیاسی و رزم زنانه

مریم طاهری‌مجد در بخش دیگری از نشست به جایگاه زنان در حماسه ملی پرداخت و گفت: «ایران می‌رسد به جایی که دخت کمندافکن شاهنامه، رندانه عشق و جنگ سهراب را پایان‌یافته اعلام می‌کند. تعداد زیادی از ابیات زندگی سهراب به دیدارش با گردآفرید اختصاص دارد. شاید همین مفصل بودن حضور گردآفرید است که حکیم را بر آن می‌دارد که شرحی مفصل‌تر در قالب عشق و رزم بگوید.

وی ادامه داد: در داستان «گردیه» این عشق به ایران به کمال می‌رسد. گردیه در بخش تاریخی شاهنامه ظهور می‌یابد. در روزگار پرآشوب ساسانیان، او خواهر بهرام چوبین است. گردیه در نقش یک تاریخدان در پشت صحنه نبرد، برادر را از خطر کودتا علیه شاه باخبر می‌کند. او جایگاه برادر را یادآور می‌شود و تاریخ ایران را که از بر دارد، متذکر می‌گردد. او می‌گوید هیچ‌یک از سرداران ایران باستان ادعای شاهی نکرده‌اند. گردیه به بهرام می‌گوید که این کار برای امنیت ایران خطرناک است. او با خرد خود نشان می‌دهد که زن در شاهنامه حافظ سنت‌های سیاسی و تاریخی ایران است تا از فروپاشی نظام کشور جلوگیری کند.»

مهری بهفر: ملی‌گرایی شاهنامه، همگرایانه، متواضع و ظریف است

شاهنامه‌خوانی و پیام‌های تصویری و نقالی

در ادامه برنامه، نصرالله مدقالچی، پیشکسوت دوبله ایران، با حضور بر صحنه به شاهنامه‌خوانی پرداخت. همچنین پیام تصویری محمود امیدسالار پخش شد. پخش فیلم کوتاه « شهر آزادگان» ساخته محسن مرعشی و نقالی مرشد محسن میرزاعلی از دیگر برنامه‌های این مراسم بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها