سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محسن آزموده؛ در روزهای آتشبس شکننده جنگ نابرابر میان ایران با امریکا و اسراییل، روزهایی که ایرانیان در بیم و امید جنگ یا مذاکره به سر میبرند، انتشار کتاب بسیار مهم و مرتبط با وضعیت ولی نصر، بسیار معنادار و با اهمیت است. این کتاب را وحید عابدینی، استاد مطالعات بینالملل در دانشگاه اوکلاهاما و فاطمه سادات موسوی کریمی، با آگاهی خود مولف ترجمه کردهاند و انتشارات روزنه آن را منتشر کرده است.

نویسنده این کتاب، فرزند سید حسین نصر، فیلسوف برجسته ایرانی، تحصیلکرده در حوزه روابط بینالملل در دانشگاههایی چون امایآتی و استاد مطالعات خاورمیانه در دانشکده مطالعات بینالملل دانشگاه جانز هاپکینز و رییس این دانشکده بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ است که افزون بر فعالیت دانشگاه، تجربه حضور مستقیم در ساختار سیاستگذاری ایالاتمتحده را دارد و در سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ به عنوان مشاور ارشد نماینده ویژه امریکا در امور افعانستان و پاکستان فعالیت کرده است.
کتاب حاضر ارتباط مستقیم با شرایط امروز ایران دارد و اهمیت آن در این است که نگارنده به عنوان چهرهای آکادمیک و آشنا به مسائل منطقه و جهان است و کوشیده راهبرد امنیت ملی ایران در شرایط کنونی را نه از منظری سیاسی، بلکه از دیدی واقعگرایانه مورد بررسی و بازخوانی قرار دهد. نصر نه یک طرفدار جبهه مقاومت و مدافع سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی است و نه در جایگاه اپوزیسیون رادیکال یا منتقد حکومت ایران نشسته است. او کوشیده وضعیت کنونی روابط بینالملل در ایران را با نظر به تاریخ پر فراز و نشیب آن و الزامات و ضرورتهای پیش آمده در عمل مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.
کتاب در واقع مروری جامع و خواندنی و بسیار روشنگر از تاریخ جمهوری اسلامی، با نظری مختصر به پیشینه آن با تاکید بر مفهوم کلیدی امنیت است. نصر معتقد است که راهبرد کلان جمهوری اسلامی از همان زمان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حفظ استقلال و دفاع از امنیت ملی بوده و اینکه بسیاری از منتقدان و تحلیلگران میکوشند جمهوری اسلامی را حکومتی صرفا ایدئولوژیک با خاستگاه انقلاب تلقی کنند، نگاهی سادهانگارانه است. از دید او «فارغ از ریشههای ایدئولوژیک اسلامی، ایران در طول چهار دهه و نیم گذشته، نوعی خاص از نگاه به امنیت ملی را پذیرفته که خطوط کلی آن توسط دو رهبر عالی جمهوری اسلامی از زمان انقلاب تاکنون (زمان نگارش مقدمه کتاب در سال ۱۴۰۴) تعریف شده است. این نگاه با سیاستهای منطقهای ایالاتمتحده در تضاد است و امنیت و عظمت ایران را در مهار نفوذ امریکا جستوجو میکند.»
از دید نصر این راهبرد کلان، دستکم از زمان جنگ ایران و عراق، یکی از عوامل مهم شکلگیری دولت در جمهوری اسلامی بوده است. او در مقدمه اختصاصیاش بر ترجمه فارسی نوشته «ایران طی مدتی طولانی کشوری در وضعیت جنگی بوده است؛ گاه در جنگی تمام عیار و گاه در نبردی نامتقارن و مستمر با ایالاتمتحده. این جنگ طولانی، اولویتهای دولت را سازماندهی کرده و به نوبه خود، سیاستهای آن را در قبال جامعه و اقتصاد شکل داده است.» از دید او «جمهوری اسلامی بر بسیاری از وجوه، ذر ذات خود دولتی امنیت محور است، دولتی که در متن جنگ ساخته شده و در بستر جنگی مداوم تداوم یافته است.»
به همین علت است که از دید نصر، تبیین وضعیت کنونی ایران بدون درنظر گرفتن مساله امنیت ملی در صورت امکانپذیر بودن، بیفایده است. او به این منظور، در فصلهای یازدهگانه کتاب به تاریخ بازمیگردد. در فصل اول میکوشد مروری بر تاریخ مدرن ایران (از صفویه به این سو) و تنهاییاش بکند و نشان بدهد که چگونه این «تنهایی استراتژیک» و کشاکش با دولتهای استعماری، بر امنیت ایران سایه انداخته است. روایت او هر چه به انقلاب ۵۷ نزدیکتر میشود، با جزییات بیشتری همراه میشود و نشان میدهد که چطور مداخلات و نفوذ بیگانگان و به ویژه دولتهای غربی و در راس ایشان امریکا، دولت و جامعه و دستاوردهای آنها در ایران را مورد مخاطره قرار داده است.
در روایت نصر، با درنظر داشتن این پیشینه با پیروزی انقلاب اسلامی، آیتالله خمینی، به طور خاص بر اصل استقلال تاکید کرد؛ اصلی که «حتی با گذر زمان، هنگامی که آرمانهای بلند انقلاب دچار فرسایش شدهاند، حتی وقتی اجرای احکام اسلامی کمرنگ یا نادیده گرفته شدهاند، پابرجا مانده و حتی به عزم ملی فولادین و روحیه مقاومت تبدیل شده است.»

نصر در ادامه، به بازخوانی تاریخ چهل و شش ساله جمهوری اسلامی میپردازد و نشان میدهد که چگونه فراز و فرود دولتها و رابطه آنها با رهبران، برمبنای اصل استقلال و امنیت ملی دستخوش دگرگونی شده است. این مختصر فرصت پرداختن به همه جزییات این روایت خواندنی و روان و پر از نکته نیست. نکته مهم باتوجه به شرایط امروز اما فراز پایانی کتاب است، جایی که نویسنده با تاکید چندباره بر محوری بودن امنیت و استقلال برای جمهوری اسلامی، به تمایز میان انعطافپذیری (رفتار روباه) و انطباقپذیری (رفتار خارپشت) اشاره میکند و مینویسد: «رهبران ایران در پایبندی بیوقفهشان به «مقاومت» به عنوان پاسخ به نیازهای امنیتی ایران، همانند خارپشتی عمل کردهاند که همواره یک هدف خیلی مهم را دنبال میکند.»
او تاکید میکند که البته در این میان رفتارهایی حاکی از واقعگرایی و انعطافپذیری هم بوده، اما پرسش کلیدی آن است که «آیا انعطافها باز هم تکرار میشوند و اینکه آیا جمهوری اسلامی درک میکند برای بقا در شرایط پیش رو باید انعطافپذیری یک روباه را بپذیرد یا نه؟»
نظر شما