محمود شاهرودی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در زاهدان، درباره اهمیت سعدی در تاریخ ادبیات فارسی گفت: برای بیان اهمیت سعدی کافی است بدانیم که او تنها سخنور زبان فارسی است که هم در نثر و هم در انواع شعر، آثار عالی و درجهیک آفریده است. سعدی در هر زمینهای که وارد شده، بهترین نمونه آن را خلق کرده و همین او را به چهرهای یگانه در تاریخ ادبیات تبدیل کرده است.
وی گفت: در غزل عاشقانه، ما پیشینهای از رودکی تا انوری داریم و اوجهایی را در این مسیر مشاهده میکنیم؛ اما وقتی سعدی غزل میگوید، از همه این قلهها فراتر میرود و به بلندترین قله غزل فارسی تبدیل میشود.
وی ادامه داد: نثر قبل از سعدی از ساده و مرسل آغاز شده و به نثر فنی و متکلف رسیده است. در زمان خودش نثر غالب پر از تصنع و تکلف است؛ و روح زبان فارسی در آن کمتر دیده میشود. اما سعدی با نگارش گلستان اثری میآفریند که تمام امتیازهای نثر گذشته را دارد: سادگی، سجع، آرایهها؛ اما با رعایت دو اصل بسیار مهم: تعادل و ایجاز. همین دو ویژگی باعث شده که گلستان نه فقط قله نثر زمان سعدی، بلکه قلهای باشد که بعد از او هم کسی نتوانسته فتح کند.
این استاد دانشگاه درباره ویژگی «سهل و ممتنع »آثار سعدی افزود: سهلوممتنع یعنی شعری که ساده به نظر میرسد اما گفتنش بسیار دشوار است. بسیاری از شاعران گمان میکنند میتوانند مانند سعدی ساده و روان بنویسند، اما نتیجه هیچگاه شبیه او نمیشود. علتش این است که سعدی زبان فارسی، بهویژه زبان گفتار را با نبوغی خارقالعاده میشناخت. شفیعی کدکنی در «موسیقی شعر» میگوید: با وجود اینکه در اشعار سعدی با تشبیه و استعاره و صفت سازی تازهای روبرو نیستیم اما کلام او در ذهن ایرانیان حک شده است؛ این یعنی سهلوممتنع. ضیا موحد نیز تأکید میکند که بدون آرایه و صنعت، شعر آفریدن توانایی میخواهد که تنها در شاعران فرهیخته یافت میشود. سعدی این هنر را به نهایت رسانده است. به همین دلیل است که میگویم سعدی تقلید ناپذیرترین شاعر ایران است.
شاهرودی در مورد اندیشه سعدی و دیدگاهش در مورد انسان و جامعه گفت: در عصر سعدی، انسان تک ساحتی تصویر میشد؛ یا خوب یا بد، یا الهی یا شیطانی. اما سعدی انسان را موجودی طبیعی با وجوه مختلف ــ گاه متضاد ــ میبیند. او امیال طبیعی و نفسانی را به رسمیت میشناسد و ارزش انسان را در مجموعه این ابعاد میبیند.
وی گفت: این نگاه، در زمان خودش بسیار نوگرایانه وتجدد طلبانه بوده است. همین نگرش را در حکایت های خودش بازتاب میدهد و در ضمن حکایت ویژگیهای انسانی را بیان میکند. سعدی واقعیات اجتماعی را میبیند و تلاش میکند که به صورت عینی و ملموس به اصلاح جامعه و به ویژه حاکمان بپردازد؛ این همان حکمت عملی است که کلام سعدی را متمایز میکند.
آنچه از سعدی در کتابهای درسی وجود دارد، در شأن او نیست
این معلم در خصوص معرفی شخصیت سعدی به دانش آموزان بیان کرد: آنچه از سعدی در کتابهای درسی وجود دارد، نه در شأن اوست و نه به شناخت درست دانشآموز کمک میکند. هیچ خلاقیتی در معرفی آثار سعدی به کار نرفته است.در حالی که بسیاری از حکایتهای سعدی ظرفیت تبدیل شدن به نمایشنامه، فیلمنامه یا داستان را دارند. این روشها میتواند نوجوانان را به سعدی نزدیک تر کند. رسانهها، به ویژه صدا و سیما نیز در این زمینه کم کاری کردهاند.
این شاعر در مورد حکایت تاثیر گذاری از سعدی در زندگی خود عنوان کرد: حکایت معروف «یاد دارم در ایام طفولیت متعبد بودم…». این حکایت از کودکی در ذهنم مانده است؛ هم بهخاطر زیبایی نثر و سجعهایش، و هم بهخاطر پیامش. پدر سعدی میگوید: جان پدر، تو نیز اگر بخفتی به از آنکه در پوستین خلق افتی.
وی افزود: این نگاه، امروز هم کمیاب است. بسیاری در جامعه ما گرفتار داوری درباره دیگراناند، در حالی که سعدی یادآور میشود هرکس باید نخست به کار خود بپردازد.
این پژوهشگر و استاد دانشگاه با پیامی از سعدی برای مخاطبان امروز کلام خود را پایان داد و گفت: این اشعار از باب دوم گلستان ،«اخلاق درویشان» برای جامعه امروز بسیار مناسب است:
ترک دنیا به مردم آموزند
خویشتن سیم و غله اندوزند
عالمی را که گفت باشد و بس
هرچه گوید نگیرد اندر کس
عالم آن کس بود که بد نکند
نه بگوید به خلق و خود نکند
نظرات