سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران ( ایبنا)- اکرم عباسی، کارشناس ارشد ارتباطات و فعال رسانهای: در هیاهوی جنگ، کتاب میتواند مانند سپری درونی عمل کند که ما را از گزندهای بیرونی مصون میدارد که این دژ نفوذناپذیر، چهار کارکرد اساسی را در دوران بحران ایفا میکند
بازیابی ذهنی و گریز از روان پریشان، با خوانش کتاب و غرق شدن در دنیای داستانها، اشعار و دانشهای نو، فرصتی برای فاصله گرفتن موقت از واقعیتهای تلخ و طاقتفرسا فراهم میآورد. خواندن، ذهن را از تمرکز مداوم بر تهدیدها و نگرانیها منحرف کرده و به بازسازی قوای ذهنی کمک میکند و این گریز، نه از سر بیتفاوتی، بلکه شکلی از مقاومت فعال برای حفظ سلامت روان است.
تقویت بنیادهای روانی و تابآوری یکی دیگر از کارکردها است. ادبیات، بهویژه آنهایی که به مضامین انسانی، صبر، عشق و امید میپردازند، میتوانند الهامبخش ما باشند. خواندن تجربیات دیگران در مواجهه با سختیها، به ما میآموزد که چگونه چالشها را پشت سر بگذاریم و حس همبستگی و درک متقابل را در ما تقویت میکند و این درک، خود بنیانی مستحکم برای تابآوری فردی و اجتماعی است.
با گسترش افق دید، بصیرت و دانایی در روزهایی که اطلاعات غالباً تحت تاثیر روایتهای جنگی قرار میگیرد، کتاب با ارائه دیدگاههای عمیقتر، تاریخی و چندوجهی، به ما کمک میکند تا تصویر بزرگتری از وقایع بیابیم. درک پیچیدگیهای منازعات، ریشههای آن و تاثیرات بلندمدتش، ما را از افتادن در دام سادهانگاریها و تبلیغات یکسویه نجات میدهد. و آخرین کارکرد همراهی این مقوله پیشنهادات عملی برای انس با کتاب است که در این ایام، انتخاب کتابهای مناسب اهمیت دوچندان مییابد. آثاری که به تقویت روحیه میپردازند، داستانهای الهامبخش، کتابهای تاریخی که درس عبرت میدهند، یا حتی ژانرهای علمی تخیلی که تخیل را برمیانگیزند، میتوانند گزینههای مناسبی باشند. تخصیص زمانی مشخص، حتی کوتاه، برای مطالعه روزانه، میتواند به یک عادت نجاتبخش تبدیل شود.
رسانههای جمعی و مسئولیت اطلاعرسانی و هدایتگری
رسانهها، در دوران جنگ، شمشیر دولبهای هستند که میتوانند ابزار اصلی اطلاعرسانی و حفظ آرامش باشند، و یا به ابزاری برای تشدید اضطراب و انتشار اطلاعات نادرست بدل شوند. از این رو، مسئولیت رسانهها در این ایام، مضاعف و خطیر است.
رسالت اطلاعرسانی مسئولانه و شفاف اولین و مهمترین وظیفه رسانهها است که ارائه اطلاعات دقیق، بیطرفانه و بهموقع را باید انجام دهند. در شرایط جنگی، که خبرها غالباً با احساسات و هیجانات درآمیختهاند، رسانههای حرفهای باید با اتکا به منابع معتبر و راستیآزمایی دقیق، از انتشار اطلاعات نادرست یا شایعات که میتواند موجب وحشت عمومی شود، پرهیز کنند چرا که شفافیت در ارائه دستاوردها و چالشها، اعتماد عمومی را حفظ میکند.
نقش رسانهها در ارتقای سلامت فرهنگی و روانی جامعه انکارناپذیر است. رسانهها میتوانند با تولید و انتشار محتوای فرهنگی امیدبخش، هنری و روشنگر، به حفظ روحیه جامعه کمک کنند. پخش برنامههایی که بر همبستگی ملی، فداکاریها، و ارزشهای انسانی تاکید دارند، میتواند در مقابل تاثیرات مخرب تبلیغات جنگی دشمن، سپری روانی ایجاد و ارائه راهکارهای عملی برای مدیریت استرس و اضطراب ناشی از جنگ، از طریق مصاحبه با کارشناسان و انتشار مطالب آموزشی، میتواند بسیار موثر باشد.

چالشها و مسئولیت رسانههای نوین یا همان شبکههای اجتماعی در ایام جنگ بهگونهای دیگر است. شبکههای اجتماعی، با سرعت انتشار بالا و دسترسی آسان، در عین حال که میتوانند ابزاری برای اطلاعرسانی سریع باشند، پتانسیل بالایی برای انتشار اخبار جعلی و پروپاگاندای جنگی دارند.
مسئولیت کاربران و مدیران این پلتفرمها در تفکیک اطلاعات درست از نادرست، عدم دامن زدن به نفرتپراکنی، و گزارش محتوای مخرب، حیاتی است و سواد رسانهای بالا، مهمترین سلاح ما در برابر جنگ اطلاعاتی است.
در پایان، عبور از دوران پرمخاطره جنگ، نیازمند رویکردی چندوجهی است که در آن، مقاومت فرهنگی و رسانهای نقشی بنیادی و اساسی ایفا میکند. کتاب، با فراهم آوردن فضایی برای تفکر،تعمیق بصیرت، پناهگاه امنی برای ذهن ماست. رسانهها نیز، در صورت ایفای نقش مسئولانه خود، میتوانند هدایتگر جامعه به سوی امید، آگاهی و تابآوری باشند. این دو، نه در تقابل، بلکه در تعاملی سازنده، میتوانند به عنوان سنگ بنای اصلی تابآوری ما عمل کنند و جامعه را در برابر آسیبهای روانی و فرهنگی جنگ، مقاوم سازند.
نظر شما