به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «اوج دفاع» کارنامه و خاطرات علی اکبر هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۵ است که به کوشش عماد هاشمی در انتشارات معارف به چاپ رسیده است. در سطور زیر روز سیزدهم فروردین سال ۶۵ از این خاطرات را منعکس کردیم.
چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۶۵/۲۲ رجب ۱۴۰۶/ ۲ آپریل ۱۹۸۶
امروز تا ساعت چهار و نیم بعدازظهر در منزل بودم. به دفتر آقای رئیسجمهور رفتم. در سمینار «لبیک با امام» که با حضور ائمه جمعه مراکز استانها، استاندارها و فرماندهان سپاه برای پشتیبانی جنگ تشکیل شده، شرکت کردم. ابهاماتی داشتند. سخنرانی کردم و آن ابهامات را رفع نمودم. گفتم هدف تنظیم اعزام نیروهای مردمی و دولتی در خدمت جنگ است. آنها اختیارات بیشتر و سپاه امکانات بیشتر میخواستند.
شب سران قوا مهمان آیتالله خامنهای بودیم. احمدآقا نیامده بود. پیشنهاد وزیرخارجه عمان در پیغام آمریکا مبنی بر کمک ما به آزادی گروگانهای آمریکا در لبنان در مقابل گرفتن نیازهای تسلیحاتی مطرح شد. با اینکه اصل مطلب را قبول داریم، چون از فاز دیگری در جریان است، قرار شد از طریق دیگری عمل نشود. رئیسجمهور تاکید بر لزوم عدم یاس آمریکا داشتند و من پیشرفت کاری را که از طریق [محسن] کنگرلو انجام میشود، توضیح دادم و مورد تاکید قرار گرفت. قرار شد آقای وحیدی، مسئول اطلاعات سپاه، با چهار آمریکایی که به این منظور به زودی ایران میآیند، صحبت کنند.
آقای [محسن] رضایی اطلاع داد که چند نظامی عراقی در جبهه به ما پناهنده شدهاند. آنها میگویند که عراق آماده میشود تا دوشنبه آینده در منطقه فاو حمله کند. گفت امشب در جبهه شمال نیرهای به صورت محدود حمله کردهاند.
آقای حائری شیرازی در خصوص مسائل شیراز مشورت کرد. گفتم تسلیم نظرات آیتالله منتظری باشد و سعی در تفاهم با رقیبان داشته باشد. امام جمعه زنجان اصرار به سفر من به زنجان داشت و برای استان زنجان لشکر مستقل سپاه میخواست. آخر شب مصاحبه رادیو تلویزیونی داشتم.
نظر شما