به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ، عصر دیروز، (دهم فروردین) در پنجمین روز از درگذشت اصغر دادبه، استاد فقید فلسفه و زبان و ادبیات فارسی، مراسم بزرگداشت آن مرحوم در فضای مجازی و با حضور خانواده مرحوم اصغر دادبه، پژوهشگر ادبی و استاد زبان و ادبیات فارسی و فلسفه و نیز جمعی از استادان، دانشجویان و پژوهشگران علاقهمند به آثار وی با میزبانی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
در این برنامه پس از قرائت پیام تسلیت حسین سیمایی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری کشورمان محمدجعفر یاحقی، از استادان شهیر زبان و ادبیات فارسی در سخنانی عنوان کرد: به قول فروغ فرخزاد تنها صداست که میماند و صدای دادبه همواره در گوش ادبدوستان و فلسفهدانان خواهد ماند. آن قدر شیرین و فنی سخن میگفت که بر دل سنگ هم مینشست و شگردی خاص در ارتباط دادن آثار ادبی با مباحث فلسفی داشت و میتوانست متون ادبی را برای بیان جریانات روز به کار ببرد که هنر کمی نیست.
وی افزود: دادبه اندیشه عرفانی را از دل متون ادبی با نگاه فلسفی آمیختنه میکرد و طنین خوش گفتارش در فضای فرهنگ ایران میپیچید.
یاحقی با تاکید بر اینکه همه بر علاقه بسیار دادبه به حافظ اذعان دارند، گفت: کمتر جایی بود که سخنرانی کند و بیتی از حافظ نیاورد. وی نکتهبینی عمیقی درباره حافظ داشت که برخی از آنها چاپ شده و به زیبایی توانست اشاعهگر اندیشه ادبی با زبان فلسفی باشد. آثار باقیمانده از وی زیاد نیست ولی سخنرانیهایش این محدودبودن آثار مکتوب را جبران کرده است. از جمله میتوان به سخنرانی غرای وی در زمان تشییع استاد اسلامی ندوشن اشاره کرد که همه را به تعجب واداشت.
وی با بیان اینکه در حافظشناسی و فلسفهدانبودن دادبه تردیدی نیست، به دو کار تحقیقی و ارزشمند به جای ماند ه از این استاد فقید درباره کتابهای مرحوم یزدگردی اشاره کرد و افزود: از این دو اثر یکی «حواصیل و بوتیمار» است که دهه ۶۰ با کوشش استاد دادبه منتشر شد و با چاپ این اثر توانست قدرشناسی خود را نسبت به امیرحسن یزدگردی اعلام کند. دیگری نیز چاپ دیوان ظهیر فاریابی با تصحیح یزدگردی بود که اصغر دادبه مقدمهای جانانه بر آن نوشت و به فضای ادب فارسی تقدیم کرد. یزدگردی و دادبه هر دو کم کار کردند ولی کارهایشان بسیار ارزشمند بوده است. به ما آموختند که نباید بیجهت قلمفرسایی کرد بلکه باید به دنبال انجام کارهای اساسی باشیم.
تلاشهای ستودنی در تصحیح مقالات
در این مراسم همچنین علی دهباشی، سردبیر نشریه بخارا در سخنانی با تاکید بر اهمیت پژوهشهای ادبی اصغر دادبه عنوان کرد: وی کارهای ارزشمند بسیاری در مرکز دایرهالمعارف اسلامی انجام داده و عمرش را وقف پیرایش مقالات و رساندن آنها به دست آیندگان کرده است تا مقالات ارزشمند حوزه ادبیات با پیراستگی و ویراستاری صحیح منتشر شوند. اگر این زمان را وقف تالیف کتاب و مقاله میکرد آثار مکتوب بسیار بیشتری از وی به یادگار میماند و ارزش خدمتی که در دایرهالمعارف اسلامی به ادبیات کرده کمتر از تالیف کتاب و مقاله نیست.
در ادامه و پس از قرائت پیام تسلیت نظامالدین زاهدی، سفیر تاجیکستان در فقدان ضایعه درگذشت دادبه به تمام جغرافیای فارسیزبانان جهان، علیاصغر مصلح، از استادان گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در سخنانی، گفت: وقتی سال ۷۲ وارد گروه فلسفه دانشگاه علامه شدم دو سال از تاسیس این گروه گذشته بود. این گروه یادگاری از دادبه است که همت وی را استادان بنام پیش بردند و میتوان گفت نام گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی قرین با یاد و اسم دادبه است.
وی به کوششهای ارزشمند دادبه در ایجاد پیوند میان ادبیات و فلسفه اشاره کرد و افزود: وی در دوره کارشناسی ارشد افلاطون و زیباییشناسی را تدریس میکرد و به ما نشان داد که برای ورود به فلسفه افلاطون باید به تاثیر فرهنگ و فکر ایران باستان بر فلسفه یونان توجه داشت چراکه فرهنگ و فلسفه یونان تحت تاثیر ایران زمین بوده است. در بررسی هنر و زیباییشناسی نیز فقط فلسفه هنر مدرن را تدریس نمیکرد و با اشرافی که بر شعر ایران و حافظ و سعدی و مولانا داشت مباحث را به فرهنگ و هویت ایرانی مرتبط میکرد و تاکید داشت دانشجو بدون عشق به ایران تنها بر زمین ایران نشسته است.
مصلح همچنین به اهتمام دادبه به برگزاری همایشهای نقد فلسفی و دکارت هم اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغههای اصلی دادبه احیای تفکر نقادانه بودو معرفی عقلانیتی بود که باعث غنای فرهنگ ایرانی شده است. وی دکارت را پایهگذار فلسفه مدرن میدانست ولی هرجا امکان داشت از ظرفیتهای فلسفه اسلامی نیز در بیان مباحث فلسفی استفاده میکرد.
این استاد فلسفه به قلمفرسایی سحرآمیز دادبه در نگارش آثار متعدد از جمله کتاب «فخر رازی» اشاره کرد و افزود: نگارش این اثر استاد مجتهدی را شگفتزده کرد و به تحسین واداشت. بیشک قلم دادبه در کنار امثال اسلامی ندوشن میتواند الگوی نسل جوان باشد. وی سختترین مباحث فلسفی را به صورت ساده و قابل فهم برای اذهان نه چندان فلسفی بیان می کرد و حتی نامههایش نیز اثر ادبی به شمار میروند.
وی همچنین عنوان کرد: یکی از نکات موردتاکید دادبه توجه به شفقت و کمآزاری در روح فرهنگ ایرانی بود که امروز بیش از گذشته به این باور نیاز داریم.
هیچ جا فرش قرمز برایمان پهن نکردهاند
در این مراسم همچنین شجاع احمدوند، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه همه ما وامدار مرحوم دادبه هستیم، گفت: وی دغدغه میهندوستی داشت و ویژگی اصلی اندیشه ناب دادبه تاکید بر هویت و استقلال فرهنگی بود. دادبه عمرش را وقف سه گوهر ادبیات ایرانی، فلسفه ایرانی و فلسفه غرب کرد و با تسلط بر متون کهن چراغ راه دیگران شد. با قلم روان و بیان شیوای خود مسائل عمیق فلسفی را برای شاگردان بیان میکرد. دادبه ۳۰۰ مقاله تالیفی در حوزههای اخلاق، فلسفه،عرفان و ادبیات دارد و برخی از آثارش از جمله «فخر رازی» از منابع دانشگاهی به شمار میروند.
وی افزود: دادبه به ما آموخت که دانایی بدون آراستگی به اخلاق کارآمد نیست و مهمترین توصیه وی به ما کوشش برای حفظ سرمایه انسانی بود. دادبه میگفت هیچ جا برایمان فرش قرمز پهن نکردهاند و همه چیز همین جاست و همین سخن نشاندهنده دغدغه مندی وی نسبت به فرهنگ ایرانی است.
در کلیپی که پس از سخنان مصلح پخش شد، حاضران دوباره سخنان دادبه را در تاکید بر اینکه بهترین تربیت با شعر و موسیقی به دست میآید و نباید بگذاریم ادبیات ما کلنگی شود شنیدند و در ادامه سعید حمیدیان، از استادان و پژوهشگران ادبی کشورمان در سخنانی گفت: اگر نظامی شاعر و منظومهسرای بزرگ ایران زمین در مرگ شرین گفته «زهی شیرین و شیرین مردن او» من در فراق دادبه میگویم مرگ وی بسیار دردناک بوده است.
وی به ذکر خاطرهای از بخشش و سخاوت دادبه پرداخت و افزود: وی مردی کریم، بسیار مهماننواز و رفیقی شفیق بود. در ۵۰ سال دوستی هیچ گاه سابقه نداشته چیزی از وی بخواهم و دریغ کند و بسیار خوشمشرب و طناز بود.
هرمز رحیمیان، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی نیز در این مراسم گفت: سال ۶۲ که افتخار شاگردی دادبه را در درس حافظ پیدا کردم بسیار جوان، خوشصورت، خوشپوش و خوشسخن بود به اندازهای کم سن بود که باور نداشتیم بتواند از عهده تدریس حافظ برآید ولی وقتی کلاسش را پیش بردیم متوجه شدیم سیرت بر صورت غلبه دارد و هرچه قبل از وی درباره حافظ شنیده بودیم انشایی ساده بوده و او بود که آموخت چگونه باید با حافظ روبهرو شد.
دادبه یک رند فرهیخته بود
عبدالرضا مدرسزاده، از استادان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی نیز در این مراسم عنوان کرد: نقطه آغاز آشنایی من با استاد دادبه به سال ۶۷ و دانشجو شدنم بازمیگردد سال ۶۹ پدر استاد درگذشت و مادر من به وی تسلیت گفت. استاد نیز به عنوان تشکر کتاب «سرود آرزو» اثر فخرالدین مزارعی را تحفه فرستاد. استادان دانشگاه رسالت مشخصی دارند ولی دادبه چندین گام پیشتر برداشته بود. از کلاس درس که بیرون میآمد تازه کارش شروع میشد و به عنوان نمونه با وجود خستگی پس از دانشگاه به افراد مختلف از جمله پسر نوجوان سرایدارخانه گلستان درس میداد و تلاش میکرد به قول خودش ادبیات کلنگی نشود. خانه دیگرش دایرهالمعارف اسلامی بود که اتفاقات خوبی را در آن رقم زد.
وی همچنین گفت: دادبه حرمت استادی و شاگردی را به ما آموخت و بسیار متواضع بود. ضمن ادای دین به استادان پیشکسوت خود به شاگردپروری هم اهمیت میداد و تدریس برخی از دروس را اگر خود فرصت نداشت به شاگردان میسپرد و نیز در تالیف بخشی از مقالات دایرهالمعارف از دانش شاگردان استفاده میکرد.
مدرسزاده تاکید کرد: دادبه ۴۰ سال از رندی حافظ سخن گفت و رندانه زیست. وی به راستی یک رند فرهیخته بود که در کنار پای کار ایران بودن و آزاده زیستن فرزانگی را به مفهوم رندی اضافه کرد.
در این مراسم همچنین سیدیحیی یثربی، استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی از مرگ دادبه به عنوان یکی از تلخترین خاطرات زندگی خود یادکرد و گفت: وی موسس گروه فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی بود و واقعا به گفته حافظ «آن یار کزو خانه ما جای پری بود/ سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود/ دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش/ بیچاره ندانست که یارش سفری بود...» نمیتوانیم نبود دادبه را باور کنیم.
وی تاکید کرد: فلسفه اولین تلاش بشر برای فهمیدن بوده و گونهای از دانش است که گاه با افسانه آمیخته شده است. در طول زندگی بشر، بزرگترین عاملی که باعث میشود جامعهای زندگی بهتر و آرامترین داشته باشد فلسفه و فهمیدن بوده است. به مسئولان توصیه دارم که تلاش کنند فلسفه ما همیشه زنده و پویا بماند.
این مراسم با عرض ارادت جمعی از شاگردان استاد دادبه به وی به پایان رسید.
نظر شما