سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سعید کلاری، فعال حوزه چاپ: طبق رسم هر سال، قرار بود این یادداشت، بیست روز قبل از عید به نگارش درآید، موضوعش هم چشمانداز صنعت چاپ در سال پیش رو تعیین شد. اما به دلیل اینکه در کنار کار چاپ و چاپخانهداری، اندکی هم مشق سیاست نزد اساتید این حوزه میکنم، مطمئن بودم جنگ رخ خواهد داد. لذا آنرا موکول به بعد از عید کرده تا تحولات این زمان را با دقت دیده و بررسی کرده و بعد نظراتم را به تحریر درآورم و درست در دومین روز از شروع سال ۱۴۰۵ تصمیم بر نوشتن گرفتم، باشد که مورد توجه و عنایت خوانندگان محترم قرار گیرد.
قطعا سال پُرآشوب ۱۴۰۴ نقطه عطفی در زندگی ایرانیان و تاریخ این سرزمین خواهد بود چه آنکه شروع ابتداییاش به واسطه تحریمها شروع بسیار سختی بود و مقدمات ورود به ابر تورم را در آن میشد دید و بعد از آن و در بهارش جنگ ۱۲روزه رقم خورد. نوسانات شدید ارزی و رمز ارزها، فلزات گرانبها و تمام آنچه که میتوانست اقتصاد ایران را دچار تلاطمات پی در پی، کُند را شاهد بودیم.
متاسفانه اتفاقات دیماه که نقطه سیاهی در حافظه جمعی ایران ماندگار کرد و یک ایران عزادار جوانان و فرزندانش شد و این سوگ جمعی، روان اکثریت جامعه ایران را از مدار زندگی عادی و نرمال خود خارج کرد و در آخر جنگ تحمیلی و حمله ظالمانه دول متخاصم اسرائیل و آمریکا به ایران و بهویژه قتل عام کودکان مدرسه میناب که این جنایت، شد سند و نمادی از مظلومیت ایران و دختران مظلوماش و مصمم شدن ایرانیان برای دفاع از خاک و ناموس و شرف ایرانیاش.
اینها تماما مقدماتی بود که طی سال به وقوع پیوست و ادامهاش را با شدت و حدت بیشتری همراه خود به سال ۱۴۰۵ آورد و ایام سال نو با جنگ مقارن شد و بالطبع اثرات خود را حتی بر رسومات کهن ایرانیان به جای گذاشت.
تاکنون که بیش از ۳۰ روز از آغاز جنگ گذشته آنچه که از کنشها و واکنشهای شروع این نبرد نابرابر در عرصه میدان و دیپلماسی مشاهده میشود، این جنگ کمی طولانی و براساس برآوردها از ظرفیتهای طرفین و اهداف تعیین شده احتمالا تا مدتها به درازا بکشد. البته باید دید تا کجا توسعه پیدا خواهد کرد. اگر ابعاد آن گسترش بیشتری پیدا کند، در اینصورت اثرات جانبی آن بر پیکره اقتصادی ایران و بهطور خاص صنایع و بهطور ویژه صنعت چاپ بسیار بسیار زیاد خواهد بود.
چراکه صنعت چاپ کشور، اکنون با مشکلات و معضلات زیادی دست به گریبان است و جزو صنایعی محسوب میشود که قسمت سختافزاری مانند واردات ماشینآلات، قطعات یدکی اصلی، همه ملزومات مصرفی با کیفیت، کاملا وابسته به خارج از کشور است و به همین دلیل آسیبهای زیادی متوجه آن خواهد شد و در نتیجه آسیبپذیریاش هم بیشتر خواهد شد.
و در قسمت نرمافزاری هم دچار چالشهای مهمی شده است. مدیران اکنون باید علاوه بر حل معضل کمبود نیروی متخصص، مشکل امنیت منابع انسانی موجود را که بهصورت چالشی جدی خودنمایی خواهد کرد را نیز حل کنند که حل آن در هر مجموعه به بستگی به شرایط آن مجموعه خواهد داشت، و اگر ادامه جنگ به زدن زیر ساختهای کشور و یا مداخله مستقیم کشورهای دیگری علاوه بر کشورهای اسرائیل و آمریکا کشیده شود دیگر نمیتوان آینده خوبی را متصور شد و همه چیز مبهم و گنگ خواهد شد؛ چون شرایط تقریبا از حفظ بقای کسب و کار به حفظ بقای انسانی تبدیل میشود و در واقع یک فاجعه پیش روی ما به وقوع خواهد پیوست اگر استراتژیهایی متناسب با همین شرایط اتخاذ نکنیم.
نمیتوان برای همگان نسخهای واحد پیچید اما باید تلاش کرد تا حد امکان با کوچکسازی ساختار کسب و کار، افزایش انعطافپذیری و همچنین افزایش سرعت تطبیقپذیری با شرایط موجود، شانس بقای آنرا افزایش داد.
در حالت دوم اما اگر فرض بر حفظ ابعاد جنگ در همین حد موجود و زدن اهداف نظامی و مسکونی خاص باشد باید گفت؛ صنعت چاپ بهطور کلی چون در زنجیره تولید، با خلق بستهبندی برای انواع محصولات تولیدی، مانند مواد غذایی، بهداشتی، دارویی و...
در نتیجهِ حفظ ظرفیت تولیدی کشور و یا حتی افزایش تولید در چنین بخشهایی به خاطر شرایط جنگی کشور دست کم وضعیت تعداد زیادی از چاپخانهها بهویژه چاپخانههای بزرگ و مجهز به نسبت حالت اول به مراتب بهتر بوده و شانس بقا و حفظ کسب و کار برای چاپخانههای کوچکتر و ضعیفتر هم فراهم خواهد شد.
و به نوعی کجدار و مریز و استفاده از ابزارهای مدیریتی و کنترلی مانند پایین آوردن حداکثری هزینهها و همچنین محدود کردن فعالیتهایش نسبت به سالهای قبل سعی بر حفظ موجودیت خود خواهد کرد.
نکته مهمی که در حاشیه باید به آن اشاره کنم، تغییر الگوی مصرف و اثرات آن در بازار است، در سالهای قبل به تناسب اتفاقات مهم و منفی اقتصادی، شاهد خارج شدن بخشی از چاپخانهها از گردونه رقابت و بازار بودیم.

مطمئنن این جنگ هم باعث خارج شدن بخش دیگری از چاپخانهها خواهد شد. متاسفانه طی سال گذشته، شاهد حذف نامحسوس و تدریجی بستهبندی از بعضی محصولات خشک و دیر فسادپذیر و ارائه آنها بهصورت فله، به بهانه کم کردن هزینههای سربار بودیم و اگر این موضوع گسترش پیدا کند جای نگرانی دارد، زیرا علاوه بر ایجاد مشکلات بهداشتی برای مصرفکننده، سبب حذف این بازارها از بازار صنعت چاپ خواهد شد.
در طول قرن معاصر هر زمان که جنگی رخ میداد به طور طبیعی تورم در کشورهای درگیر جنگ تا نزدیک ۵۰ درصد افزایش پیدا میکرد و هر چه طولانیتر و فرسایشیتر میشد به همان نسبت هم تورم بیشتر از قبل میشد.
حال اتفاقی که اینروزها در اقتصاد کشور شاهد هستیم عکس آن را میتوان دید، یعنی قبل از جنگ تورم در کشور ما نزدیک به ۷۰ درصد بود به طور طبیعی با وقوع جنگ باید ۲ برابر میشد و این اتفاق نیفتاد این خود نشان میدهد که مدیران اقتصادی برای جلب رضایت مردم و خنثی کردن اثرات آن علاوه بر اینکه از قبل بخشی از تورم جنگی را به طرق مختلف به بازار تزریق کردهاند و به اصطلاح پیش خور کردهاند ولی بخش باقیمانده را به صورت یارانههای دولتی به انحای مختلف در بخشهای مختلف جامعه تقسیم کردهاند که متاسفانه با پایان جنگ تازه اثرات مهلک خود را بر پیکره نحیف اقتصاد نشان خواهد داد.
یعنی حتی اگر فرض بر صلح و پایان خصومتها و رفع کامل تحریمها هم باشد باز هم به دلیل نابسامانیهای فراوان اقتصادی و مستهلک بودن زیر ساختهای توسعهای، شاهد فشارهای سنگین اقتصادی خواهیم بود که رفع آنها و بازگشت به حالت نرمال به چندین سال زمان نیاز هست.
با این شرایط سخت امیدوارم همکاران من در صنعت چاپ در سال جدید با تکیه بر انعطاف ساختاری مجموعههایشان و استفاده از حداقل فرصتهای موجود بهترین تصمیمات را برای حفظ کسب و کار و ادامه مسیر زندگی را اتخاذ کنند.
به امید پیروزی ایران و جهانی عاری از جنگ و خونریزی.»
نظر شما