سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران( ایبنا ) - عاطفه صداقتی، نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه: به عنوان نویسنده کتاب در حوزه مسکن و پژوهشگری در حوزه مسکن شهری، فرهنگ و ارزشها، شاید نوشتن درباره پیوند «جنگ، پژوهش و شهرسازی و معماری» برای من بیش از اینکه یک انتخاب موضوعی باشد، نوعی رویارویی با حافظهای است که هنوز زنده است. حافظهای که نهتنها در روایتها و نقل قولها، بلکه در دیوارهای ترکخورده، سقفهای فروریخته و خانههایی که دیگر «خانه» نیستند، امتداد پیدا کرده است.
جنگ، پیش از آنکه در تاریخ ثبت شود، در فضاها رسوب میکند. شهرسازی و معماری، در چنین شرایطی، دیگر صرفاً یک سازه فنی یا زیباییشناختی نیست؛ بلکه به بستری برای بازتعریف زیستن و تجربهای کمیاب از مواجهه با بحران به طور مصداقی و عملی، تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، بازسازی خانههای جنگزده، تنها بازگرداندن آجرها بر روی یکدیگر نیست، ترسیم پلان و طرح و تقش بندی شکل و زمینه نیست، حتی ساخت و ساز به سبکی نوین هم نیست بلکه تلاشی برای احیای حس امنیت، تعلق و خاطره؛ تزریق حس همدلی، همزیستی و وحدت جمعی است.
در این میان، کتابها، نگارشهای مفهومی و خوانشهای مجدد از تعاریف جاری در گذر زمان، بهعنوان رسانه یا دست نوشتههای ماندگار، نقش مهمی در ثبت و انتقال این تجارب زیسته، ایفا میکند.
آنچه از جنگ باقی میماند، فقط ویرانی نیست؛ بلکه روایتهایی است که اگر نوشته نشوند، در سکوت فراموشی محو خواهند شد و نوشتههای متخصصان حوزههای مختلف میتوانند پلی باشد میان آنچه ویران شده و آنچه قرار است دوباره ساخته شود.
از منظر شهرسازی و معماری شهری، بازسازی، نیازمند درک عمیقتری از زمینه از جمله فرهنگ، اقلیم، الگوهای زیستی و مهمتر از همه، زخمهای نامرئی یا خاطرات انتزاعی ساکنان است. نمیتوان بر ویرانهها صرفاً ساخت، بدون آنکه به لایههای انسانی آن توجه کرد. هر خانه، پیش از آنکه یک سازه باشد، حامل داستانی است که باید شنیده شود.
آنچه برای من در این موضوع اهمیت دارد، همین نقطه تلاقی است؛ جایی که روایت و فضا به هم میرسند. جایی که نوشتن و ساختن، هر دو در خدمت بازگرداندن معنا قرار میگیرند. شاید بتوان گفت بازسازی واقعی، زمانی اتفاق میافتد که همزمان با دیوارها، روایتها نیز ترمیم شوند یا حداقل نشانی از این خاطرات باشد.
این یادداشت تلاشی است برای تأکید بر این نکته که مواجهه با جنگ، تنها در میدانهای نبرد پایان نمییابد؛ بلکه در سالها و دهههای پس از آن، در خانههایی که دوباره ساخته میشوند و در کتابها یا پژوهشهایی که نوشته میشوند، ادامه پیدا میکند و شاید مسئولیت ما، چه بهعنوان نویسنده و چه بهعنوان شهرساز یا معمار، این باشد که اجازه ندهیم این تجربهها بیصدا باقی بمانند یا در سکوت جامعه متخصص، نامرئی بمانند.
نظر شما