سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، امروز که بیشتر شهرها و استانهای کشورمان درگیر جنگ تحمیل شده از سوی اسرائیل و آمریکا شدهاند، نهاد کتابخانههای عمومی تلاش دارد با ادامه فعالیت فرهنگی خود در نقاط دور و نزدیک کشورمان چراغ فرهنگ را به عنوان محفلی برای ارتباط اجتماعی و ادامه امید و گفتوگو روشن نگه دارد.
شاهدیم که با وجود قرارگرفتن در ایام تعطیلات نوروز و همزمانی آن با شرایط جنگ در هر استان، تعدادی از کتابخانهها فعالیت خود را ادامه میدهند و کتابداران کشورمان همدل و همراه با سایر اقشار جامعه در محل خدمت خود حاضرند تا نشان دهند تا فرهنگ و کتابخوانی ادامه دارد ایستادگی و مقاومت ایرانیان متوقف نخواهد شد.
در ادامه گفتوگوی ما را با آزاده نظربلند، دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور درباره حال و هوای امروز کتابخانهها میخوانید.
- در این برهه حساس که با جنگ و ناامنی مواجه هستیم، کتابخانهها چه نقشی در توسعه فرهنگ پایداری ایفا میکنند؟
برای پاسخ به این سؤال، اول باید نگاهمان را به کلمه «کتابخانه» بهروز کنیم. امروزه کتابخانههای عمومی، دیگر آن مخازن ساکت با قفسههای متراکم و سالنهای مطالعه انفرادی نیستند؛ بلکه به معنای واقعی کلمه، به «پاتوقهای فرهنگی و اجتماعی» تبدیل شدهاند؛ فضاهایی زنده، پویا و در دسترس که میتوانند در لحظات حساس، نقشآفرینی اجتماعی جدی داشته باشند. درک همین ماهیت تازه است که نشان میدهد کتابخانه چگونه میتواند به توسعه فرهنگ پایداری کمک کند.
وقتی جامعه در شرایط دشوار قرار میگیرد و با التهاباتی مثل جنگ، فشارهای روانی، نااطمینانیهای اجتماعی یا هجمههای رسانهای دستوپنجه نرم میکند، اولین سنگری که آسیب میبیند، «امید»، «آرامش روان» و «حس همبستگی» مردم است. در چنین روزهایی که اضطراب، شایعه و سردرگمی گسترش پیدا میکند، کتابخانه بهعنوان یک فضای امن، بیطرف و قابل اعتماد، نقش پناهگاه فرهنگی و پایگاه انسجام اجتماعی را پیدا میکند. تابآوری اجتماعی دقیقاً در دل همین پاتوقها شکل میگیرد؛ تابآوریای که صرفاً به معنای تحمل منفعلانه سختیها نیست، بلکه یعنی جامعه بتواند خود را بازیابی کند، قدرت تحلیلش را حفظ کند و در برابر فشارها دچار گسست نشود. وقتی کتابخانه در دسترس باشد، آدمها با هر پیشینه و دغدغهای زیر چتر فرهنگ دور هم جمع میشوند، گفتوگو میکنند، تجربههایشان را به اشتراک میگذارند و از دل همین ارتباطات، حس اعتماد اجتماعی تقویت میشود.
- مهمترین رسالت امروز کتابخانهها را چه میدانید؟
در واقع، مهمترین رسالت امروز ما در کتابخانهها، مراقبت از «روح جمعی جامعه» است. حضور در این فضاها، خواندن، گفتوگو کردن و مرور ریشههای مشترک فرهنگی، به همه ما یادآوری میکند که در برابر بحرانها تنها نیستیم. ما با همین شبکهسازیهای سالم، روان جامعه را در برابر هجمهها تقویت میکنیم و با تزریق همدلی، آگاهی و امید، نقشی حیاتی در شکلگیری فرهنگ پایداری، مقاومت آگاهانه و حفظ یکپارچگی کشور داریم.
- وضعیت کتابخانهها تا چه اندازه تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است؟
هیچ نهاد فرهنگی نمیتواند ادعا کند از سایه جنگ و التهابات دور مانده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، ذهن و اولویت خانوادهها بیشتر درگیر امنیت، آرامش و مدیریت اضطراب روزمره شود و در نگاه اول به نظر برسد کتاب خواندن یا حضور در کتابخانه در اولویتهای بعدی قرار گرفته است؛ اما تجربه میدانی ما نشان میدهد که دقیقاً در همین روزها، نیاز به فضاهای فرهنگی امن بیشتر احساس میشود. تأثیر این شرایط بر کتابخانهها، فقط در میزان مراجعه یا تغییر الگوی حضور مخاطبان خلاصه نمیشود؛ بلکه مهمتر از آن، سنگینتر شدن رسالت انسانی و اجتماعی ماست. در روزهایی که فشار روانی جامعه بالا میرود، کتابخانه دیگر فقط محل امانت کتاب نیست؛ بلکه به یک پناهگاه آرام برای بازیابی ذهن، گفتوگو، دسترسی به اطلاعات معتبر و حفظ ارتباط اجتماعی تبدیل میشود.
در همین ایام، کتابداران عزیز ما در استانهایی که کمتر در معرض آسیب مستقیم بودند، دوشادوش مردم ماندند و با احساس مسئولیت، خدمات فرهنگی را ادامه دادند. حتی در تعطیلات نوروز نیز تعداد قابل توجهی از کتابخانههای ما فعال بودند و میزبان خانوادهها، کودکان و جوانانی شدند که به این فضاها به چشم یک محیط آرام و قابل اعتماد نگاه میکردند. البته بخشی از برنامههای فرهنگی ناچاراً با احتیاط بیشتری اجرا شد و برخی فعالیتها با شرایط جدید تطبیق پیدا کرد، اما اصل کار متوقف نشد؛ چون باور ما این است که در روزهای ملتهب، تعطیل شدن کتابخانه فقط خاموش شدن یک ساختمان نیست، بلکه کمرنگ شدن یک نقطه امید اجتماعی است. تلاش ما این بود که نشان دهیم روشن ماندن چراغ این پاتوقها در چنین روزهایی، خودش یک پیام بزرگ دارد: اینکه جریان زندگی، آگاهی، گفتوگو و امید، حتی در سختترین شرایط هم متوقف نمیشود و فرهنگ، یکی از ستونهای اصلی حفظ آرامش و پایداری جامعه است.

- آیا نهاد کتابخانههای عمومی کشور به طور خاص برنامههایی مرتبط با فرهنگ پایداری و موضوع وطندوستی دارد؟
بله، اتفاقاً این موضوع در شرایط فعلی دقیقاً در کانون توجه ما قرار دارد. همانطور که پیشتر اشاره کردم، ما احساس کردیم در این روزها رسالت فرهنگی و اجتماعی سنگینتری بر دوش داریم؛ به همین دلیل، دومین دوره پویش ملی «ایستاده برای ایران» را متناسب با فضای این ایام و ویژه «جنگ رمضان» طراحی و اجرا کردیم. هدف اصلی این پویش صرفاً ترویج کتابخوانی نیست؛ بلکه تلاش داریم روحیه همبستگی، عزت ملی، مقاومت، امید اجتماعی و مسئولیتپذیری جمعی را تقویت کنیم و از نظر روانی، بهویژه برای خانوادهها، کودکان و نوجوانان، فضایی امن و امیدبخش فراهم آوریم. در واقع کتابخانه در این برنامهها، فقط محل اجرای فعالیت فرهنگی نیست؛ بلکه بستری برای تقویت حس تعلق ملی و گفتوگوی اجتماعی است.
- لطفا درباره شکل اجرای این برنامهها توضیح دهید.
سعی کردیم برنامهها از قالبهای رسمی و صرفاً مناسبتی خارج شوند و مردم نقش فعالتری در آن داشته باشند. مثلاً در کنار معرفی کتابهایی با موضوع تاریخ استعمار و جنایات آمریکا و صهیونیستها، مسابقاتی مثل «تجربه ایستادگی» را راه انداختیم تا مردم خودشان روایتگر لحظههای امید، ایثار و مقاومت باشند و تجربههای زیستهشان را به اشتراک بگذارند. برای کودکان و نوجوانان نیز برنامههای متنوعی پیشبینی شده است؛ از مسابقه نقاشی «به رنگ ایران» که در آن کودکان قهرمانان این روزها را از نگاه خود به تصویر میکشند، تا رویداد هنری «کودک شهید ایران» که با هدف ادای احترام به دانشآموزان بیدفاع دبستان میناب و کودکان معصوم شهید و زنده نگه داشتن حافظه عاطفی جامعه برگزار میشود.
حتی فضایی فراهم کردیم تا مردم بتوانند درددلهای صمیمانهشان را در رویداد «رهبر شهید» بنویسند و در رویداد «قرار من با آقا مجتبی» برای ساختن آینده روشن ایرانِ عزیزمان با رهبر جدیدشان همقسم شوند. برای اینکه در این شرایط کسی از این جریان فرهنگی جا نماند، فقط به فضای فیزیکی کتابخانهها اکتفا نکردیم؛ همکاران ما کتابخانههای سیار را فعال کردهاند و طرح ارسال «کولهکتاب» نیز برای مناطق آسیبدیده و مهاجرتپذیر در حال اجراست تا دسترسی فرهنگی در هیچ نقطهای متوقف نشود. این پویش که از اواخر اسفند آغاز شده، تا پایان فروردین ادامه دارد. با توجه به تجربه بسیار موفقی که در دوره اول این پویش در ایام آن جنگ ۱۲ روزه داشتیم، عمیقاً باور داریم که مردم چقدر به این بسترهای همدلی و امیدآفرین نیاز دارند و چقدر صمیمانه با آن همراهی میکنند.
- به نظر شما مهمترین تأثیر کتابخوانی در اعتلای فرهنگ دینی و ملی چیست؟
اگر بخواهم عمیقتر به این موضوع نگاه کنم، باید بگویم وقتی از اعتلای فرهنگ دینی و ملی سخن میگوییم، کتابخوانی صرفاً یک ابزار جانبی یا سرگرمی روشنفکرانه نیست؛ بلکه خودِ بستر اصلی و شاهرگ حیات این هویت است. هویت «ایران» و «ایرانی» در طول هزاران سال با کلمه، شعر، حماسه و نیایش گره خورده است. ما کشوری هستیم که بارها در طول تاریخ در معرض طوفانها و بحرانهای بزرگ قرار گرفتهایم، اما آنچه ما را حفظ کرده، تنها مرزهای جغرافیایی نبوده، بلکه ریشههای فرهنگی و متونی بوده که سینهبهسینه و سطربهسطر خواندهایم و به نسلهای بعد منتقل کردهایم.
برای ملموستر شدن این موضوع، اجازه دهید به همین روزهایی اشاره کنم که در آن قرار داریم؛ «جنگ رمضان». در چنین شرایطی، ما در کتابخانهها بهوضوح میبینیم که خواندن چگونه در حال بازتولید هویت ملی است. وقتی نوجوانی در دل این بحرانها کتابی درباره قهرمانان گذشته ایران، تاریخ مقاومت یا میراث فرهنگی این سرزمین به دست میگیرد، در حقیقت به یک زنجیره تاریخی متصل میشود. او درمییابد که ایستادگی و امید، ریشه در تاریخ و هویت او دارد. من با اطمینان میگویم نوجوانی که با حماسههای شاهنامه، سیره اهلبیت و فرهنگ ایثار و شهادت رشد کرده باشد، در برابر اخبار ناگوار و شرایط دشوار، کمتر دچار فروپاشی هویتی میشود؛ زیرا میداند متعلق به سرزمینی است که بارها ققنوسوار از دل خاکستر برخاسته است.
در چنین فضایی، وطندوستی برای یک ایرانی کتابخوان، صرفاً یک احساس سطحی و هیجانی نیست،بلکه عشقی آگاهانه، ریشهدار و مبتنی بر شناخت است. او میفهمد چرا باید برای این آبوخاک ایستادگی کرد و چرا حفظ فرهنگ، بخشی از حفظ موجودیت ملی است. به همین دلیل است که من همیشه به همکارانم میگویم رسالت امروز ما فقط امانت دادن کتاب نیست؛ ما از مرزهای نامرئی هویت، غیرت ملی و باورهای دینی پاسداری میکنیم. روشن نگه داشتن چراغ مطالعه حتی در روزهای سخت، یعنی ایمان داشتن به آینده ایران و این دقیقاً همان نقطه اتصال فرهنگ، دین و ملیت ماست.
نظر شما