سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): سال نو آغاز شد اما با یک تفاوت که همزمان با رویدادی تلخ همراه شده است؛ جنگ تحمیلی چهارهفته است که آرامش را از منطقه گرفته و مردم در فضای پر اضطراب به آینده امید دارند. فضای فرهنگ، ادب و هنر نیز در روزهایی که جنگ منطقه را دستخوش ناآرامی کرده است از تحولات متاثر شده است و شاید در این وضعیت اولویت مردم و مسئولان نباشد اما فعالان این حوزه امید نیاز دارند که بتوانند به حفظ کسب و کارهای خود بپردازند.
در این میان، کتابفروشیها و کافه کتابها که در نوروزهای گذشته با وجود گردشگران نوروزی، روزهای پرکاری را تجربه میکردند، اکنون با تعطیلی اماکن گردشگری و تاریخی شیراز، برای در امان ماندن از گزند جنگ گزینهای مناسب برای شهروندانی است که میخواهند ساعتی را در آرامش به سر ببرند و از هیاهوی اخبار جنگ و استرس رها شوند.
«شهر کاغذی» مردم را به ساعتی آرامش دعوت میکند
یکی از مجموعههای پرمخاطب در میان کافه کتابهای انگشت شمار شیراز که فضای دلنشینی در خیابان پرپیشینه خلیلی رقم زده است و سالهاست همراهان کتاب را پذیرایی می کند، شهرکاغذی است که از ابتدای نوروز ۱۴۰۵ درهای خود را به روی شهروندان شیرازی گشوده است.
شهرکاغذی که در درازای سال میزبان نشستهای داستانخوانی، شعرخوانی، نقد کتاب و رونمایی است با وجود تعطیلی چنین رویدادهایی همچنان فضای منظمی پیش روی مخاطبان یار مهربان گذاشته است و قفسههای آن با آثاری به روز پذیرای خوانندگان کتاب است.
این کافه کتاب با حیاطی مصفا و صرف چای شیرازی که حاوی گل سرخ و بهارنارنج است دقایقی کتابخوانان را به روزهای پیش از جنگ رهنمون می سازد و سالن کتابفروشی آن مانند کتابخانهای خانگی هر مراجعهکنندهای را مفتون ادبیات، شعر و فلسفه می سازد.
علیمحمد حسینی، مدیر این مجموعه مانند همیشه از دقایق اولیه روز با انرژی میان کافه، کتابفروشی و بخش هدایا و نوشت ابزار در رفتوآمد است و ضمن راهنمایی خوانندگان کتاب و پیشنهاد تازههای نشر از سفارش های مشتریان کافه غافل نیست و پیشنهاد چای نعنا و سینی صبحانه ایرانی میدهد تا مشتریان برای ساعتی جنگ را فراموش کنند.
او به خبرنگار ایبنا گفت: چارهای نداریم تا این روزها هم سپری شود و به روزهای آرامش برسیم. وظیفه ماست که مردم دلنگران را برای ساعتی به آرامش دعوت کنیم.

در این بین او از تازههای کتاب در حوزه داستان نام میبرد که بهترین التیام در روزهای دشوار نگرانی است.
حسینی گاهی برای لذت بردن و استشمام بوی بهارنارنج های مجموعه که به مرور سربرآوردند به حیاط می آید و میان میزهای کافه کتاب قدم میزند و شاید به روزهای گذشته میاندیشد که این صندلیها و میزها پرتر و نشستها تا حیاط ادامه می یافت.
در فاصله یک خیابان، آنجا که زمانی شمار کتابفروشیهای شیراز بیش از امروز بود، کتاب جمالی، کتابفروشی پر پیشینه محمدی و کتابسرای عبدالهی حضور دارند.
با این حال کتابفروشی قائم در میدان دانشجو با آن فضای کوچک و دوستداشتنی که با تراکم کتابهای چیده شده روی زمین دیگر جایی برای رفت و آمد هم نمانده و مشتریان انگشت شمار به دشواری میتوانند کتابی را بردارند، همچنان در به روی کتابخوانان گشوده دارد و آقای عجمپور با روی گشاده هر مراجعهکنندهای را مورد استقبال قرار میدهد و حتی اگر کتابی را نداشته باشد تلاش میکند جایگزینی پیشنهاد کند تا شاید مشتری راضی از این در بیرون برود.
یکی از همراهان همیشگی این کتابفروشی که در نزدیکی دانشگاه شیراز قرار دارد ضمن احوالپرسی و گفتن شادباش نوروز به مدیر این فروشگاه، سراغ بهای سالنامههای ۱۴۰۵ را میگیرد.
وین شعر ترانگیز التیام بخش
او در گفتگو با خبرنگار ایبنا خواندن شعر در این روزهای پر التهاب را التیامی بر زخم جنگ دانست و گفت: با پناه بردن به دیوان حافظ و بوستان سعدی تلاش میکنیم امید را در خود زنده نگه داریم.
آقای اسدی با خواندن بخشی از اشعار حافظ که هر شیرازی به آن میبالد از روحیه جنگستیزی این شاعر نام میبرد و امید گرفتن از شعر لسانالغیب را مثال میزند.
همچنانی که صدای مهیبی انفجار از دور شنیده میشود، مخاطبان کتاب در کتابفروشی قائم انگار که اتفاقی نیفتاده است درمیان قفسههای اندک کتاب قائم به تورق مشغولند.
در ساختمان الف همچنان جایی است که میشود در میان فضای گسترده کتابفروشی شیرازی دمی آسایید و روی مبلمانی راحت نشست و از قفسه کتابهای جیبی ماهی که پرشمارند نسخهای را بر داشت و چای نوشید و به ترنم موسیقی کلاسیک و آرامشبخش گوش فرا داد.
«شیرازه» که معمولا هر ماه یک رونمایی کتاب پر و پیمان دارد و نشستهای کتابخوانی چشمه را میزبانی میکند این روزها هم مخاطبان خود را دارد و گرچه ممکن است بخش هدایا و نوشت ابزار آن مانند روزهای معمولی پر رونق نباشد اما میز سالنماهای ۱۴۰۵ و تازههای نشر هر مراجعهکنندهای را وسوسه می کند این دفاتر زیبا را تورقی کنند و احتمالا زادروز یا مناسبتی را جستجو کنند و آثار سال گذشته را مرور نمایند.
شیدا امامی که چند سالی است پس از فوت پدرش، غلامحسین امامی و تعطیلی کتابفروشی اسفند در اینجا مشغول کار است مانند همیشه با روی خوش و لبخندی زیبا به راهنمایی مشتریان کتاب می پردازد و گاهی هم کتابی را که در دست دارد و وقتهای آزاد میخواند به مشتریان معرفی می کند.
تلخی این روزها هم پایان می یابد
او هم این روزها را با وجود تلخی زودگذر می داند و خاطرنشان می کند: ما نسلی هستیم که تجربه جنگ ۸ ساله را داریم که به سختی گذشت اما اکنون فقط خاطرهای از آن برجا مانده و آنچه باقی مانده است خاطرات شیرین کتابفروشی آقای امامی و بنیاد است که محلی برای گردهمایی ادبا و نویسندگان و هنرمندان شیراز بود در زمانی که جنگ روز و شب ادامه داشت اما کتاب امید را زنده می گذاشت.
نظر شما