سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ نوروز به عنوان آیینی باستانی در سینمای ایران، فراتر از یک عنصر تزیینی یا زمینهسازی ساده برای قصه، گاهی مثل نیروی محرکه درام، نشانه زمانی برای تحول شخصیتها و فضایی هویتی برای بازتاب تضادهای فرهنگی و اجتماعی عمل کرده است. سینماگران گاه در فیلمهایشان از نوروز به عنوان زمانی مهم برای رخ دادن اتفاقات استفاده کردهاند و گاهی دیگر نوروز در حاشیه، به بهانهای برای تنش یا تغییر تبدیل شده است.
در فیلمهای قبل از انقلاب به ویژه در فیلمهای کمدی، نوروز بهانهای بوده برای نمایش سفر، ترافیک، دعوای اقوام و سوءتفاهمهای زناشویی. یا در کمدیهای سطحیتر، آیین نوروز به روز عیدی دادن و خانه تکانی تقلیل مییافت. در فیلمهای این دوره، نوروز فاقد نیروی دراماتیک بود و صرفاً به عنوان نمادی تثبیت شده از سرخوشی جمعی به کار میرفت.
ظهور نسل تازه فیلمسازان
با ظهور موج نوی سینمای ایران و ظهور فیلمسازان خوشذوق و خلاق نوروز از حاشیه به متن درام آمد. «بادکنک سفید» جعفر پناهی یکی از همین فیلمهاست که ایده اصلیاش را به عید نوروز گره میزند. فیلمنامه این فیلم را عباس کیارستمی نوشت و در آن به دغدغههای دختری خردسال جهت خرید ماهی سفره هفتسین میپردازد.
در فیلم «شب یلدا» کیومرث پوراحمد نیز نوروز به فرصتی تبدیل میشود تا شخصیت اصلی فیلم، از چالشهای زندگیاش عبور کند و فرصتی دوباره برای زندگی به خود بدهد. در این فیلم لحظه تحویل سال شخصیت فیلم را به دورهای تازه و جدید از زندگی پرتاب میکند؛ این دگردیسی شخصیت فیلم و همزمانیاش با بهار طبیعت، معنایی عمیق به فیلم بخشیده است.
بحران طبقه متوسط در آستانه نوروز
اصغر فرهادی نیز در فیلم «چهارشنبه سوری» فروپاشی زندگی خانوادهای از طبقه متوسط را در آستانه نوروز نشان میدهد. «چهارشنبه سوری» جزو نخستین فیلمهای سینمای ایران است که به شکلی جزئینگر بحرانهای طبقه متوسط را در سینما نشان میدهد و فضای جدیدی را با خود میآورد. فضایی که کمی بعدتر با «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» به اوج خود رسید.
در «چهارشنبه سوری»، بحران هویت، پنهانکاری، خیانت و دروغ در دل آیینهای کهنی مثل جشن چهارشنبهسوری و نوروز خودش را نشان میدهد. اصغر فرهادی از خانه تکانی شب عید، موقعیت آشفته خانوادهای را نشان داد که زندگیاش همچون بمبی در آستانه سال تحویل، در آستانه انفجار و از همگسیختگی قرار دارد.
طغیان حاج کاظم در پایان سال
مهدی کرمپور در «پل چوبی» نیز زمان رخ دادن اتفاقات فیلمش را نوروز قرار داده است. بخشهای ابتدایی فیلم به آماده کردن سفره هفتسین زوج جوانی به نام شیرین و امیر اختصاص دارد. تکاپو و شور و اشتیاق این زوج برای چیدن سفره هفتسین به یکی از بخشهای جذاب فیلم تبدیل میشود و نشانهای از رابطه گرم آنها در شروع سال جدید دارد.
ابراهیم حاتمیکیا در «آژانس شیشهای» از موقعیت زمانی آخر سال و فرا رسیدن عید نوروز بهره میگیرد تا روایت پر از تنش و درگیریاش را شرح دهد. طغیان حاج کاظم در آژانس هواپیمایی برای گرفتن بلیت، به هسته مرکزی درام تبدیل میشود. به خاطر آخر سال و شلوغی و کمبود بلیت هواپیما، حاج کاظم دست به کنشی خشن میزند تا هر طور شده بلیت را تهیه کند. او میخواهد عباس حتما سال بعد را ببیند ولی درست در هواپیما و در لحظه تحویل سال نو جانش را از دست میدهد.
فیلمهای ایرانی آیین نوروز را نه به عنوان یک پیشفرض تزئینی، بلکه به عنوان یک متن درگیر با مسئله روز به کار گرفتهاند. هرگاه نوروز در سینمای ایران از کلیشههای شاد فاصله گرفته و نگاهی اجتماعی به مسائل داشته، توانسته فیلمی ماندگار خلق کند. اتفاقی که دقیقا با فیلم «چهارشنبه سوری» اصغر فرهادی افتاد و لحظات پایانی سال به فرصتی برای نشان دادن کمی و کاستیهای خانوادهای از طبقه متوسط شد.
نظر شما