سه‌شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۱
نوروزدر ناخودآگاه جمعی ایرانیان، نماد مقاومت زندگی در برابر نیستی

در حالی که جهان به استقبال بهار می‌رود، بازخوانی میراث مکتوب ایرانیان نشان می‌دهد که نوروز تنها یک تغییر تقویمی نیست، بلکه ستون فقرات هویت فرهنگی و ادبی حوزه‌ تمدنی فارسی‌زبانان است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نوروز، کهن‌ترین جشن بشری که همچنان با طراوت روز نخست گرامی داشته می‌شود، در پهنه‌ ادب پارسی نقشی فراتر از یک سوژه‌ توصیفی دارد. برای شاعر پارسی‌گوی، نوروز بزنگاه آشتی انسان با طبیعت و نمادی از پیروزی نور بر ظلمت زمستانی است.ما در این گزارش نگاهی به نوروز در دنیای شاعران فارسی داریم.

فردوسی و بازسازی شناسنامه اساطیری نوروز

در متون کهن، نوروز با نام «جمشید»، پادشاه پیشدادی، گره خورده است. حکیم ابوالقاسم فردوسی در سده چهارم هجری، وظیفه‌ی بازخوانی این پیوند را بر عهده گرفت. طبق روایت فردوسی، نوروز روزی است که جمشید بر تخت نشست و جهان به فرمان او درآمد:
«به نوروز نو شاه گیتی‌فروز / بر آن تخت بنشست فیروز روز»
فردوسی نه تنها به جنبه‌ جشنی نوروز، بلکه به کارکرد اجتماعی آن یعنی «آسودن از رنج تن و دل از کین» اشاره می‌کند. در نگاه حماسی او، نوروز پاداشی است که ایزد به واسطه‌ «فره ایزدی» به پادشاه عادل و مردم شادمان عطا کرده و این سنت، میراثی است که از «خسروان» به یادگار مانده تا صلح و شادمانی تداوم یابد.

رودکی و منوچهری؛ نقاشان بهار در سده‌های نخستین

نوروز در شعر سده‌های چهارم و پنجم هجری به رنگین‌کمانی از تصاویر بدل می‌شود. رودکی سمرقندی با زبانی زنده، بهار را لشکری می‌بیند که ابر تیره و باد صبا پیش‌قراولان آن هستند:
«آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب / با صد هزار نزهت و آرایش عجیب»

دقتِ تصویری رودکی در تشبیه لاله به «پنجه‌ عروس که به حنا رنگ شده»، نشان از نوعی رئالیسم طبیعت‌گرایانه دارد. در همین دوران، منوچهری دامغانی، شاعر طبیعت، نوروز را یک رزم‌آور می‌بیند که بر لشکر زمستان تاخته است. او با استفاده از واژگانی چون «باده‌ سوری» و «گل سوری»، فضای بصری شعر را به سرخی نشاط‌آور نوروز آذین می‌بندد. منوچهری در اشعار خود، نوروز را با «لاله‌ لعل» و «گل حمری» (سرخ) توصیف می‌کند که نویدبخش پایان دوران سخت سرماست.

حکمت و فلسفه‌ی نوروزی در کلام خیام و ناصرخسرو

اما نوروز همیشه به جشن و پایکوبی محدود نمی‌ماند. در لایه‌های عمیق‌تر ادب پارسی، این مناسبت ابزاری برای تاملات فلسفی است. حکیم عمر خیام نیشابوری، ریاضی‌دان و شاعر بزرگ، نوروز را بهانه‌ای برای تذکر «دم‌غنیمت‌شماری» قرار می‌دهد:

«بر چهره گل نسیم نوروز خوش است / در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است»

خیام به زیبایی اشاره می‌کند که نباید از «دی» (دیروز) که گذشته سخن گفت؛ چرا که نوروز یعنی زیستن در لحظه‌ اکنون. از سوی دیگر، ناصرخسرو قبادیانی با نگاهی اخلاقی و مذهبی، به اعتدال پاییزی و بهاری (نوروز و مهرگان) می‌نگرد. برای او، نوروز نشانه‌ای از عدل الهی در طبیعت است که هر چیز را در جای خود و در کمال تعادل قرار می‌دهد.

عرفان و رندی؛ تجلی نوروز در کلام سعدی و حافظ

با ظهور غول‌های غزل یعنی سعدی و حافظ، نوروز ابعادی نمادین و عرفانی به خود می‌گیرد. شیخ اجل سعدی شیرازی، نوروز را با مفهوم «بشارت» پیوند می‌زند. برای او، رسیدن نوروز به معنای پایان شب‌های تاریک انتظار و رسیدن به روز وصال است:

«دهل‌زن گو و نوبت‌زن بشارت / که دوشم قدر بود و امروز نوروز»

اما حافظ شیرازی، لسان‌الغیب، پارادایم نوروز را به «میر نوروزی» و ناپایداری قدرت گره می‌زند. حافظ با رندی تمام، عمر شکوفایی گل و حکم‌رانی بهار را کوتاه (پنج روز) می‌خواند تا به انسان یادآوری کند که در این فرصت اندک، تنها «عشق» و «افشاندن غبار غم از دامن» ارزش دارد:

«ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی»

او نوروز را مسیحایی می‌داند که مرده‌ طبیعت را زنده می‌کند و از انسان می‌خواهد که همگام با این رستاخیز، جان خود را صفا دهد.

تداوم سنت تا روزگار معاصر: از بهار تا شهریار

چشمه‌ جوشان نوروز در سده‌های اخیر نیز خشک نشده است. ملک‌الشعراء بهار، پروین اعتصامی و سید محمدحسین شهریار، میراث‌داران این تفکر هستند. شهریار با تلفیق سنت و نوآوری، نوروز را در تقابل با «بهمن» (نماد سردی و استبداد) قرار می‌دهد:
«برآمد چهره بر ضحاک بهمن کاوه نوروز / بدوش از سرو و شمشادش درفش فتح و فیروزی»
او بهار را گلدوزی می‌بیند که بر تن چمن، لباسی نگارین می‌دوزد. این نگاه حماسی-تغزلی شهریار نشان‌دهنده‌ آن است که نوروز هنوز هم در ناخودآگاه جمعی ایرانیان، نماد مقاومت زندگی در برابر نیستی است.

فرجام: نوروز، زبانی برای گفت‌وگوی تمدن‌ها

نوروز در ادب پارسی، یک «متنِ باز» است. هر شاعری از ظن خود با آن یار شده و بخشی از آرزوهای انسانی را در آن متجلی کرده است. از نگاه حماسی فردوسی تا نگاه اپیکوری خیام و نگاه عرفانی حافظ، همگی بر یک اصل استوارند: «امید به بازگشت روشنایی».
نوروزِ سال ۱۴۰۵ در حالی از راه رسیده که این میراث هزارساله، همچنان زنده و پویا، پیام‌آور صلح، اعتدال و زیبایی برای جهانی است که بیش از هر زمان به «نسیم باد نوروزی» نیازمند است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها