سه‌شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
روایت ایستادگی و تولید با بوی مرکب و کاغذ زیر بمباران

بوی کاغذ و مرکب و صدای منظم دستگاه‌های چاپ؛ مسعود چیتگری و صبا رضایی سال‌هاست شانه به شانه هم کار می‌کنند در کارگاهی که در روزهایی پر از نگرانی و خبرهای جنگ، همچنان چراغش روشن است و محصولاتش حتی راهی بازار عراق هم می‌شود.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ساره گودرزی: در همهمه صدای بمب‌ها و یورش جنگنده‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی، بر سر مردم بی‌دفاع وطن، صدای منظم و کوبنده دستگاه‌های چاپ در فضای کارگاه می‌پیچد. بوی مرکب تازه با بوی کاغذ درهم آمیخته و نور مهتابی‌ها روی دسته‌های کاغذ سفید و جلدهای رنگی می‌افتد. در گوشه‌ای از چاپخانه، دستگاه‌های دوورقی و چهارورقی بی‌وقفه کار می‌کنند و برگه‌ها، یکی پس از دیگری از زیر غلتک‌ها عبور می‌کنند.

در میان این رفت‌وآمد کاغذها و صدای مداوم ماشین‌ها، مسعود چیتگری و صبا رضایی کنار هم ایستاده‌اند؛ زن و شوهری که سال‌هاست زندگی و کارشان در همین فضا گره خورده است.

آن‌ها از سال ۱۴۰۲ فعالیت خود را در مجموعه جدیدشان آغاز کرده‌اند، اما تجربه‌شان در صنعت چاپ به بیش از ۲۰ سال می‌رسد. در این کارگاه کوچک اما پرجنب‌وجوش، هر مرحله از تولید کتاب را خودشان انجام می‌دهند؛ از طراحی اولیه گرفته تا چاپ و در نهایت صحافی.

چیتگری، می‌گوید سال‌ها در بخش‌های مختلف این صنعت کار کرده است؛ از کارهای تبلیغاتی و لیتوگرافی گرفته تا صحافی. تحربه‌شام را از ظهیرالاسلام به امانت گرفتند؛ جایی که بسیاری از فعالان قدیمی چاپ تجربه‌های خود را در آنجا به دست آورده‌اند.

کنار دستگاه‌ها، دسته‌هایی از کاغذ آماده چاپ دیده می‌شود و در قفسه‌ها، دفترهای مشق و دفترهای نقاشی تازه صحافی‌شده قرار گرفته‌اند؛ محصولاتی که در همین کارگاه تولید می‌شوند.

صبا رضایی، درحالی که برگه‌های تازه چاپ‌شده را مرتب می‌کند می‌گوید: «از روز اول کار می‌کردیم و هنوز هم پشت سر هم کار می‌کنیم.» برای این زوج، چاپخانه فقط محل کار نیست؛ بخشی از زندگی مشترکشان است؛ جایی که ساعت‌های طولانی در کنار هم کار کرده‌اند و روزهای سخت و آسان را از سر گذرانده‌اند.

اما این روزها فضای بیرون از چاپخانه هم بی‌تأثیر بر حال‌وهوای کارگاه نیست. خبرهای جنگ و حمله ددمنشانه آمریکا و اسرائیل گاهی به ایران، در میان صدای دستگاه‌ها شنیده می‌شود و نگرانی‌هایی را به همراه می‌آورد.

روایت ایستادگی و تولید با بوی مرکب و کاغذ زیر بمباران

در چنین روزهایی، بیرون از این دیوارها گاهی صحبت از آژیرها، حملات و بوی باروت است؛ اما داخل چاپخانه بوی دیگری در هوا پیچیده است: بوی مرکب تازه، چسب صحافی و کاغذهایی که قرار است به کتاب و دفتر برای کودکان و نوجوانان ایران تبدیل شوند.

چیتگری می‌گوید: «وقتی وارد چاپخانه می‌شویم، انگار دنیای دیگری است. بیرون ممکن است خبر از بمباران و تنش باشد، اما اینجا هنوز بوی کار و تولید می‌آید.»

این تضاد عجیب در فضای کارگاه محسوس است؛ از یک سو نگرانی از آینده و خبرهای تلخ جنگ، و از سوی دیگر صدای یکنواخت دستگاه‌هایی که بی‌وقفه کار می‌کنند و برگه‌هایی که یکی پس از دیگری چاپ می‌شوند.

صبا رضایی می‌گوید که بزرگ‌ترین دغدغه آن‌ها در چنین شرایطی، امنیت و سلامت کارگرانی است که هر روز در کنارشان کار می‌کنند. «طبیعی است که در شرایط جنگی یا تنش‌های منطقه‌ای، نگرانی وجود داشته باشد. جان آدم‌ها از هر چیزی مهم‌تر است.»

با این حال، آن‌ها تصمیم گرفته‌اند فعالیت کارگاه را متوقف نکنند. به گفته این زوج، ادامه کار در چنین شرایطی نوعی ایستادگی است؛ تلاشی برای اینکه زندگی و کار جریان خود را از دست ندهد.

چیتگری می‌گوید: «اگرچه دغدغه جان کارگرها را داریم، اما نگرانی و مشکل خاصی برای ادامه کار نداریم. ما کار را ادامه می‌دهیم.»

در همین حال دستگاه‌ها همچنان برگه‌ها را چاپ می‌کنند و بوی مرکب در فضا می‌پیچد؛ بویی که برای این زوج، بوی کار و زندگی است.

چیتگری با نگاهی به دستگاه‌ها می‌گوید: «ما زیر شعله‌های آتش دشمن ایستاده‌ایم، اما چراغ این چاپخانه خاموش نمی‌شود.»

در کنار بازار داخلی، بخشی از تولیدات این چاپخانه راهی بازارهای خارجی هم می‌شود. دفترها و کتاب‌هایی که در این کارگاه تولید می‌شوند، گاهی مسیرشان را تا عراق پیدا می‌کنند؛ بازاری که برای بسیاری از تولیدکنندگان ایرانی اهمیت دارد.

پایان روز در چاپخانه آرام‌تر است. دسته‌های تازه چاپ‌شده روی هم چیده شده‌اند و بوی مرکب هنوز در فضا مانده است. مسعود چیتگری و صبا رضایی همچنان میان کاغذها و دستگاه‌ها مشغول کارند؛ همان‌طور که سال‌هاست بوده‌اند؛ کنار هم، پای دستگاه‌هایی که هم نانشان را داده و هم داستان زندگی‌شان را نوشته است.

روایت ایستادگی و تولید با بوی مرکب و کاغذ زیر بمباران

روشن نگه داشتن چراغ فرهنگ

در چنین روزهایی، بسیاری از فعالان صنعت چاپ و نشر معتقدند ادامه کار تنها یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه نوعی پایداری فرهنگی است. هر برگه‌ای که از زیر غلتک دستگاه‌ها بیرون می‌آید، نشانه‌ای از زنده ماندن چرخه‌ای است که از نویسنده و مترجم آغاز می‌شود و به دست خواننده می‌رسد.

در دل کارگاه‌ها و چاپخانه‌ها، این باور مشترک وجود دارد که اگر دستگاه‌ها خاموش شوند، بخشی از جریان فرهنگی کشور نیز متوقف خواهد شد. به همین دلیل، بسیاری از فعالان این صنعت تلاش می‌کنند حتی در شرایط دشوار، چراغ کارگاه‌ها را روشن نگه دارند.

صنعت چاپ و نشر زنجیره‌ای به هم پیوسته است؛ زنجیره‌ای که حلقه‌های آن از تولید کاغذ و طراحی تا چاپ، صحافی، توزیع و کتاب‌فروشی ادامه دارد. فعالان این حوزه می‌گویند حفظ این زنجیره در روزهای سخت، به معنای حفظ جریان دانش، فرهنگ و آگاهی در جامعه است.

برای بسیاری از آن‌ها، صدای دستگاه‌های چاپ تنها صدای کار نیست؛ صدای ادامه یافتن زندگی است. هر کتاب و هر دفتر تازه‌ای که تولید می‌شود، یادآور این واقعیت است که حتی در میان خبرهای تلخ و فضای نگران‌کننده، تولید و فرهنگ هنوز نفس می‌کشند.

در چنین فضایی، ایستادگی فعالان صنعت چاپ و نشر شاید کمتر دیده شود، اما نقش آن‌ها در زنده نگه داشتن چرخه فرهنگ و آموزش انکارناپذیر است. چراغ چاپخانه‌ها که روشن می‌ماند، یعنی زنجیره تأمین کتاب هنوز قطع نشده است؛ زنجیره‌ای که برای بسیاری از مردم، پلی میان امروز و آینده محسوب می‌شود.

روایت ایستادگی و تولید با بوی مرکب و کاغذ زیر بمباران

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها