سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ساسان طهماسبی، پژوهشگر تاریخ و مترجم کتابهای «سفرنامه یوهان اشترویس»، «سفرنامه کروسینسکی»، «سفرنامه جیمز مونسریف بالفور» و… در یادداشتی برای ایبنا نوشت: یکی از مزایای سفرنامههای اروپایی توجه آنان به مسائل فرهنگی و اجتماعی است. از این جهت بر متون تاریخنگاری فارسی که عمدتاً بر رویدادهای سیاسی تمرکز میکنند، برتری دارند. ماه رمضان و سایر مراسم و اعیاد مذهبی مسلمانان از مباحث موردتوجه این سیاحان بوده است. در این گفتار، گزارشهای تعدادی از این سیاحان در مورد ماه رمضان، از دوره تیموری تا اواخر قاجاریه ارائه میشود.
یوهان شیلت برگر آلمانی که در دوره تیموری مدتی در ایران زندگی میکرد، یکی از اولین ناظران اروپایی است که در مورد ماه رمضان گزارش میدهد: «مسلمانان یک ماه از سال را روزه میگیرند. زمان این روزه هر سال تغییر میکند و در ماه دیگری برگزار میشود. یک روز کامل را بدون خوردن و نوشیدن روزه میگیرند تا اینکه ستارهها را در آسمان ببینند. سپس روحانیون بالای برجها میروند و مردم را برای نماز فرامیخوانند. مردم به مساجد میروند و نماز میخوانند. فقط هنگامیکه نمازشان تمام شد به خانه میروند و در تمام طول شب، غذا میخورند تا اینکه صبح شود. گوشت و هر چیز دیگری میخورند و در ایام روزه با زنان خود نزدیکی نمیکنند. اگر زنی باردار باشد یا کودکی در گهواره داشته باشد میتواند در طول روز غذا بخورد. افراد بیمار هم میتوانند غذا بخورند. مسلمانان در ایام روزه چیزی پرداخت نمیکنند. خواه برای خانهها یا هر چیز دیگر که باید برای آن بهره پرداخت کنند»(شیلت برگر، سفرنامه یوهان شیلت برگر، ص 130).
در دوره صفوی، بر تعداد سیاحان اروپایی افزوده شد. یکی از آنان لیونل پلامتری بازرگان انگلیسی است که در دوران شاه طهماسب، در سال 976 ق به ایران آمد و در کنار سایر مسائل، به ماه رمضان نیز اشاره میکند: «روزهداری ایرانیها بعد از کریسمس آغاز میشود و در این ایام، نهتنها از خوردن گوشت پرهیز میکنند، بلکه در طول روز، چیزی نمیخورند و نمینوشند، اما شبها میتوانند این کارها را انجام دهند... روزهداری با نو شدن ماه آغاز میشود و تا رؤیت ماه نو ادامه دارد، حتی اگر به دلیل شرایط هوا، دیدن ماه نو برای مدتی، امکانپذیر نباشد»(جنکینسون و دیگران، سفرنامههای انگلیسیها در ایران، ص 154).
یوهان فان در بیهر سرباز هلندی که در دوره شاه عباس دوم، در سال 1055ق مدتی را در خلیجفارس سپری کرد، گزارش کوتاهی ارائه میدهد: «چهار هفته روزه میگیرند. ماه روزه را با نو شدن ماه آغاز میکنند و با نو شدن ماه بعدی، به پایان میرسانند. در ایام روزه، از طلوع تا غروب خورشید، چیزی نمیخورند و نمینوشند، اما در طول شب، مطابق میل خود زندگی میکنند و با شکمهای پُر به خواب میروند»(فان تیوفل و دیگران، سفرنامههای آلمانیها در ایران دوره صفوی، ص 141).
شاردن که بهتفصیل به مسائل ایران پرداخته است، به ماه رمضان نیز توجه دارد: «نهمین ماه قمری رمضان و به معنای گرمای شدید است. زیرا در شدتِ گرمای تابستان نامگذاری شده. لقب این ماه مبارک است. زیرا در این ماه همه مسلمانان روزه میگیرند و نیز چون در این ماه از ازدواج خودداری میورزند و به آن ماه صیام هم میگویند»(شاردن، سفرنامه شاردن، ج 3، ص 1016).
جونس هنوی که در سالهای پایانی حکومت نادرشاه در ایران سفر کرد، در بحبوحه آن روزگار پرآشوب، از ماه رمضان مینویسد: «روزهداری و اعیاد مذهبیشان بر اساس سال قمری تغییر میکند. دو عید مذهبی بزرگ دارند و معتقدند توسط خداوند توصیه شدهاند و خداوند به محمد (ص) فرمان داد تا این اعیاد را برقرار کند. در ایام روزه، در طول روز چیزی نمیخورند، اما در طول شب، دو یا سه وعده از همان غذاهای رایج را میخورند»(هنوی، سفرنامه جونس هنوی، ص 192).
موریس دو کوتز بوئه که به همراه سفیر روسیه، در دوران فتحعلی شاه، در سال 1231 قمری به ایران آمد، در ماه رمضان نتوانست با شاه دیدار کند و مینویسد که خبر رسید اعلیحضرت همایونی به سبب ماه رمضان نمیتواند سفیر را بپذیرد، زیرا هنگام روزه گرفتن ایرانیان و ترکان است، یعنی در تمام این مدت نه کاری انجام میدهند و نه چیزی میخورند و میآشامند (کوتزبوئه، مسافرت به ایران، ص 126).
دکتر فووریه پزشک ناصرالدینشاه ذیل یادداشتهای ماه رمضان 1307 قمری مینویسد: «...ایرانیان در این ماه یعنی در مدت سی روز از سپیده صبح تا غروب آفتاب از خوردن و استعمال دخانیات خودداری مینمایند... ولی در عوض شبها هم غذا میخورند و هم دخانیات استعمال میکنند. در این ماه چون اکثر مردم روز را میخوابند روزها کوچهها و بازارها از جمعیت خالی است، برخلاف شبها که تمام مدت حتی تا صبح رفت و آمد و قال و قیل همهجا برقرار است»(فووریه، سه سال در دربار ایران، ص 148).
هانری رنه دالمانی که در دوره مظفرالدین شاه در ایران سفر میکرد، به ماه رمضان و برخی از اصول و قواعد آن اشاره دارد: «در تمامی این ماه، به غیر از مسافران و بیماران و زنان شیرده و اطفال خردسال، سایر مؤمنان وظیفه دارند که از سپیده بامدادی تا غروب آفتاب از خوردن و آشامیدن خودداری کنند. وقتی رمضان در تابستان قرار میگیرد که شب کوتاه و روز بلند است روزهداری که ناگزیر است 16 تا 17 ساعت، حتی از آشامیدن قطرهای آب بپرهیزد، چه رنجی را متحمل میشود»(دالمانی، از خراسان تا بختیاری، ص 185).
***
منابع
ـ جنکینسون و دیگران، سفرنامههای انگلیسیها در ایران (دوره شاه طهماسب و شاه محمد خدابنده)، ترجمه ساسان طهماسبی، چاپ دوم، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1403.
دالمانی، هانری رنه، از خراسان تا بختیاری، غلامرضا سمیعی، تهران، انتشارات طاوس، 1378.
شاردن، ژان، سفرنامه شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، چاپ دوم، تهران، انتشارات توس، 1393.
شیلت برگر، یوهان، سفرنامه یوهان شیلت برگر، ترجمه ساسان طهماسبی، چاپ چهارم، تهران، امیرکبیر، 1403.
فان تیوفل و دیگران (1404). سفرنامههای آلمانیها در ایران دوره صفوی. ترجمه ساسان طهماسبی، تهران، انتشارات امیرکبیر.
فووریه، یوانس، سه سال در دربار ایران ترجمه عباس اقبال، تهران: انتشارات کتابخانه اکبر علمی، 1326.
کوتزبوئه، موریس، مسافرت به ایران ترجمه محمود هدایت، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1348.
هنوی، جونس، سفرنامه جونس هنوی (ایران در واپسین سالهای حکومت نادرشاه)، ترجمه ساسان طهماسبی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1404.
نظر شما