سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - آناهید خزیر: کتاب «آزادی: یک تاریخ سرکش» نوشته آنلین د داین، تاریخنگار بلژیکی-هلندی و استاد دانشگاه اوترخت، یک بررسی گسترده درباره تحول مفهوم آزادی در سنت غربی است. این کتاب توسط امیر میرحاج ترجمه شده و از سوی انتشارات شیرازه منتشر شده است. آنلین د داین نویسنده و مورخی برنده جوایز مختلف است. تحقیقات او بر تاریخ اندیشه سیاسی در اروپا و ایالات متحده از سال ۱۷۰۰ تا به امروز متمرکز است و گهگاه به دوران باستان و رنسانس نیز میپردازد.

تعریف امروزی ما از آزادی و پیوند آن با حقوق فرد
کتاب «آزادی: یک تاریخ سرکش» اثری گسترده، جسورانه و عمیق است و تلاش میکند مفهوم «آزادی» را از دل روایتهای رسمی، برونرفتهای انقلابی و تجربههای انسانی بیرون بکشد و آن را نه بهعنوان یک ایده فلسفی، بلکه بهمثابه نیرویی زنده، سیال، گاه خطرناک و همواره سرکش بازخوانی کند. این کتاب آزادی را نه میراثی ثابت، بلکه جریان پرفرازونشیب تاریخ بشر میداند؛ جریانی که با شورش، مقاومت، شکست، خواست جمعی، و کشمکش دائمی میان قدرت و مردم گره خورده است.
کتاب در سه بخش تنظیم شده است. بخش اول با عنوان تاریخ طولانی آزادی به برده نبودن: آزادی در یونان باستان، ظهور و سقوط آزادی رومی میپردازد. در بخش دوم با نام احیای آزادی به تولد دوباره آزادی و آزادی در انقلابهای اقیانوس اطلس اشاره میکند و در بخش سوم با عنوان بازاندیشی آزادی به ابداع آزادی مدرن و غلبه آزادی مدرن میپردازد. پایانبخش کتاب با نام موخره به آزادی در قرن بیست و یکم پرداخته است.
نویسنده در این کتاب تلاش کرده نشان دهد که تعریف امروزی ما از آزادی بهویژه پیوند آن با حقوق فردی و محدود کردن دولت، پدیدهای جدید است و بخش عمدهای از گذشته غرب معنایی متفاوت را حمل میکرده است. کتاب در اصل برای بازخوانی ریشههای مفهومی آزادی نوشته شده و ساختاری تحلیلی و تاریخی دارد.
آزادی؛ مشارکت سیاسی و کنترل جمعی بر قدرت معنا
در بخش نخست د داین به بررسی دوران باستان میپردازد؛ دورهای که در آن آزادی بیشتر به مشارکت سیاسی و کنترل جمعی بر قدرت معنا میشد. شهرهای یونانی و جمهوری روم نمونههایی هستند که در آنها شهروندان آزادی را معادل توانایی حکومتکردن بر خود و جلوگیری از سلطهی نیروهای خارجی یا اشراف داخلی میدانستند. نویسنده توضیح میدهد که در این دورهها آزادی با «خودحکمرانی جمعی» پیوند داشت و نه با حقوق فردی یا استقلال شخصی از دولت. این بخش نشان میدهد که برای بیش از دو هزار سال، آزادی امری سیاسی و عمومی تلقی میشد.
سپس تغییرات دوران مدرن مطرح شده؛ از انقلابهای آمریکا و فرانسه تا تحولات قرن نوزدهم که در این مرحله مفهوم آزادی به تدریج دچار چرخش معنایی شد. گروهی از اندیشمندان لیبرال تلاش کردند آزادی را بیشتر با مالکیت فردی، بازار آزاد و محدودیت قدرت دولت تعریف کنند. این تغییر بهویژه از اواخر قرن نوزدهم به بعد، شتاب گرفت و باعث شد معنای جدید آزادی یعنی «رهایی فرد از دخالت دولت» بهعنوان معنای مسلط شناخته شود. د داین این تحول را نتیجهی کشمکشهای سیاسی و اقتصادی میداند و نشان میدهد که این تغییر نه یک روند طبیعی، بلکه محصول رقابت نیروهای اجتماعی بوده است.
نویسنده معتقد است که تأکید بیش از حد بر آزادی فردی، نقش مشارکت دموکراتیک را کمرنگ کرده و زمینهی نابرابریهای گسترده را فراهم آورده است. در نگاه او برداشت امروزی از آزادی تنها یکی از تفسیرهای ممکن است و برای بازسازی دموکراسی باید به معنای تاریخی و جمعمحور آزادی توجه دوباره کرد.
آزادی با توانایی مردم برای خودگردانی و تاثیرگذاری بر نحوه حکومت
مراد ثقفی در یادداشتی بر این مجموعه چنین مینویسد: «انقلابهایی که قاره آمریکا و اروپای غربی را از دهههای پایانی قرن هجدهم میلادی درنوردیدند و چالشی اساسی برای وضع موجود ایجاد کردند همگی به تأسیس نهادهایی منجر شدند با هدف افزایش کنترل مردمی بر دولت کنترلی که برای آنها به معنی خروج از بردگی و رسیدن به آزادی بود. برای این مبارزان آزادی با توانایی مردم برای خودگردانی و تاثیرگذاری بر نحوه حکومت برخود یکسان انباشته میشد. چشماندازی از آزادی که در این کتاب از آن به عنوان آزادی دموکراتیک نام برده میشود و گفته میشود، تعریف غالب در یونان باستان بود، به همین صورت به امپراتوری روم منتقل شد و در یک دوره متاخرتر به لطف متفکران دوران رنسانس کموبیش بدون کموکاست به جهان مدرن راه یافت.
همزمان، این انقلابها و درخواست آزادی یعنی درخواست مداخله مردمی در امر حکمرانی، واکنشهای شدیدی را در میان اقشار اجتماعی غالب برانگیخت که تا آن زمان نه فقط از حق انحصاری تصمیمگیری در مورد سرنوشت جوامع برخوردار بودند بلکه مالک اکثر منابع ثروت در همین جوامع نیز بودند. واکنشهایی ضدانقلابی علیه نظریه دموکراتیک آزادی که به طرح و بسط نظریه دیگری از آزادی منجر شد در دفاع از این موضوع که آزادی واقعی (آزادی مدنی، آزادی منفی یا آزادی مدرن، بسته به آنکه به آراء کدام نظریهپرداز رجوع کنیم) نه با خودگردانی مردمی و دموکراسی بلکه با حفاظت از امنیت شخصی و حقوق فردی و حقوق مالکیت تضمین میشود.»
متفکران و جنبشهای سیاسی در دوران باستان
در جایی دیگر از کتاب نویسنده بر این باور است که احیای آزادی باستانی را نمیتوان بدون در نظر گرفتن نقش حیاتی گروه نسبتاً کوچکی از مردان و زنان فرهیخته درک کرد: اومانیستهای رنسانس. اومانیستها با پیروی از پترارک شاعر ایتالیا قرن چهاردهم، به دلایل خاص خود به این باور رسیده بودند که متون یونان و روم باستان، اوج تمدن بشری را نشان میدهند. بنابراین، اومانیستها سرمایهگذایر زیادی در انتشار این متون انجام دادند و در این فرایند یک سیستم آموزشی مبتنی بر مطالعه نویسندگان باستانی مانند سیسرون و لیوی ایجاد کردند. این انتخابها عمدی بودند اما به هیچ وجه از پیش تعیین شده نبودند. انتشار ایدههای اومانیستی به اندازه تحولات سیاسی گسترده قرنهای شانزدهم و هفدهم مهم بودند و منجر به شکلگیری شیوههای جدید تفکر در مورد سیاست شدند. بدون این همزمانی ممکن بود احیای روشهای باستانی تفکر در مورد آزادی، تاثیر کمی بر اندیشه سیاسی اروپا بگذارد.
بخش پایانی کتاب به آزادی در قرن بیستویکم اختصاص دارد. در این بخش میخوانیم آزاد بودن در یک جامعه یا به عنوان یک جامعه به چه معناست؟ تاریخ آزادی که در این کتاب روایت شده است، بهطور کلی دو پاسخ بسیار متفاوت به این سوال میدهد. متفکران و جنبشهای سیاسی در دوران باستان در آنچه که معمولاً به عنوان غرب توصیف میشود، آزادی را با خودگردانی مردمی- با توانایی مردم برای اعمال کنترل بر نحوه حکومت بر خود- یکی میدانستند. آزادی با این تعریف، مفهومی مبارزهجویانه بود. در طول قرنها، مردان و زنان- از جمله دموکراتهای آتنی، پلبیهای رومی، اومانیستهای فلورانسی و انقلابیون اقیانوس اطلس به نام آزادی ساختارهای قدرت موجود را به چالش کشیدند و خواستار کنترل بیشتر بر آنها شدند. اغلب این مبارزان خودخوانده آزادی، در نهایت ساختارهای قدرت قدیمی را با سلسله مراتب جدید جایگزین میکردند. اما مفهوم آزادی که آنها استفاده میکردند، نامحمدود بود. آنها در مورد آزادی بهعنوان چیزی وابسته به «دموکراسی»، «خودگردانی» و «حکومت مردمی» صحبت میکردند اما نه به عنوان مثال «مردسالاری». بنابراین آزادی برای تصاحب توسط گروههایی که همچنان از سیاست کنار گذاشته شده بودند در دسترس باقی ماند.
آزادی باید با امنیت شخصی و حقوق فردی شناخته شود
برخی از خوانندگان ممکن است باور داشته باشند که هدف این کتاب-شرح مختصر تاریخ آزادی، از دوران باستان تا به امروز- بیش از حد بلندپروازانه و شاید حتی غیرممکن باشد. میتوان استدلال کرد که با دنبال کردن تاریخ یک مفهوم در چنین دوره طولانی، خطر تولید یک تاریخ انتزاعی وجود دارد که در آن مفاهیم و ایدهها به جای مردان و زنانی که آنها را تولید کردهاند، به بازیگران تاریخی تبدیل میشوند. اگر کسی مایل به پذیرش دیدگاه هگل در مورد ایدهها به عنوان موتور تاریخ جهان نباشد، این امر لزوماً به تاریخ بد منجر میشود؛ یا همانطور که کوئنتین اسکینر گفته است، منجر به داستانهایی میشود که ممکن است به راحتی به عنوان اسطورهشناسی طبقهبندی شوند تا تاریخ. در چنین روایتهای اسطورهای از تاریخ ایدهها، انگیزهها و نیاتی به کنشگران تاریخی نسبت داده میشوند که احتمالاً از آنها بیخبر بودهاند. به عنوان مثال آنها را درگیر «تدوین» یا «توسعه» ایدههای خاصی نشان میدهد که در وهله اول هرگز با آنها آشنا نبودهاند.
تقریباً در همه اردوگاه سیاسی آمریکایی این ایده که آزادی باید با امنیت شخصی و حقوق فردی شناخته شود، غالب است. اما شاید بهتر باشد به یاد داشته باشیم که داستان آزادی جنبه دیگری هم دارد. به هر حال قرنهاست که آزادی به عنوان یک آرمان قانعکننده تلقی میشود، زیرا خواستار ایجاد کنترل مردمی بیشتر بر دولت و استفاده از قدرت دولت برای افزایش رفاه جمعی بوده است. بهتر است به یاد داشته باشیم که برای بنیانگذاران دموکراسیهای مدرن ما، آزادی، دموکراسی و برابری در تنش نبودند بلکه ذاتاً در هم تنیده بودند.
کتاب «آزادی: یک تاریخ سرکش» نوشته آنلین د داین با ترجمه امیر میرحاج در ۴۶۳ صفحه و قیمت ۹۵۰ هزار تومان از سوی انتشارات شیرازه منتشر شده است.
نظر شما