به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، این نشست با هدف بررسی مفاهیم فلسفی و انسانی رمان «سقوط» و ایجاد فضایی پویا برای گفتوگو و تبادل نظر و تحلیل انتقادی اثر و معرفی کلی کتاب و جایگاه آن در میان آثار آلبرت کامو پیگیری شد و شخصیت اصلی رمان «ژان باتیست کلمانس» به عنوان محور اصلی بحث مطرح شد.
شرکتکنندگان با تمرکز بر لایههای شخصیتی کلمانس، به مفهوم «نقاب» در رفتار و گفتار او پرداختند؛ نقابی که وی در مناسبات اجتماعی بر چهره دارد و بهتدریج، در جریان روایت، خود به افشای آن میپردازد. این روندِ خودافشاگرانه، از سوی حاضران بهعنوان یکی از بخشهای تأملبرانگیز و کلیدی رمان تحلیل شد.
در ادامه این نشست ادبی، صحنه مشهور سقوط «زن» در رودخانه بهعنوان یکی از نقاط عطف داستان مورد بررسی قرار گرفت. حاضران این لحظه را فراتر از یک رویداد روایی دانستند و آن را نمادی از سقوط اخلاقی و بحران وجدان شخصیت اصلی تفسیر کردند؛ جایی که خودداری «کلمانس» از یاری رساندن، او را با مسئولیت انسانی و تناقضهای درونیاش روبهرو میسازد و مسیر اعتراف و خودداوری را در زندگیاش رقم میزند.
در بخش دیگری از این نشست، احسان منصوری، مدیرکل کانون، با حضور در جمع شرکتکنندگان، به مبانی فلسفی کتاب «سقوط» و پیوند عمیق روایت داستان با اندیشههای فلسفی آلبر کامو اشاره کرد و نقش مفاهیمی چون پوچی، مسئولیت فردی و داوری اخلاقی را در ساختار مفهومی اثر برجسته دانست و «سقوط» را نمونهای شاخص از تلفیق ادبیات و فلسفه در قالب روایت داستانی معرفی کرد.
این نشست فرصتی برای تأمل دوباره در مفاهیم انسانی، اخلاقی و فلسفی رمان «سقوط» و نسبت آن با تجربههای فردی و اجتماعی مخاطبان فراهم آورد.
بخشهایی از کتاب «سقوط» اثر آلبر کامو
«آه، دوست من، اعتراف کردن آسانتر از آن است که به بیگناهی تظاهر کنیم. کافی است خود را گناهکار بدانیم تا حق قضاوت دیگران را نیز از آنِ خود کنیم.»
و در جایی دیگر میخوانیم:
«من دیگر نمیتوانستم بخوابم. شبها صدایی میشنیدم که مرا به یاد میآورد انسانی در آب افتاده است و من از کنارش گذشتهام؛ از آن شب به بعد، قاضی خویش شدم.»
نظر شما