به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مریم هاشمپور، نامزد دریافت نشان سرو زرین بیستمین جشنواره بینالمللی شعر فجر، در گفتوگو با روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، معرفی مجموعه کتابهای «من بلدم بخوانم» بیان کرد: این مجموعه شامل ۲۲ جلد کتاب شعر است. شعرهایی که گام به گام بر پایه آموزش صداهایی سروده شده که کودکان کلاس اولی هر هفته میآموزند؛ آنها میتوانند هر هفته با همان حروفی که آموختهاند، خودشان این شعرها را بخوانند. هدف ما شعر و شادی و لذت بردن از ادبیات و در نهایت تقویت مهارت روانخوانی و آشنایی با واژههای جدید است؛ واژههایی مربوط به صدای همان هفته.
وی افزود: در این مجموعه سعی کردهایم با شعرهایی که خود کودک میتواند در همان آغاز بخواند فرآیند یادگیری الفبا شیرینتر و شوق خواندن در کودک ایجاد شود. با تقویت مهارت روانخوانی، عزت نفس او نیز بالا می رود. در همین راستا هدفهای دیگری را در نظر داشتهایم و لا به لای شعرها به صورت غیر مستقیم و شاعرانه به ارزشهای انسانی و مفاهیم آموزشی مثل احترام به طبیعت و دوستی و مهربانی و قدردانی توجه کردهایم.
شاعر مجموعه «من بلدم بخوانم» ادامه داد: «تقویت مهارت خواندن» موضوع مهمی است، کتاب های زیادی با این هدف نوشته شده که بیشتر یا داستانی است یا ترکیب داستان و شعر یا نثر غیر داستانی؛ خلاصه کارهای خوبی در این زمینه انجام شده است اما ما فقط شعر را انتخاب کردیم و گام به گام همراه با آموزش صداها، موسیقی، تخیل و عاطفه را به کار گرفتیم.
وی همچنین درباره دشواریهای نگارش چنین منابعی گفت: شعر کودک خود محدودیت واژگان دارد و ما محدودیت بیشتری داشتیم؛ چون تنها میتوانستیم از صداها و حروفی که کودک تا آن هفته آموخته، کلمه بسازیم و استفاده کنیم و همان کلمهها را طوری که زبان شعر تصنعی نشود در وزن شعر بگنجانیم. البته جاهایی که نمیتوانستیم از کلماتی استفاده کنیم که حس و حال شاعرانه بدهد، بیشتر به ریتم، موسیقی کلام، وزن کوتاه و ترفندهای دیگر شعری توجه میکردیم. تلاش ما این بود که بچهها از خواندن کتاب لذت ببرند و آن را به چشم کتاب کمکدرسی و تکلیفی برای تقویت روانخوانی نگاه نکنند و تاکنون نیز خداراشکر بازخوردهای خوبی دریافت کردهایم.
هاشمپور درباره فرآیند بازبینی و کنترل کیفیت برای اطمینان از اینکه کودک در هر جلد تنها حروف آموختهشده تا آن هفته را در شعر ببیند و بخواند، اشاره کرد: در درجه اول خودمان بسیار دقت میکردیم؛ بعد از اینکه هر شعر تکمیل میشد، آن را با جدول بودجهبندی صداها در ابتدای کتاب درسی مطابقت میدادیم تا از صداهای مربوط به هر هفته جلو یا عقب نیفتیم. با اینکه بارها جدول را بررسی میکردیم، اما در بازبینیهای بعد متوجه میشدیم جاهایی از شعر حروفی نابجا به کار بردهایم؛ مثلاً صدایی که هنوز تدریس نشده و مربوط به هفتههای آینده است. خوشبختانه ویراستاری برای این مجموعه انتخاب کرده بودیم که بسیار دقیق و خبره است؛ گلزار فرهادی عزیز. او سالها در تدوین کتابهای اول دبستان همکاری کرده و سالها معلم کلاس اول دبستان بوده است. گاهی عیبهایی از کار میگرفتند که خودمان نیز با وجود بازبینیهای مکرر متوجه آن نشده بودیم.
وی درباره اینکه این سطح از دقت، خلاقیت و جریان طبیعی سرایش را تحتالشعاع قرار میداد یا خیر، توضیح داد: با یک کنترل چندجانبه میتوانستیم اطمینان حاصل کنیم که سطح دقت، خلاقیت و جریان طبیعی سرایش شعر تحت تأثیر قرار نگرفته است. همچنین شعرها را دانه دانه به بچههای کلاس اول میرساندم؛ شعرها را تایپ میکردم و به دست کودکان کلاس اولی میدادم تا ببینم چگونه آن را میخوانند. آن لبخند پیروزمندانه کودک نوخوان بعد از خواندن هر شعر کافی بود تا مطمئن شویم مسیرمان درست است.
هاشمپور اضافه کرد: مصطفی رحماندوست با دریایی از تجربه و نگاه ژرف و سختگیرانه خود به شعر و گلزار فرهادی با دقت و دانش فراوان، راه را بر هرگونه خطا در شعر و شاعری و انتخاب واژگان میبستند. من از این دو بزرگوار بسیار آموختم؛ آنها پروژه را به خوبی پیش بردند. غزاله بیگدلو نیز از راه دور تصاویر را به سرعت ارسال میکردند و ما نیز نظرات خود را بیان میکردیم و تعامل خوبی داشتیم. همه با هم و با یاری یکدیگر مجموعه «من بلدم بخوانم» را به ایستگاه پایانی رساندیم؛ وقتی بچه های کلاس اولی در مدارس شعرها را برایم میخوانند و لبخندشان را میبینم، قلبم پر از شادی میشود. به امید دنیایی پر از امید و لبخند برای تمام کودکان جهان.
هاشمپور درباره این ایده که یک کودک کلاس اولی همزمان با یادگیری پایهایترین کلمات، نام و ابیات شاعران بزرگ را نیز درک کند، گفت: ما از هفته سوم دی در دو صفحه آخر کتاب به سراغ شاعران کهن و معاصر رفتیم. کودک در همان آغاز خواندن با نام شاعران بزرگ آشنا میشود و این نامها در ذهنش باقی میماند و شروعی است برای پیوند او با ادبیات کلاسیک. هدف ما همین بود. کودک نوخوان وقتی شروع به یادگیری حروف میکند، تلاش میکند نوشتههای روی تابلوها یا پشت شیشه مغازهها را بخواند و تقریباً همه ما این لحظات را دیدهایم که بعد از خواندن چه لبخند پیروزمندانهای هم بر لب دارد؛ کودک در آن لحظه دیگر به معنی فکر نمیکند، لبخند میزند و احساس خوبی دارد و حتی گاهی در مورد معنی چیزی که خوانده سوال میکند و دایره واژگانش وسعت پیدا میکند.
وی اضافه کرد: البته در عین حال تلاش کردیم نمونههایی انتخاب کنیم که به انتزاع نرسد و تا حدی قابل فهم و ساده باشد و کلمات مورد نظر ما در همان هفته را پوشش دهد. مثلاً اولین شعر، شعری زیبا از قیصر امینپور است که کودک تمام حروف آن را تا آن هفته آموخته و به صدای «خ» رسیده و به راحتی شعر را میخواند؛ «خدا پر داد تا پرواز باشد.» کتاب مربوط به اردیبهشت که آخرین کتاب این مجموعه است با شعرهایی از نظامی و حافظ به ایستگاه پایانی الفبا میرسد. طبق جدول آموزش الفبا، ما در این کتاب به صدای «ظ» که آخرین حرف در جدول آموزش الفبا است، رسیدهایم و کودک دیگر میتواند کلمه نظامی و حافظ را بخواند؛ به او گفتیم حافظ شاعر بزرگ ایرانی است، حالا تو میتوانی شعرش را بخوانی: بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت...
هاشمپور در پاسخ به این پرسش که جشنواره بینالمللی شعر فجر برای حمایت از چنین پروژههای خلاقانهای که مرز بین آموزش و ادبیات را دربر میگیرد چه میتواند بکند، گفت: خیلی دوست دارم نام این مجموعه را مانند کتابهای درسی «ابزار آموزشی گام به گام» نخوانم. گام به گام بودن آن سر جایش است ولی واقعاً تلاش ما این بوده که ابزاری برای لذت بردن از ادبیات باشد و آموزش خواه ناخواه در پس این لذت بردن از ادبیات حاصل میشود؛ اتفاقاً چون این آموزش غیرمستقیم است، در این کتاب لذت شاعرانه مقدم بر آموزش است. مسلماً چنین جشنوارهای که به دنبال کتابهای آموزشی نمیرود، به این نقطه رسیده که این کتاب نه یک کتاب آموزشی که اثری پرورشی است.
نظر شما