دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
گذار از اقتصاد فسیلی

به‌باور مولف: «دستیابی به یک پنداره نوین اقتصادی که نه‌فقط تأمین‌کننده رشد، بلکه تضمین‌کننده سلامت اکوسیستمهای طبیعی نیز باشد نیازمند وقوع یک رخداد تکاملی در انسان عصر پسا انسان‌سالاری (آنتروپوسن) است؛ به‌باور فلاسفه زیستی، این رخداد تکاملی نمی‌تواند از نوع بیولوژیک باشد بلکه نوعی تکامل فرهنگی است که انسان معاصر را از مصرف‌کننده‌ای حریص به معمار هم‌زیستی بدل می‌سازد».

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رضا دستجردی: «اقتصاد زیستی؛ مبانی دانشی، راهبردهای سیاستی و نوآوری‌های صنعتی» به‌قلم سیدمهدی علوی عضو هیئت علمی پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست‌فناوری، از تازه‌های مجموعه «بین‌رشته‌ای (اقتصاد، زیست‌شناسی)» مرکز نشر دانشگاهی است.

گذار از اقتصاد فسیلی

کتاب مشتمل بر سه بخش: «مبانی نظری اقتصاد زیستی»، «حکمرانی و سیاست گذار به اقتصاد زیستی» و «منافع پیاده‌سازی اقتصاد زیستی» است. نیز، اثر علوی در ده فصل، «وضعیت کنونی اقتصاد و نگرانی جهانی در خصوص تغییرات اقلیمی»، «ظهور و تکامل نظریه اقتصاد زیستی»، «چیستی اقتصاد زیستی»، «حکمرانی در اقتصاد زیستی»، «واکاوی راهبردهای سیاستی اقتصاد زیستی»، «سنجش و ارزیابی اقتصاد زیستی»، «پیاده‌سازی و ارتقای اقتصاد زیستی»، «پیامدهای اقتصادی و نوآوری‌های صنعتی»، «تحول در فرایندهای تولید و کسب‌وکار»، و «نگاه منتقدان در باب ملاحظات زیست‌محیطی و پیامدهای اجتماعی اقتصاد زیستی» را مطالعه و بررسی می‌کند.

نقطه کانونی کتاب آن است که طراحی راهبردهای توسعه اقتصادی مستلزم شناسایی به‌موقع فرصت‌های نو در مرزهای علم‌وفناوری است که از قضا اهدافی شدیداً متغیر و در حال گذر هستند. در واقع، هر یک از این فرصت‌های علم‌وفناوری قادرند از طریق تخریب خلاقانه، سبب افول یک عصر صنعتی و ظهور دوره‌ای جدید گردند و به‌تبع آن، نوعی اقتصاد تخصص‌یافته را شکل دهند (ساخت خلاقانه) که مشخصه بارز و ویژگی منحصر به فرد اقتصادهای توسعه‌یافته است. یک دستاورد بزرگ چنین اقتصادهایی که در مرزهای دانش و فناوری سیر می‌کنند، ظهور فعالیت‌هایی با ارزش افزوده بالا است که منجر به ارتقای بهره‌وری شده و در نتیجه، رقابت‌پذیری و رشد اقتصادی را به همراه دارند. به‌باور علوی، اکنون در هزاره سوم و در مواجهه با ابرچالش بحران اقلیمی انتظار می‌رود که اقتصاد جهانی با جهش نوینی روبه‌رو شود که نه‌تنها حافظ رشد اقتصادی باشد بلکه با کاهش انتشار کربن فسیلی به حفظ طبیعت و محیط زیست نیز بینجامد. از منظر مولف، این دگردیسی در اقتصاد پیامد هم‌جوشی و نوترکیبی میان دو مصنوع بشری یعنی زیست‌شناسی مصنوعی و هوش مصنوعی خواهد بود که به ظهور اقتصاد زیستی می‌انجامد؛ مسیری که در آن نوآوری نه ویران‌گر طبیعت، بلکه امتداد هوشمندانه آن تلقی می‌شود و فناوری‌های الهام‌گرفته از طبیعت نه‌تنها تضمین‌کننده بقای زیست‌بوم هستند بلکه الگوی جدیدی از توسعه پایدار را می‌آفرینند.

البته به‌باور مولف، فرایند گذار از اقتصاد فسیلی به اقتصاد زیستی الزام دیگری نیز می‌طلبد. علوی بر آن است که: «دستیابی به یک پنداره نوین اقتصادی که نه‌فقط تأمین‌کننده رشد، بلکه تضمین‌کننده سلامت اکوسیستم‌های طبیعی نیز باشد نیازمند وقوع یک رخداد تکاملی در انسان عصر پسا انسان‌سالاری (آنتروپوسن) است؛ به‌باور فلاسفه زیستی، این رخداد تکاملی نمی‌تواند از نوع بیولوژیک باشد بلکه نوعی تکامل فرهنگی است که انسان معاصر را از مصرف‌کننده‌ای حریص به معمار هم‌زیستی بدل می‌سازد. به‌عبارت دیگر، انسان تکامل‌یافته فرهنگی از نوعی خرد اکولوژیک برخوردار است که او را به کنش‌گری هنرمند مبدل می‌سازد که هنر تولید و مصرف مسئولانه را می‌شناسد؛ این تحول در نگرش و رفتار فرهنگی انسان که از آموزش، سیاست‌گذاری‌های هوشمند و تعهد جمعی برمی‌خیزد به تکینگی طبیعت (علم‌ومهندسی) و فرهنگ (طراحی‌وهنر) منجر شده و مسیرهای تازه‌ای برای توسعه می‌گشاید که در آن انسان و طبیعت نه در تعارض که در هم‌زیستی خلاقانه شکوفا می‌شوند. در این پنداره نو، طبیعت دیگر قربانی پیشرفت نیست، بلکه خود پیشرفت است.

علوی در پیش‌درآمد کتاب، انسان را موجودی مستقل و گسسته از سایر موجودیت‌های حیات ندانسته، نتیجه آن را کیفیت پایداری برمی‌شمارد که در آن، همه مؤلفه‌های حیات (حتی مؤلفه‌های نامتعارف) از ارزش وجودی برخوردار می‌شوند و در قالب یک سیستم چرخشی فعال قدرت بازتولید خود و قابلیت هم‌آفرینی را حفظ می‌کنند. به‌باور مولف، در عرصه عمل پیروی از چنین دیدگاهی پیامدهایی را در حوزه‌های مختلف به دنبال خواهد داشت، مانند بازاندیشی در سیاست‌های ملی، منطقه‌ای و جهانی در قبال طبیعت (غیرانسان) و فناوری (ناانسان)، تولید محصولات و خدمات پایدار و بادوام، طراحی شهرها و سکونت‌گاه‌های انسانی به‌شیوه‌ای پایدار و … این همان کیفیتی است که در شکل‌گیری پارادایم نوین اقتصادی در قرن بیست‌ویکم نیز نقش دارد و از آن به‌نام «اقتصاد زیستی ما» یاد شده است.

گذار از اقتصاد فسیلی

علوی معقتد است که در این بزنگاه تاریخی که پایه در ادراک و آگاهی دارد، انسان به اهمیت تمامی اشکال زندگی پی برده است. همه موجودات زنده اعضای جوامعی بوم‌شناختی هستند که در شبکه‌ای وابسته به یکدیگر در حرکت‌اند و هنگامی که این ادراک بوم‌شناختی بخشی از آگاهی روزمره انسان شود، اخلاق جدیدی پدیدار می‌شود که هر جزئی را در و یکی را بدون دیگری نمی‌بیند. آنگاه که انسان بر این مدار پای نهد چیزی فراتر از خود را به نمایش خواهد گذاشت؛ او در واقع نمایشی از انسانیت را عرضه خواهد کرد.

از منظر مولف، پیامد مستقیم دیگری که از این قابلیت ادراکی و بازشناختی انسان حاصل می‌شود، نگرش جدید او به اقتصاد است که بارزترین و چشم‌گیرترین تفاوت آن با نسخه‌های متعارف و سنتی، تحولی است که در تنوع و پیچیدگی آن رخ می‌دهد. رکن بنیادین این پیچیدگی و تنوع فراورده‌های اقتصادی، تسلط بشر بر فرایندهای زیستی و الگوبرداری از آن‌ها در فرایندهای تولید صنعتی است در این بزنگاه، برخورد با زیست‌شناسی است که شاهد وقوع یک تغییر انگاره در حیطه علم خواهیم بود و به‌تبع آن، اقتصاد شکل نوینی به خود می‌گیرد و هویت تکاملی جدیدی پیدا می‌کند. شاید به خطا نرفته باشیم اگر ادعا کنیم که اقتصاد اکنون با یک جهش بزرگ زیست‌شناختی روبه‌روست. به‌بیان دیگر، اقتصادی که برآمده از فلسفه زیستی و الگوهای زیست‌شناختی داده‌محور است، پیش از آنکه متکی بر منابع مادی باشد بر بیت‌های نامرئی حاصل از رمزگشایی مولکول‌های زیستی متکی است. این ادراک و شناخت حیرت‌انگیز بشر از الگوواره‌های زیستی و بیان آنها به‌زبان ریاضی (زبان ماشین) منجر به برقراری یک رابطه هم‌تکاملی میان فناوری و ماده زنده می‌شود، به‌طوری‌که مرز زندگی را به ورای ماده زنده می‌کشد.

علوی، ویژگی دیگر این اقتصاد جهش‌یافته زیست‌پایه (اقتصاد زیستی) را بازاندیشی در روابط انسان با طبیعت می‌داند که از مسیر بازآرایی بازارها، نوترکیبی در زنجیره‌های ارزش، نوسازی فرایندهای تولید و همکاری و شبکه‌سازی ذی‌نفعان در بخش‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی می‌گذرد. این رویکرد نوین نه‌تنها به بهبود عملکردهای اقتصادی کمک می‌کند، بلکه به حفظ منابع طبیعی و حفظ تنوع زیستی نیز توجه دارد.

با این همه، مولف بر آن است که برای آنکه بازآرایی اقتصاد موجود به‌شکل اقتصاد زیستی امکان‌پذیر شود، نیاز است تا مطلوبیت آن از سوی همه کنشگران و ذی‌نفعان اعم از اهالی سیاست دانش و ثروت درک و پذیرفته شود. قطعاً قوام و دوام این فرصت جدید نیازمند دانش، زیرساخت‌ها، مواد، تجهیزات، روابط، روندها، و مقررات جدید خواهد بود.

با این‌حال، مولف به عارضه‌های این نگاشت نوین اقتصادی نیز نظر دارد. به‌باور وی، پیامدهای منفی احتمالی گذار به اقتصاد زیستی مانند کالاسازی طبیعت یا شکاف دانش که منجر به شکاف در توزیع ثروت و در نتیجه فشار بیشتر بر جوامع جنوب جهانی می‌شود، باید مدنظر قرار گیرد. علوی، ویژگی دیگر این اقتصاد جهش‌یافته زیست‌پایه را بازاندیشی در روابط انسان با طبیعت می‌داند که از مسیر بازآرایی بازارها، نوترکیبی در زنجیره‌های ارزش، نوسازی فرایندهای تولید و همکاری و شبکه‌سازی ذی‌نفعان در بخش‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی می‌گذرد. این رویکرد نوین نه‌تنها به بهبود عملکردهای اقتصادی کمک می‌کند، بلکه به حفظ منابع طبیعی و تنوع زیستی نیز توجه دارد.

علوی، ضرورت دیگر گذار به اقتصاد زیستی چرخشی پایدار را توسعه دانش تخصصی در سطح نخبگان علمی و سیاسی و بسط و نشر آگاهی جمعی در سطح اجتماعی می‌داند. به‌اعتقاد مولف، با کمک نخبگان، می‌توان به ایجاد یک جامعه پایدارتر، عادلانه‌تر و محیط‌زیستی سالم‌تر دست یافت و زمینه‌های مناسبی را برای رشد و پیشرفت جامعه فراهم کرد.

نیز مولف، هدف از نگارش کتاب را تبیین ضرورت‌های دوران گذار به اقتصادی نو و کم‌خطرتر در مقایسه با اقتصاد فسیلی کنونی می‌داند و این بازاندیشی را مقدمه‌ای می‌داند بر بازآرایی همه چیز. در این بینش، اقتصاد تنها بر مسئله بازار بنا نمی‌شود، بلکه مسائل مهم و با ارزش دیگری هم مدنظرند که اتفاقاً نبود یا نقص آنها ممکن است منجر به تضعیف نهاد بازار شود. فرهنگ اجتماعی و پذیرش جامعه مؤلفه بنیادین این بینش نوین است. بر همین اساس، مولف کوشیده تا تصویری نسبتاً شفاف و جامع از موضوع و مفهوم اقتصاد زیستی به مثابه یک کلان‌روند جهانی در این کتاب ارائه کند. به دیگر سخن، در این کتاب بیش از هر چیز تلاش شده تا جریان‌های مختلف و روایت‌های موجود از اقتصاد زیستی در یک ترتیب موضوعی منطقی و کارآمد در اختیار مخاطبان قرار گیرد. به‌بیان دیگر، نویسنده کوشیده تا حدامکان تمامی وجوه زیبا و نازیبای اقتصاد زیستی را در یک قاب به مخاطبان ارائه دهد تا درک درستی از اقتصادی را که بشر در دهه‌های پیش رو با آن مواجه خواهد شد ایجاد کند. این موضوع سبب می‌شود تا نقاط قوت مسیر گذار به اقتصاد زیستی تقویت و برای رفع‌ورجوع نقاط ضعف هم راهکارهای مطلوبی اندیشیده شود.

«اقتصاد زیستی؛ مبانی دانشی، راهبردهای سیاستی و نوآوری‌های صنعتی» در ۷۱۴ صفحه به‌همت مرکز نشر دانشگاهی منتشر شده است.

این کتاب به‌عنوان نامزد چهل‌وسومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی برگزیده شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها