سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ مجید کریمی در فیلم مستند سینمایی «در سپهر ایران»، به کالبدشکافی در باستان شناسی و کاوش در معماری مهرابه ها، معابد مهرپرستی، آتشکدهها، چهارطاقی ها، مساجد، کلیساها ودیگر بناهای دوران اسلامی به عنوان محورهای اساسی این مستند، پرداخته و به دنبال اندیشه نور ایرانیان در معماری دوران ایران باستان تا دوران اسلامی بوده است.
این مستند که محصول مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است، در چهل و چهارمین جشنواره ملی فجر، مخاطبان را با ادبیات باستان شناسی، مطالعات معماری و شواهد باستانشناسی، اندیشهها و باورهای مردم فلات ایران در ابعاد معماری، اسطوره، و سایر اِلِمان های فرهنگی در جغرافیای سرزمین بزرگ ایران آشنا کرده و با تکیه بر منابع تاریخی، تماشاگر را به ارتباطات فرهنگی و همپوشانی دوران تاریخی، پیوند ادیان مختلف و ملیگرایی فرا میخواند.
اندیشه نور در معماری
مجید کریمی، مدرس دانشگاه و تهیه کننده و کارگردان مستند، با بازخوانی پیشینه علاقه خود به تاریخ ایران، به نقطه عطف مسیر ساخت مستند «در سپهر ایران» اشاره کرد و به ایبنا گفت: سالها پیش، در جریان ساخت مستند «سنگنگارههای تیمره» با روایتگری استاد داریوش ارجمند، متوجه پیوند عمیق تماشاگر با تاریخ ایران و بازخوردهای مثبت آن شدم. همین تجربه باعث شد تا از سال ۱۳۸۶ به طور جدی به مستندسازی در حوزه تاریخ ایران فعالیت کنم؛ مسیری که در ادامه با ایجاد ارتباط با موسسه باستانشناسی دانشگاه تهران و انجام پروژههای پژوهشی و کاوشگری همراه شد.
کریمی در تشریح ایده محوری اثر خود، به آشنایی با نویسنده و پژوهشگری اشاره کرد که کتابی درباره «اردشیرخوره» (بزرگترین شهر دایرهای ایران باستان در شیراز) و مفهوم اندیشه نور در معماری باستان نگاشته بود. او در این باره افزود: موضوع اندیشه نور در معماری به قدری برایم جذاب بود که حدود سه سال را صرف تحقیق، پژوهش و کار روی این محور کردیم تا در نهایت به یک فیلمنامه سریالی منسجم تبدیل شد. در این طرح، ما کل تاریخ ایران را از زمان ورود و سکونت آریاییها به فلات مرکزی ایران تا دوران اسلامی، با تمرکز ویژه بر ردپای نور در معماری دورههای مختلف مورد بررسی قرار دادیم.
این فیلمساز در ادامه، هدف اصلی پروژه مستند «در سپهر ایران» را فراتر از یک بررسی ساده معماری دانست و خاطرنشان کرد: این پروژه به دنبال بازشناسی فرهنگ، تمدن، اندیشهها و باورهای مردم فلات ایران است. در ابعاد مختلفِ باستانشناسی، معماری، اسطورهشناسی و سایر المانهای فرهنگی در جغرافیای پهناور ایران است که ما این باورها را در ساحتهای مختلف زمانی مورد بررسی و بحث قرار دادیم. در این مستند سعی داشتیم که مخاطبِ هدف را با ادبیاتِ باستانشناسی و مطالعات معماری از منظر اندیشه ایرانیان نسبت به پرستش ایزدان طبیعت آشنا کنیم و به عنوان محوریترین پرسش، به دنبال یافتن تجلی اندیشه نور در کالبد معماریِ دوران مختلف تاریخی برویم.
سفر به ۱۸ استان و ۲۶ شهرستان
کریمی در بخش دیگری از این گفتگو به تشریح زمانبندی دقیق تولید پروژه «در سپهر ایران» پرداخت و گفت: مرحله تحقیق و پژوهش این اثر حدود دو و نیم نزدیک به سه سال طول کشید. پس از اتمام این مرحله، تدوین و نگارش فیلمنامه را آغاز کردیم که حدود شش ماه زمان برد و در نهایت نسخه نهایی جهت طی مراحل اجرایی به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تحویل دادیم. از زمان انعقاد قرارداد با مرکز گسترش و تحویل فیلمنامه تاکنون، دو سال و هشت ماه به صورت مستمر درگیر مراحل مختلف تولید بودهایم.
این مدرس دانشگاه علت اصلی زمانبر شدن فرآیند فیلمبرداری را گستردگی جغرافیایی پروژه دانست و خاطرنشان کرد: برای ثبت تصاویر مورد نظر، ناچار به سفر به ۱۸ استان و ۲۶ شهرستان در سراسر ایران بودیم؛ مناطقی که بسیاری از آنها در ارتفاعات و نقاط صعبالعبور کوهستانی قرار داشتند. تقریباً به تمام نقاط ایران سفر کردیم و سختیهای بسیاری را پشت سر گذاشتیم. به طور مشخص در شهرهای شمال غربی کشور نظیر جلفا، ارومیه، آذرشهر و مراغه، به دنبال یافتن معابدی بودیم که مهندسی آنها بر اساس محل تابش نور طراحی شده بود. مانند: معبد مهر آذرشهر و هورنو سقف آن، یا معبد ورجوی مراغه و...
این مستندساز با تاکید بر یافتههای باستانشناسی و معماری در طول این پروژه، گفت: توجه به اندیشه نور در معماری دوران مختلف تاریخ ایران به عنوان یک زبان عاطفی، فرهنگی و جهانی است. اندیشه نور (نمود آسمانیِ نور، یعنی خورشید و هم نمودِ زمینی نور، یعنی آتش) در دل معابد مهرپرستی و دیگر محل های نیایش، مانند آتشگاههای اولیه پدید آمدند و جایگاه نور در معماری دوران ایران باستان و حتی تا دوران اسلامی ادامه یافت. تداوم تفکر عرفانی ایران باستان در میان عرفا، در دوران اسلامی راه جست همانطور که پلان چلیپایی از معابد مهرپرستی و آتشکده های زرتشتی به سنت معماری خانقاه ها و پلان مساجد دوران اسلامی راه یافت. معماران ایرانی اینبار به جای آتش مقدس و فروغ ایزدی، نور را از روزنهها و پنجرهها به فضای مساجدآوردند. نور از هورنوها و پنجرهها و فَخرُومَدینها، به صحن و تالار راه یافت و بر کتیبههای کاشیکاری و گچبری و آجرکاریها میتابید. حضور این نور در مساجد، یادآور همان آیه قرآن است: الله نور سماوات والعرض.

رمز و رازهای کعبه زرتشت
کریمی با نگاهی به کارنامه ۲۸ ساله خود در عرصه مستندسازی، پروژه «در سپهر ایران» را یکی از دشوارترین تجربههای حرفهایاش دانست و به چالشهای اداری آن اشاره کرد و گفت: برای ساخت این اثر با پیچیدگیهای بیسابقهای در دریافت مجوزها روبرو بودیم؛ به طوری که برای ورود به هر سایت تاریخی همچون تختجمشید، ناچار به اخذ پنج نوع مجوز مختلف از نهادهایی چون نیروی انتظامی، وزارت میراث فرهنگی، شورای تامین و مجوز هلی شات و سایر ارگانهای ذیربط در هر استان بودیم. فقدان هر یک از این مجوزها میتوانست کل پروژه را با بنبست قانونی و توقف کامل فیلمبرداری روبرو کند.
وی دومین چالش بزرگ این مسیر را پراکندگی گسترده جغرافیایی دانست و اظهار داشت: پروژه ما شامل ۹۷ لوکیشن برگزیده بود که در ۲۶ شهر و استان کشور پراکنده بودند. وسعت جغرافیایی کار از مرز جلفا و چالدران در شمال غربی آغاز میشد و تا اعماق جنوب در کرمان، و از غرب در کرمانشاه و همدان تا قلب شیراز تداوم داشت. مدیریت این حجم از تردد و استقرار تیم در نقاط مختلف، با ۹ نفر افراد متخصص از کارگردان و گروه تصویربرداری زمینی و گروه تصویر هوایی و باستان شناس همراه و افراد تولید با انبوهی از تجهیزات حرکتی زمینی و هوایی و لوازم نورپردازی کوچک و بزرگ و…، توان لجستیکی بالایی را میطلبید.
کارگردان مستند «در سپهر ایران» با ذکر مثالی درباره بنای موسوم به «کعبه زرتشت» گفت: ما در این پروژه برای ارائه کاربری و هویت دقیق و علمی برخی بناها با مشکل مواجه بودیم. کعبه زرتشت نمونه بارزی از این چالشها بود؛ بنایی که بهدلیل شباهت ظاهری به خانه خدا (کعبه) و نسبت دادن عامیانه به قبل از اسلام، به (زرتشت)، به این نام مشهور شده است، اما این بنا با توجه به کتیبه پهلوی که بر بدنه بیرونی آن حک شده به بنای «بُن خانک» معروف است. او درباره کعبه زرتشت یا در اصل همان (بُن خانک) کوشیده با بررسی فرضیههای قبلی و ارائه فرضیات جدید، هویت و کاربری معماری این بنای پیچیده و پررمز و راز و مهم را ارائه کند زیرا در واقعیت، فرضیات قبلی پیرامون آن با چالشهای جدی روبروست.
او در ادامه به تحلیلهای علمی تیم مستند پرداخت و افزود: برخی از ایرانشناسان این اتاقک سنگی را بنایی برای نگهداری اسناد و کتابهای مقدس مانند اوستا دانستهاند، اما با توجه به ابعاد کوچک بنا و بزرگی کتابهای آن دوران، صحت این فرضیه بعید به نظر میرسد. همچنین برخی محققان این برج را آتشگاه میدانند و معتقدند که این بنا، مکان روشن کردن آتش مقدس و محلی برای عبادت بوده است؛ و این فرضیه نیز نمی تواند درست باشد زیرا این بنای کوچک با پنجره های کور و در کوچک سنگی، هیچ پنجره یا منفذی برای ورود هوا و اکسیژن ندارد پس نمی تواند محلی برای روشن بودن آتش باشد آتش برای روشن ماندن به اکسیژن نیاز دارد. نظریات دیگری همچون معبدی برای ایزد آناهیتا یا تقویم آفتابی هم ذکر شدهاست که کمتر مورد توجه هستند. ما در این مستند تلاش کردیم این فرضیهها را از منظر معماری و منطق باستانشناسی مورد واکاوی قرار دهیم.
کریمی در صحبتهایش به گزارش دیودور سیسیلی، مورخ بزرگ جهان، اشاره کرد و گفت: این مورخ معتقد است که پادشاهان پارس، آتش مخصوص خود را در نزدیکی خود روشن نگاه میداشتند و فقط پس از مرگشان، خاموش میشد. حال با توجه به اینکه این بنا، دقیقاً روبروی آرامگاههای پادشاهان هخامنشی در محوطه نقش رستم واقع شده و ابعاد کوچک بنا و نوع معماری آنکه هیچ پنجره یا منفذی برای ورود اکسیژن ندارد، این فرضیه میتواند مورد توجه باشد که این بنا نه محلی برای روشن نگاه داشتن آتش، بلکه محلی برای خاموش کردن آتش شاهان پادشاهان درگذشته بوده است. در واقع بسته بودن فضا و نبود هوا، این بنا را به مکانی ایدهآل برای برگزاری مراسم خاموشی آتش شاه تبدیل میکرد؛ یعنی این بنا با کاربردی مذهبی، میتوانسته برای مراسم روز مرگ پادشاه و تطهیر پیکر او و احتمالاً محلی برای گذاردن ابزار طلایی مربوط به خاموشی آتشِ شاه درگذشته و تطهیر پادشاه و انجام تشریفات اولیه برای تشرف و روشن نمودن آتش مقدس شاه جدید به پادشاهی، نیز باشد. این فرضیه، با توجه به گزارش دیودور سیسیلی، میتواند مورد توجه باشد. فرضیهای که بر اساس شواهد موجود در فیلم به آن پرداختهایم.
داوری و بازخوردهای مستند
این کارگردان با ارزیابی حضور فیلمش در جشنواره حقیقت امسال، ضمن نحوه برخورد نامناسب و بیاهمیت با آثار پژوهشی، گفت: من امسال اکثر آثار تاریخی حاضر در جشنواره را دیدم ولی متأسفانه مستند در سپهر ایران در هیاهوی جشنواره اصلاً دیده نشد. ظاهراً آثار مبتنی بر پژوهش و بررسیهای موشکافانه و داشتن گروه متخصص و تجهیزات حرفهای، دیگر برای مسئولان تصمیمگیر اهمیتی ندارد.
وی، با تأکید بر اینکه دریافت جایزه برای او در جشنوارهها اولویت نیست، خاطرنشان کرد: تنها خواسته من این است که داوران و صاحبنظران فیلم را با دقت ببینند و درباره یافتههای آن قضاوت کنند. در سالهای اخیر که نگاه و اشتیاق مردم به سمت تاریخ، تمدن و ملیگرایی سوق پیدا کرده است، معتقدم این فیلم ارزش دیده شدن بالایی از نظر هویت ایرانی دارد و میتواند باعث بالا بردن اِرق ملی ایرانیان شده و برای مخاطب خارجی نیز می تواند معرفی شایستهای از ایران و اندیشگی ایرانیان نسبت به ایزدان طبیعت (از قبل از ایران باستان تا دوران اسلامی) باشد.
کریمی درباره نحوه برگزاری جشنوارهها گفت: من کلیت جشنواره سینماحقیقت را به عنوان یک رویداد مهم میپذیرم، اما با ترکیب داوران بخش مستند (فقط داوران بخش مستند بلند) و خروجی تصمیمات آنها به هیچ عنوان موافق نیستم. معتقدم کسی که در جایگاه داوری یک جشنواره معتبر قرار میگیرد، باید سابقهای پربار و کارنامهای سنگین داشته باشد؛ حداقل چند فیلم ساخته باشد و با تمام ظرایف و دشواریهای سینمای مستند از نزدیک آشنا باشد.
این کارگردان با بیان اینکه سطح تخصص، تجربه و سِنِ داوران در بخش (مستندهای بلند) جشنواره حقیقت در چیدمان اخیر، همتراز با اعتبار این جشنواره نبود، افزود: این گلایه را برای نخستین بار مطرح میکنم؛ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، حرفهایترین و مهمترین متولی تولید فیلم مستند در ایران است و انتظار میرود داورانی که برای قضاوت آثارِ این مرکز انتخاب میشوند، حرفهایترین افراد حوزه مستند باشند. به دلیل همین ضعف در داوریهای «حقیقت» است که اکنون به جشنواره «فجر» امید بیشتری دارم تا فیلم «در سپهر ایران» در آنجا توسط نگاههای پختهتر و کارشناسانه صورت گیرد.
با وجود انتقادات به بخش داوری، کریمی از ارتباط میان فیلم و مخاطب ابراز رضایت کرد و گفت: خوشبختانه فارغ از بحث دیده نشدن فیلم در بخش مطبوعات و بطور کلی در جشنواره و جوایز، بازخوردهایی که در زمان اکران فیلم در جشنواره حقیقت و پس از آن از سوی مخاطبان دریافت کردم، بسیار مثبت و دلگرمکننده بود. این نشان میدهد که فیلم راه خود را به سوی تماشاگر پیدا کرده است. پیشبینی من این است که «در سپهر ایران» به دلیل موضوع ملی و ساختار پژوهشیاش، در جشنواره فجر با استقبال خوبی روبرو شود و امیدوارم در آن فضا، فرصت دیده شدن و قضاوت عادلانهتری برای زحمات چندینساله تیم تولید فراهم آید.
فیلم مستند سینمایی «در سپهر ایران» به تهیهکنندگی و کارگردانی مجید کریمی و مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، در بخش «سودای سیمرغ» چهل و چهارمین جشنواره فیلم ملی فجر، رقابت می کند.
نظر شما