سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - فربیا حیدرپور: زینب موسوی ۱۶ سال است که به عنوان مربی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان مرکز هندیجان فعالیت دارد. او مدرس قصهگویی، مجری و نویسنده است و در جشنوارههای متعدد استانی و کشوری موفق به کسب مقام برتر شده است. داوری چند دوره جشنواره بینالمللی قصهگویی در خوزستان و استانهای دیگر را نیز بر عهده داشته است. در زمینه تألیفات وی میتوان به کتاب «شیرینتر از رطب» قصههای محلی هندیجان، کتاب «بیبی بِیگَک»» عصاره فرهنگ هندیجان، داستان کودک انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و انتشار حلقه سیدی قصهگویی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اشاره کرد.
خبرنگار ایبنا به بهانه انتشار کتاب «بیبی بِیگَک» از مجموعه کتاب عروسکهای بومی ایران، گفتوگویی با او انجام داده است.
در مورد ایده کتاب «بیبی بِیگَک» و اینکه چگونه تصمیم گرفتید کتابی متفاوت در مورد عروسکهای بومی استان بنویسید، توضیح دهید.
ایده این کتاب به ۱۸ سال پیش برمیگردد و یک قصه طولانی دارد. وقتی ۱۸ سال پیش در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که همسو با علایقم بود؛ وارد شدم سمت و سوی تخصصی من برای قصهگویی شکل گرفت. در همان زمان به سمت قصههای بومی و محلی کشیده شدم. کسانی که لباسهای محلی آن موقع را میپوشیدند، تعدادشان کمتر از انگشتهای یکدست بود و آن هم مادربزرگها بودند و اگر آن چند نفر هم نمیپوشیدند، این لباسها کاملاً حذف میشدند.
من هم لباس محلی میپوشیدم و قصههای محلی را تعریف میکردم هرچند که با تحقیر، نگاهها و قضاوتهایی مواجه میشدم؛ اما خیلی دلم میخواست فرهنگ و هویت بومی با شکل کودکپسند در کتابها و مجموعه کانون پرورش فکری و کتابخانهها قرار بگیرد و به دست بچههای سراسر ایران برسد. با خودم میگفتم چرا نباید یک کتاب زبان فارسی با گویش هندیجانی برای بچهها در بین هزاران کتابخانه باشد. درست در آن زمان بود که وارد یک پروژه کشوری به نام «سیمرغ قصههای مردم ایران» شدم و حاصل تلاش طولانیام گردآوردی قصههای بومی در قالب یک کتاب فارسی با گویش محلی ویژه کودکان، با هزینه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به همراه یک سیدی از اجرای من شد. انتشار آن کتاب و ارسال به مراکز کانون پرورش فکری سراسر کشور و کتابخانههای کودک، در ادامه این مسیر مصممترم کرد.
کتابهای دیگری که منتشر کردید به واسطه همین قصه بود؟
بله. کم کم مجموعه قصههای محلی را به چاپ رساندم و از طریق قصههای محلی بود که با آیتمهای دیگری از شاکله هویت بومی آشنا شدم. در زمان گردآوری قصهها دریافتم که چند قصه در مورد غذاهای محلی و آداب و رسوم وجود دارد. برخی قصهها به شرایط اقلیمی و ویژگیهای خاص بومی و منطقهای برمیگردد و از بودن در این قصهها به عروسک بومی رسیدم. هرچند در دوران کودکی با عروسکهای بومی که مادر درست میکرد، بازی میکردم، اما گذشت و فراموش شده بود و حتی به عنوان یک بازیچه در اختیار کسی نبود.
قصههای محلی من را به زنده کردن عروسک محلی سوق داد. از احیاگران عروسک بومی هندیجان بیگک و بیگک لیلی بودم که در سال ۱۳۹۹ در میراث فرهنگی به ثبت ملی رسید. همان زمان یک کتاب برای عروسک محلی به چاپ رساندم. تلاش کردم این عروسک و قصه آن به بچههای سراسر ایران برسد و بچهها با فرهنگ بومی و محلی ما به واسطه این کتاب آشنا شوند. بر این باورم که هر اندازه شناختمان نسبت به اقوام و فرهنگها بیشتر شود؛ پیوند و دوستی با هم بیشتر میشود. قصهها و عروسکها میتوانند سفیران صلح و دوستی برای اقوام با فرهنگهای متفاوت در سراسر جهان باشند. دغدغه من تلاش برای زنده نگهداشتن میراث ماندگارِ فرهنگ بومی است تا از طریق این میراث بتوانیم یادگاریهای ناب را در ذهن کودکان که روان پاکی دارند، حک کنیم.
به نظر شما تا چه اندازه جای چنین آثاری در فرهنگ بومی خوزستان خالی است؟
رویکرد کاری من کودک و تولید اثری است که مخاطب خاص و داستانی کودکپسند داشته باشد و بتواند بر جان کودک تأثیرگذار بگذارد. با توجه به اینکه کتابهایی با موضوع عروسکهای بومی خوزستان به چاپ رسیده اما تاکنون نشنیدهام ویژه کودک، کتاب داستانی با عنوان عروسکهای بومی منتشر شده باشد و شاید من اطلاع ندارم. باید عشق و دغدغهمندی در فرد شکل بگیرد و با تلاش وتکاپو بتواند سختیها را به جان بخرد. برای هر مسئلهای به این شکل است اما اگر در این وادی بخواهیم موفق و حرفهای عمل کنیم باید با صبوری و همت زیاد جلو برویم چون در این مسیر به شدت تنها هستیم.
در مورد داستان «بیبی بِیگَک»»کتاب توضیح دهید.
کتاب «بیبی بِیگَک»»با تصویرگری الناز پورسیستانی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، پاییز از زیر چاپ درآمد. در این کتاب ۶ داستان و تصویر با هم پیوندی دارند که معرف این خطه، اقلیم و فرهنگ است و با همدیگر همپوشانی دارند. وقتی مخاطب داستان را میخواند به نوعی با فرهنگ بومی و ویژگیهای استان خوزستان آشنا میشود و تصویرها کدهای بیشتری به مخاطب میدهد. مقدمه کتاب نیز در ارتباط با این عروسک بومی است و از سویی آگاهی و شناخت برای بزرگسالانی است که این کتاب را برای ترویج و معرفی انتخاب میکنند و هم مناسب افرادی است که مطالعهگر داستانهای بومی هستند. در این داستان، بیبی، شخصیت اصلی سن بالایی دارد و بچهدار نمیشود. او با این آرزو و خواسته شروع به ساخت عروسک بیگک برای بچههای کل شهر میکند و در نهایت یک بیگک بزرگ برای خودش میسازد. بیبی عروسک را به چشم دخترش نگاه میکند و هر کاری برای بیگک انجام میدهد. همه جا از او صحبت میکرد و در نهایت کار به جایی رسید که همه مردم باور میکنند او یک دختر دارد. تا اینکه پسر کدخدا به خواستگاری دختر بیبی آمد اما برای ادامه داستان پیشنهاد میکنم حتماً کتاب را مطالعه کنید.
میگویند هر شی قصهای دارد قصه این کتاب و عروسکها چگونه میتواند فرهنگ بومی خوزستان را به دیگران انتقال دهد؟
عروسکهای بومی سفیران فرهنگی هستند که به خوبی میتوانند پوشش، گویش، شاکلههای بومی مثل موارد اقلیمی و… را خیلی ساده و به آسانی به مخاطبشان منتقل کنند. اصلاً قرار نیست عروسک بومی ما، جای بازیچههای امروزی را بگیرد. بیشتر عروسکهای بومی مروج فرهنگ و تسهیلگر صلح و دوستی برای ارتقای شناخت و آگاهی نسبت به اقوام و ملتهای مختلف هستند و با این رسالت عروسکها نقش سفیران صلح و دوستی را ایفاء میکنند.
نظر شما