كتاب «لائيسيته چيست؟» نوشته شيدان وثيق عصر ديروز (سهشنبه) در سراي اهل قلم خانه كتاب توسط مهدي مهدوي، از اعضاي انجمن جامعهشناسي و منتقد حوزه جامعهشناسي دين، نقد و بررسي شد./
اصليترين بخش اين اثر، بخش آخر آن است كه نظرات نويسندگاني نظير سيد جواد طباطبائي، عليرضا علويتبار، مراد فرهادپور، محمد برقعي و محمدرضا نيكفر، اين شش متفكر ايراني را درباره سكولاريزم و لائيسيته آورده است.
مهدي مهدوي در ابتداي اين جلسه گفت: نويسنده اين كتاب يك ايراني مقيم فرانسه است كه در فضا و بستر لائيسيته حضور داشته و از آن جايي كه منشا لائيسيته فرانسه است، اعتقادم بر اين بود كه وي به اين حوزه به خوبي مسلط است و با نوشتههايش ميتواند ديد روشني به ما ارائه دهد.
وي گفت: كتابشناسي و ماخذشناسي خوبي كه اين اثر دارد، يكي از مزيتهايش به حساب ميآيد، زيرا اكثر كتابهايي كه ما در اين حوزه داريم، از منابع آنگلوساكسون است؛ لذا كتابشناسي اين اثرمنابع تازه و قابل استفادهاي براي پژوهشگران اين حوزه است.
مهدوي افزود: نويسنده در اين اثر تلاش دارد نشان دهد بين سكولاريزم و لائيسته تفاوت است. او اشاره ميكند كه لائيسيزم يك نوع مبارزه با مقر كليسايي است ولي سكولار در كشورهاي فاقد كليساست؛ البته اين دو واژه در مجموعه مواردي با هم اشتراك هم دارند، اما در نهايت يكي نيستند.
عضو انجمن جامعهشناسي ايران گفت: لائيسيته جدايي حوزه دين و دولت را نشان ميدهد، به اين معنا كه جدايي دين و دولت به معناي پايان دين نيست بلكه به معناي گسترش دين در جامعه با خروج از حاكميت سياسي است.
مهدوي با اشاره به تازهبودن واژه «لائيسيته» گفت: لائيسيته نسبت به واژههايي مثل دموكراسي،مردمسالاري و قانونسالاري واژه جديدي است كه نحستين بار در يك روزنامه فرانسوي با نام «ميهن» مطرح شد و اولين گام در اجراي اين جريان، لائيك كردن نظام آموزشي بود، يعني در مدارس، لائيك بودن را تبليغ كردند.
وي درباره مبدا و منشا اين واژه گفت: پس از انقلاب كبير فرانسه، اين واژه شكلگيري گرفت و پس از آن در سال 1905 اين واژه تصويب شد و در سال 1985 هم در قانون اساسي جمهوري پنجم جا افتاد و تا به حال هم تنها قانوني است كه به لائيك بودن اشاره كرده است. لذا شكلگيري جريان لائيسيزم سريع و آني نبوده و فرايندي بوده كه در طول زمان شكل گرفته است.
مهدوي ادامه داد: اشتباه است فكر كنيم يك جريان بايد به يكباره ايجاد و تمام تغييرات هم فقط از سمت نظام سياسي انجام شود بلكه بايد در يك بستر زماني و طي يك جريان دو سويه شكل بگيرد.
وي گفت: در تعريف لائيسيته دو ركن اصلي «جدايي دولت از دين» و « تضمين آزادي براي مذاهب و اعتقادات» وجود دارد. در واقع لائيسيته به معناي دخالت در حكومت است اما دخالت در سياست نيست، يعني يك ديندار مثل بقيه شهروندان است. لائيسيته به معناي حذف مذهب نيست.
مهدوي در ادامه بحثش به مطرح كردن نقدهاي مؤلف در اثر پرداخت و گفت: وثيق در اثرش با ترجمه ايراني اين واژه كه «عرف» يا «عرفي شدن» معنا شده، مخالف است و اعتقاد دارد عرف نميتواند ژرفاي واژه لائيسته را ادا كند. از طرفي، وثيق معتقد است استفاده از اين واژه در ايران آشفتگيهاي خودش را دارد، يعني به معناي اصلي اش كمتوجهي ميشود و به اشتباه در برخي از موارد مترادف با سكولار ميگويند يا اين كه آنقدر بسطش ميدهند كه معناي واقعي واژه از بين ميرود.
مهدوي به نقد اين كتاب پرداخت و گفت: مؤلف اذعان كرده نظرات همه صاحبنظران ايراني را در بخش آخر آورده، در حالي كه اين طور نيست. به نظر من بهتر بود وي از نظرات حوزويان و روزنامهنگاران هم به عنوان بخشي از متفكران جامعه مطالبي را در اين كتاب ميآورد.
منتقد جامعهشناس حوزه دين درباره ايرادات شكلي اثر گفت: شيوه ارجاع در سراسر كتاب يكسان نيست و كتابنامه اش هم به ترتيب حروف الفبايي تنظيم نشده است.
مهدوي در پايان گفت: به نظرم اگر بخواهيم بيشتر وارد حوزه جامعهشناسي ديني شويم، اول از همه بايد فهم درستي از واژهها داشته باشيم، وگرنه تا انتها دچار مشكل ميشويم. لذا از دانشگاهيان انتظار ميرود تلاش كنند اين گونه مفاهيم را به روشني توضيح دهند.
نظر شما