-
یادداشتی درباره کتاب «در اقلیم مورخان» نوشته حسن حضرتی؛
ادامه جدال با مدعی!
محمد علی قهرمانپور نوشت: حسن حضرتی وظیفه یک مورخ را در وهله اول تبدیل «فکت»های موجود به دادههای تازه میداند. او بهدرستی بر این مساله پافشاری میکند که در گام نخستْ باید از «چه» سخن گفت و این بزرگترین قوت دانش تاریخ است زیرا میتواند نظریهپردازیهای فاقد مستندات تاریخی را در هم بشکند و افقهای تازهای پیش رو بگذارد.
-
نقد فریدون مجلسی بر اظهارات محمد محمودهاشمی درباره «ستیز قدرت»؛
دفاع از سیاستی پوچ!
فریدون مجلسی نوشت:در دویست سال گذشته شرق و غربی وجود نداشت تا رجال ما گروهی شیفته غرب یا متکی به شرق باشند! شرق و غرب مفهومی اخیر و مربوط به پس از جنگ جهانی دوم است که کشورها را به اجبار یا الزام در اختیار یا متکی به یکی از این دو بلوک کرد!
-
بازنشرِ اثری درخشان به قلمِ غلامحسین صدیقی؛
بابک، مبارز ایرانی
محمد صادقی نوشت: در نگاه به تاریخ گذشته، و واکاویِ شکستها و به نتیجه نرسیدنِ مقاومتها و جنبشها، آیا میزان سستیها و ضعفهایِ گوناگونِ درونی و داخلی چنانکه باید مورد توجه قرار گرفته است؟
-
یادداشت فاطمه عربپور؛
سامانیان و دلبستگی به زبان فارسی
فاطمه عربپور در یادداشتی نوشت: به تشویق یعقوب لیث صفاری (پادشاه صفاریان) شاعران به زبان فارسی شعر سرودند تا درک آن برای فارسیزبانان آسان شود. لذا فارسی در حکم زبان رسمی ایران قرار گرفت و متعاقباً زمینه برای گسترش زبان فارسی فراهم شد.
-
یادداشتی از اکبر ایرانی به مناسبت روز اسناد ملی و میراث مکتوب؛
نگاه آیندهنگرانه به میراث مکتوب
میراث مکتوب، که حاصل دستاوردهای فکری و نخبگانی دانشمندان ایرانی در طول تاریخ است، جزو گنجینههایی به شمار میرود که هم باعث افتخار ما بوده و هم نگاه آیندهنگرانهای به آن داشتهایم. همین مسأله، یعنی استفاده از مواریث گذشته برای شناخت بهتر آینده کشور، کاری است که هر کشوری که ریشه در تاریخ دارد، انجام میدهد.
-
تجربه شنیدن «تاریخ مسعودی» شاهکار ابوالفضل بیهقی؛
بیهقی به مثابه رئالیستِ نظامگرا
سیدمرتضی حسینیکمالآبادی نوشت: بیهقی نه محبِ پرشورِ شیعه است و نه دشمنِ کینهتوزِ آن. او «رئالیستِ نظامگرا» است. دلبستگی او به عباسیان و غزنویان باعث میشود که تاریخ را از دریچهی «حفظِ نظمِ موجود» ببیند. اگر جایی به نیکی از امامان یاد میکند، از بابِ «تقدسِ خاندانی» آنهاست، نه پذیرشِ برتریِ سیاسیِ آنان.
-
زبان، هویت و نظریههای مقاومت فرهنگی در یادداشت محمدامین ناصح؛
پساجنگ مجالی برای تقویت جایگاه زبانِ میهنافروز فارسی
محمدامین ناصح در یادداشتی نوشت: وقتی افراد جامعه احساس میکنند ارزشهای معنوی و میراث فرهنگی کشورشان مورد تعرض و بیاحترامی مقامات یا رسانههای کشور مهاجم قرار گرفته و جایگاه بینالمللی آن ملت خدشهدار شده است، ممکن است به طور طبیعی نسبت به زبان و نمادهای فرهنگی کشور «متجاوز» یا قدرت غالب و مستکبر، واکنش منفی نشان دهند.
-
یادداشت اختصاصی محمدمهدی سیدناصری از میدان جنگ تا ذهن نسلها؛
حافظه تاریخی، فرآیند انتخاب، تفسیر و بازآفرینی گذشته است
محمدمهدی سیدناصری در یادداشتی نوشت: آثار جنگ تنها در زیرساختها یا جغرافیا باقی نمیماند، بلکه در ذهن انسانها رسوب میکند و بهتدریج به بخشی از حافظه جمعی یک ملت تبدیل میشود. در این میان، مفاهیمی چون «ترومای جمعی» و «حافظه تاریخی و فرهنگی» به ما کمک میکنند تا بفهمیم چگونه تجربههای خشونتبار، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند و بر شکلگیری هویت ملی اثر میگذارند.
-
یادداشت رضا مختاری اصفهانی بر اساس خاطرات قهرمانمیرزا؛
ایران در جنگ جهانی اول
یادداشتهای روزانهٔ قهرمانمیرزا روایتی دست اول از اوضاع ایران در جنگی خانمانسوز است؛ جنگی که بازی بزرگان بود و ایرانیان قربانیانش؛ مزارع بسیاری به آتش نزاع طرفین یا ملخزدگی از بین رفت، بازارها به هنگام عقبنشینی یکی از طرفین میسوختند و نهایت، قحطی جانهای بسیاری را گرفت.
-
رضا مختاری اصفهانی در یادداشتی اختصاصی به ایبنا نوشت؛
چراغ فرهنگ و هنر خاموششدنی نیست
آثار تاریخی و فرهنگی حاصل ذهنیت اندیشمندان و تلاش انسانهایی است که در این راه کوشیدهاند. تخریب و آسیب به چنین آثاری در حکم کشتن چندین نسل بشر است؛ نسلهایی که راحت جان فرو نهاده و جاودانگی خود را در جاودانگی فرهنگ انسانی دیدند.
-
یادداشت پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی به مناسبت روزهای جنگ؛
ایران، درخت سروی که هیچ وقت نمیشکند
میثم غلامپور نوشت: ایران مثل «درخت سرو» است، مقابل بادها و طوفانها خم میشود اما «هیچوقت نمیشکند». جایی از صفحات گذشته تاریخمان نبوده که از بلاها و هجوم دشمنان کمرراست نکرده باشیم. این راز بزرگ همیشهٔ ماست. حکایت «برخاستن ققنوس» دربارهٔ مردم ایران، افسانه نیست؛ واقعیت ملموس همهٔ تاریخ ماست.
-
یادداشت اختصاصی روزبه زرینکوب در رثای عبدالمجید ارفعی؛
بیچاره دانش، بیچاره دانشگاه
روزبه زرینکوب در یادداشتی نوشت: استاد عبدالمجید ارفعی نه پیش از انقلاب اسلامی و نه پس از آن، هرگز عنوان رسمی استادی دانشگاه نیافت. با این حال، به کار علمی خود پرداخت و البته این دانش و دانشگاه در ایران بود که از وجود و حضور این دانشی مرد محروم ماند.
-
نوشتاری از محمدعلی فروغی نامور به ذکاءالملک؛
ایران را چرا باید دوست داشت؟
محمدعلی فروغی: اگر مهر من نسبت به وطن تنها از آن سبب باشد که خود از آن مرز و بوم هستم و بخواهم این عنوان را وسیلهی مغایرت خویش و بیگانه قرار داده و از اختلاف و نفاق بین مردم برای خود استفاده کنم این وطنپرستی نیست، خودپرستی است، و مانند تعصب دینی آن جماعت از ارباب ادیان که اختلاف دین و مذهب و نفاق بین مردم را وسیلهی منافع و اعتبارات شخصی و فرقهای قرار میدادند مذموم است، و باید مردود باشد.
-
«سالنامههای مدارس و دانشگاههای ایران در دوران قاجار و پهلوی»؛
از سالنامه دبیرستان قریب تا نشریه دارالفنون و امیرکبیر
«سالنامههای آموزشی ایران» را میتوان «دایرهالمعارف آموزش و پرورش ایران» یا «دانشنامه تعلیم و تربیت ایران» نامید؛ اطلاعات و گزارشهای آن منحصر به حوزه آموزش و پرورش نیست و شامل گزارشهای تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی، هنری، بهداشتی و ورزشی میلیونها ایرانی میشود که با مشارکت هم، تاروپود فرش فرهنگ این سرزمین را بافتند.
-
یادداشت عباس پناهی در مورد کتاب «شبح سرخ»؛
ماموریت سفیر سرخ در ایران
عباس پناهی در این یادداشت نوشت: در این کتاب تلاش دارم تا با استفاده از اسناد نویافته درباره براوین تحولات سیاسی ایران و روسیه و همچنین تحولات داخلی ایران هم زمان با شکلگیری و تاسیس دولت بلشویکی شوروی را مورد بررسی قرار دهم. براوین پیش از انقلاب بلشویکی در روسیه در شهرهای مختلف ایران خدمت کرد و در اسناد ایرانی از او به نیکی یاد میشود.
-
یادداشت محمود اسماعیلنیا برای جواد صفینژاد؛
نمونه دانشمند شورمند
محمود اسماعیلنیا در این یادداشت نوشت: خاک ایران زمین بر او خوش باد که از آن برخاست و به آن عشق ورزید و به دامانش بازگشت.
-
گفتوگو با سعید کلاتی به مناسبت سالروز تولد محمدعلی جناح؛
بابای قوم یا قائد اعظم پاکستان
سعید کلاتی گفت: در پاکستان امروز، محمدعلی جناح از همان جایگاهی برخوردار است که جرج واشنگتن در ایالات متحده بهرهمند است. او را به اسم «بابای قوم» میشناسند و روز تولدش، ۲۵ دسامبر (چهارم دی)، در پاکستان تعطیل رسمی است.
-
بازخوانی «ترور در انقلاب فرانسه»؛
انقلاب، فضیلت، ترور
هیو گاف در این متنِ کلاسیکِ مطالعاتِ اروپایی، با بررسیِ ریشهها و سیرِ تکاملیِ «حکومتِ ترور» سعی در پاسخ به این پرسشِ بنیادین دارد: چه چیزی باعث شد که انسانهای معقول و آرمانگرا، چنین رژیمِ وحشیانهای را به اجرا درآورند؟
-
یادداشت رضا مختاری در مورد «تاریخ مشروطه ایران»؛
تاریخ به روایت کسان گمنام و بیشکوه
رضا مختاری اصفهانی نوشت: کسروی اگرچه روشنفکر بود، جانب تودهها ایستاد و نوشت: «… در جنبش مشروطه کار را کسان گمنام و بیشکوه از پیش بردند، ولی چون خواسته میشد جنبش ناانجام بماند، آن مردان غیرتمند را کنار زدند و تا توانستند بدرفتاری نمودند و زندگی را به آنان تلخ گردانیدند که خود داستان دلسوز دیگری است…»
-
یادداشت رضا مختاری در مورد کتاب «حیات یحیی»؛
سیاستمدار نوگرا
«حیات یحیی» زندگینامه خودنوشتی است که با خاطرات، گزارش خاطرات و وقایعنگاری حوادث مهم ممزوج شده و روایتی دلنشین از اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از اواخر دوره ناصری تا سلطنت پهلوی اول است.
-
نوشتاری از حکمتاله ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران؛
در کجای تاریخ ایستادهایم؟
حکمتاله ملاصالحی نوشت:دوره جدید از زلزلهخیزترین و آوارریزترین همه روزگاران در تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری است که از سر میگذرانیم. جامعهها و جمعیتهای میلیاردی سیاره ما از بومی و رومی و شرقی و غربی گرفته تا دورافتاده و منزویترین جامعهها و جمعیتهای سیاره زمین، همه زیر آوار نفسگیر مواریثی دست و پنجه میفشارند که زمانی زیر سقفشان زندگی میکردند.
-
نوشتاری از فاطمه قاضیها به مناسبت سالروز شهادت سید حسن مدرس؛
مهاجرت مدرس
مدرس در یادداشتهای تبعید نوشت: «در سفر مهاجرت، موقع جنگ عمومی در استانبول چند ماه توقف داشتم. در اوضاع آن مملکت و اربابِ اقتدار آن غور و بررسی کردم ...تقریباً اوضاع آنها مثل اوضاع حالیه ما بود. در آنجا پیشبینی کردم و به طلعت پاشا که رئیسالوزرا بود در ملاقات تذکر دادم که این وضعیات شما قابلِ بقا و دوام نیست»
-
گفتاری از همایون کاتوزیان به مناسبت زادروز ۸۳ سالگی او؛
ما از تاریخ درس نمیگیریم
عبدالحسین زرینکوب انسان مورخ، اهل قلم و باسوادی بود، اما در دو قرن سکوت احساسی رفتار کرده است. او در بحبوحه اوجگیری جریانهای پانایرانیستی و احساسات ضدعربی، دست به نگارش دو قرن سکوت زد و بعدها خود نیز متوجه این مسئله شد که بیشتر تحت تأثیر احساسات سیاسی زمانه بوده است.
-
۱۰۶ سال از اعدام نایب حسین کاشی گذشت؛
نایبیان؛ راهزنان آشوبگر یا عیاران لوطی؟
علی آلداود نوشت: نمیتوان نام طغیان و نهضت روشنفکرانه روی آن گذاشت به ویژه از سوی طرفدارانش تاکید شده که نام طغیان یا روشنفکرانه روی آنها بگذارند و عقیدهمند باشند که به طرفداری از طبقات مردم فقیر روی صحنه آمدند و قصد طرفداری از آنها را داشتند در حالی که کارهایی که آنها انجام دادهاند اسنادش موجود است و نیازی به تجزیه و تحلیل ندارد و اسنادی است که مرحوم نوایی از سازمان اسناد منتشر کرده و نشان میدهد که آنها به هر جا که حمله میکردند اموال مردم را چه فقیر و چه غنی غارت میکردند
-
یادداشتی درباره زندگی و آثار سید حسین خدیوجم؛
دانشیمردِ خودساخته
مسعود آدینهوند نوشت: سید حسین خدیوجم را میتوان نماد نسل پژوهشگران خودساخته ایران دانست؛ نسلی که بیهیاهو و بیتکیه بر قدرت و ثروت، در خلوت کتابخانهها، میراث فکری این سرزمین را پاس داشتند. او از مکتبخانهای ساده در مشهد برخاست، از میان فقر و رنج، راه به دانشگاه و فرهنگستان گشود، و با نثری شیوا و قلمی پاکیزه، به ترجمه و تحقیق در آثار بزرگترین اندیشمندان اسلامی پرداخت.
-
در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، فهرست شد؛
کتابهای اهدایی مصدق
نفیسه فلاحتی مروست نوشت: مجموعه کتابهای اهدایی زندهیاد دکتر محمد مصدق، یکی از ارزشمندترین و متمایزترین مجموعههای نفیس موجود در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران است.
-
درباره تولد تاریخنگاری جدید در ایران؛
شناخت قانونمند گذشته، پیشبینی عقلانی آینده
مانیتا خلیلیپور، پژوهشگر تخصصی تاریخ و متخصص در تاریخ طبی زنان در این یادداشت نوشت: تاریخنگاری نوین متأثر از تفکر اومانیستی- انسانمحوری- غربی بوده و تاریخ مقولهای از علم شناخته میشود که دیگر تأثیر مشیت الهی و هرگونه نیروی ماوراءالطبیعی بر سرنوشت اقوام و جوامع مطرح نشده و دلیل رخدادها در عوامل مادی جستجو میشود.
-
یادداشت تورج دریایی در یکصدمین زادروز ایرج افشار؛
ایرانشناس صاحبسبک
تورج دریایی: یکی از ویژگیهای مهم ایرج افشار یادداشتنویسی او بود و ما میتوانستیم یافتههای محلی، نوشتهها، کتیبهها و… را در فضاهای بومی ایران ببینیم. برای من ایرانشناسی یعنی شناخت ایران به همین گونهای که ایرج افشار انجام میداد.
-
یادداشت ویلم فلور در یکصدمین زادروز ایرج افشار؛
ایرج افشار منبعی از اطلاعات و خرد
ویلم فلور: گفتوگو با ایرج همیشه لذتبخش بود، نه فقط بهخاطر اینکه منبعی از اطلاعات و خرد بود، بلکه چون شوخطبعی خاصی داشت و طنزش بسیار خشک و ظریف بود. آخرین بار در سال ۲۰۱۰ او را دیدم.
-
یادداشت شهرام یوسفیفر برای سیروس پرهام پژوهشگر تاریخ فرش؛
ایراندوست ایرانمدار
شهرام یوسفیفر نوشت: بدون تردید سیروس پرهام به عنوان یکی از مدیران ملی ایران بهشمار میرود که دلبستگی وصفناپذیر به تاریخ و تمدن ایران داشت و ایراندوست و ایرانمدار بود، و از این رو شایسته احترام و ارادت عمیق ایرانیان خواهد بود.