کنلوچ جهان خود را با رئالیسم و نئورئالیسم اجتماعی بنا میکند و در آن طیف وسیعی از فرودستان جامعه و رنجهای مزمن و معضلهای لاینحل را به قاب تصویر میکشد تا ما منشأ دردها و زخمهای اجتماعی را بهتر دریابیم.
چامسکی معتقد است که هر شکل از اقتدار، سلسلهمراتب و سلطه (چه در خانواده، چه در محل کار، چه در دولت و چه در روابط بینالملل) ذاتاً نامشروع است، مگر آنکه بتواند توجیهی عقلانی و اخلاقی برای وجود خود ارائه دهد. اگر نهاد قدرتی نتواند ثابت کند که وجودش برای رفاه و آزادی انسانها ضروری است، باید برچیده شود.