شنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۴۶
مفاهيم و نمادهاي عرفاني در هفت پيكر و مخزن الاسرار

دكتر سهيلا صلاحي‌مقدم گفت: همان گونه كه سنايي جنگ رستم ‌ ديو سفيد را از زاويه عارفانه مي‌نگرد و مي‌گويد كه ديو سفيد، صفت‌هاي زشت آدمي است، مي‌توان اژدهاكشي بهرام را هم از نگاه عارفانه ديد و اژدها را نمادي از نفس آدمي دانست.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، دهمين مجموعه  درس‌گفتارهايي درباره‌ نظامي به بررسي مفاهيم و نمادهاي عرفاني در مخزن‌الاسرار و هفت‌پيکر اختصاص داشت که با سخنراني دكتر سهيلا صلاحي‌مقدم، عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا،(س) در مركز فرهنگي شهر كتاب برگزار شد. 

نمادها و مفاهيم عارفانه در «هفت پيكر»
سهيلا صلاحي‌مقدم گفت: «هفت پيكر» كه «هفت گنبد» و «بهرام نامه» نيز ناميده شده، چهارمين منظومه نظامي است. او كتاب خود را در بحر خفيف سروده است. اين همان بحري است كه سنايي نيز در «حديقه الحقيقه» به كار برده است. نظامي در اين كتاب، ضمن طرح مسايل و نمادهاي عارفانه، زندگي بهرام را از آغاز شرح مي‌دهد.

عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا خاطرنشان كرد: از مشخصه‌هاي اثر او تكرار عدد «هفت» است. در ضمن، نظامي به مساله معراج هم مي‌پردازد تا نشان داده باشد كه منظومه او اثري معمولي نيست و آكنده از مفاهيم عرفاني است. 

وي افزود: داستان بهرام در «تاريخ طبري» و شاهنامه فردوسي هم آمده است. علاوه بر ماجراي ربودن تاج توسط بهرام از ميان دو شير و خواستگاري او از هفت شاهدخت زيبا، به داستان اژدهاكشي او هم برمي‌خوريم. همان گونه كه سنايي جنگ رستم و ديو سفيد را از زاويه عارفانه مي‌نگرد و مي‌گويد كه ديو سفيد، صفت‌هاي زشت آدمي است و رستم نماد سالك و رهرو دليري است كه به جنگ آن صفت‌هاي ناپسند مي‌رود، مي‌توان اژدهاكشي بهرام را هم از نگاه عارفانه ديد و اژدها را نمادي از نفس آدمي دانست. مولانا هم نفس وسوسه‌گر را با داستان اژدها بيان مي‌كند. گنجي هم كه پس از كشتن اژدها به دست مي‌آيد، دلي است كه انوار الهي در آن قابل مشاهده است. 

وي افزود: هفت دختر اين منظومه از هفت اقليم بوده‌ و نماد هفت ستاره‌اند. آنها روحانياني در برابر محراب‌هاي هفتگانه هستند. هفت اختر نيز اشاره به هفت كشور چين، هند، سقلاب، مغرب، يمن، ايران و روم است. هفت رنگ به كار رفته نيز عبارت است از زرد، آبي، نارنجي، سرخ، بنفش، سفيد و نيلگون. اينها نمادها و مفاهيم دروني متن است. 

رمزپردازي هفت داستان منظومه «هفت پيكر»
صلاحي‌مقدم يادآور شد: داستان اول افسانه‌اي است كه شاهزاده سياه پوش هند مي‌گويد. اين داستان، تمثيلي براي اين نكته عرفاني است كه انسان لذت‌خواه و ماجراجو، هنگامي كه افق ديدش وسيع‌تر مي‌شود، درمي‌يابد كه در زندان تنگ دنيا گرفتار است. پس سياه‌پوشي نمادي از انسان دور مانده از وطن و گرفتار غربت است. 

شاهزاده هندي چون از اصل دور افتاده، ماتم زده است. بهرام در داستان دوم لباس زرد مي‌پوشد و به ديدار «هماي»، شاهزاده رومي مي‌رود. در اين داستان روان انسان‌ها، به ويژه زنان، تحليل مي‌شود اما نكته‌هاي خاص عارفانه هم دارد. نتيجه‌اي هم كه نظامي از آن مي‌گيرد، لزوم راستگويي است. 

داستان سوم روز دوشنبه و در گنبد سبز يا آبي با شاهدخت «ناز پري» رخ مي‌دهد. نكته‌اي كه در اين داستان بدان تاكيد مي‌شود، دوري از عشق‌هاي ننگين است «ترك شهوت نشان دين باشد/ شرط پرهيزكاري اين باشد». دانشمند بي دين داستان، نماد كسي است كه گرفتار عقل جزيي است اما در انتها اين انسان كامل است كه پيروز مي‌شود. 

اين استاد دانشگاه يادآور شد: در داستان چهارم، بهرام لباس سرخ مي‌پوشد و به ديدار شاهدخت سقلاب مي‌رود. اين دختر نماد معشوق ازلي و ابدي، يعني پروردگار جمال و جلال است. مي‌بينيد كه نظامي زن را تا مقام معشوق ازلي و ابدي بالا مي‌برد. نظامي در اين داستان مي‌گويد كه بايد كبر و غرور را كنار گذاشت. 

در داستان پنجم بهرام مهمان شاهدخت فيروزه پوش، «آذريون»، است. نكته عارفانه آن هم اين است كه شخصيت اصلي داستان دور از حرص و طمع است. داستان ششم در گنبد سبز و در نزد دختر پادشاه يمن مي‌گذرد و داستان خير و شر است. نظامي پيشرفت دنيا را در تضاد ميان اين دو مي‌داند. او به پيروزي خير بر شر باور دارد. 

سرانجام، داستان هفتم در گنبد سفيد با شاهزاده خانم ايراني، «دُرستي»، مي‌گذرد. شاهزاده ايراني مي‌گويد كه عقل و پاكدامني بر شهوت پرستي ترجيح دارد «در سپدي است روشنايي روز/ وز سپيدي است مه جهان افروز/ همه رنگي تكلف اندود است/ جز سپيدي كه او نيالوده است/ در پرستش به وقت كوشيدن/ سنت آمد سپيد پوشيدن»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها