به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نجفي، در ابتداي نشست «تحليل تاريخ ادبيات معاصر اسپانيا» كه عصر ديروز(سهشنبه، 4 آبان) در سراي اهل قلم برپا شد، در ابتدا با توضيحات مفصلي از زندگي و اختصاصات آثار «میگل د اونامونو»، فيلسوف، متفكر و اديب قرن بيستم اسپانيا صحبت كرد.
در ادامه اين نشست نيز شبيري، با معرفي «گوستاو آدولفو بكر»، از او به عنوان يكي از مهمترين شاعران و داستاننويسان قرن 19 اسپانيايي ياد كرد و گفت: در قرن بيستم اسپانيا، با جنگهاي اول و دوم جهاني و جنگهاي داخلي اسپانيا و صنعتيتر شدن جهان مواجهيم و اگزيستانساليسم به عنوان مكتب اصالت وجود محصول قرن بيستم است.
اين مترجم زبان اسپانيايي با توضيح درباره گروههاي ادبي مختلف قرن بيستم در اسپانيا گفت: گروه 98 در اسپانيا با سنتهاي ادبي اسپانيا مقابله كرد. اونامونو نيز از نويسندگان پيشرو اين نسل و شارح فلسفه اگزيستانسياليسم است. در اين دوران بحثهاي سياسي پرباري در آثار نويسندگان ديده شده است.
شبيري همچنين توضيح داد: نسل ادبي ديگر اسپانيا، 27 نام دارد كه سرآمد آنها «لوركا» است. اين نسل مشاهدهگر جنگهاي داخلي اسپانيا بوده و بعدها از اين كشور ميروند. در اين دوران، شاعراني هستند كه زمان جنگ را نيز تجربه كردهاند.
وي ادامه صحبتهايش به «لوركا» اختصاص يافت و گفت: مادر لوركا، اديب و پدرش تاجري ثروتمند بود. يك پاي اين شاعر نيز كوتاه بود و اين مساله مانعي براي ارتباط او با ديگران شد؛ ضمن آنكه لوركا به موسيقي علاقه بسيار نشان ميداد.
اين استاد دانشگاه پس از توضيحاتي درباره نگرش و زندگي لوركا و همفكرانش افزود: لوييس بونوئل، سالوادور دالي و لوركا، سه هنرمندي بودند كه همديگر را پيدا ميكنند و بعدها سوررئاليسم را ميسازند.
در ادامه اين برنامه نجفي نيز در تكميل گفتههاي شبيري با توضيحاتي درباره وضعيت هنري و ادبي اسپانيا در قرن بيست گفت: سوررئاليسم تنها مكتبي است كه در ادبيات و هنر همزمان رخ ميدهد. اين مكتب از فرانسه رواج مييابد و اولين فيلم سوررئاليستي «سگ اندلسي» است. تاثيرات ادبي و هنري اين دوره از خارج از اسپانيا آغاز ميشود.
اين مترجم درباره نسل 98 اسپانيا نيز گفت: نسل 98 مهمترين نسل ادبي اسپانيا است كه آراي نويسندگان آن متاثر از عقايد نيچه و شوپنهاور است ضمن آنكه جنبش آنارشيسم نيز تاثيرات خود را بر نسل 98 بر جاي گذاشت.
اين منتقد با اشاره به تاثير جنگهاي داخلي اسپانيا بر آثار نويسندگان مختلف گفت: بسياري از نويسندگان، آثار مختلفي را درباره جنگهاي داخلي اسپانيا نوشتهاند كه تحليل آنها نياز به جلسهاي جداگانه دارد. بسياري از نويسندگان از اسپانيا مهاجرت ميكنند و گروهي هم البته باز ميگردند. البته فاشيسم اسپانيا به دليل آنكه تماميتخواه نبود، عمرش طولانيتر شد.
وي همچنين با اشاره به وضعيت تئاتر اسپانيا توضيح داد: تئاتر در دوران فرانكو، بيش از ادبيات آن، تحت سانسور بود. در قرن بيستم آراي نويسندگاني مانند كارلوس فوئنتس، ماركز و چندي ديگر بر آثار نويسندگان جديد اسپانيايي تاثيرگذار بودند. «خوزه سلا» نيز برنده نوبل داستان اسپانيا است كه غالبا با تاثير از آراي نيچه و شوپنهاور مينوشت.
نجفي در بخش پايان سخنانش گفت: اسپانياييها از 700 سال پيش رماننويس داشتند. به رغم تلاشهاي زيادي كه فرانكو در اسپانيايي كردن كاتالونيا و باسك داشت، رمانهاي زيادي به چاپ رسيد. البته اين ادبيات بر ما مهجور است و چه بسا بعد از ترجمه اين آثار در ايران، كارهاي ارزشمندي در ميان آنان مشاهده كنيم.
نظر شما