شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۷
«طاهره ايبد»: كتاب خواندم؛ نويسنده شدم

«طاهره ايبد» شيفته‌ي كتاب است. شايد فكر كنيد خب همه‌ي نويسنده‌ها اين‌طور هستند؛ اما او از كودكي شيفته‌ي كتاب بوده، از وقتي كه خودش هم نمي‌دانسته قرار است روزي يكي از نويسندگان حوزه‌ي كودك و نوجوان شود. اگر گفت‌و‌گوي ما با او را بخوانيد، متوجه خواهيد شد كه او چگونه به دنياي نويسنده‌ها قدم گذاشته است.

ايبنا نوجوان: «طاهره ايبد» متولد 1342 در شيراز است و تحصيلاتش را در رشته‌ي «آموزش زبان انگليسي» و تا مقطع كارداني ادامه داده است. او هم مثل خيلي از نويسندگان از كودكي شروع به نوشتن كرد؛ مي‌گوييد نه؟! پس گفت‌وگويمان را بخوانيد:

نوشتن را كي شروع كرديد؟
تا جايي كه يادم مي‌آيد، از وقتي خواندن و نوشتن را ياد گرفتم، در دفتر 200 برگي كه داشتم، يادداشت‌هايي را مي‌نوشتم كه به خيال خودم شعر بودند. نخستين داستانم را وقتي كلاس پنجم ابتدايي بودم در همان دفتر نوشتم. اما كار حرفه‌اي‌ام را زماني آغاز كردم كه به عنوان مربي به استخدام كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان درآمدم.

پس همان موقع نخستين اثرتان يعني «صالح» را نوشتيد؟
بله. در واقع آن كتاب حاصل شركت در كارگاه‌هاي داستان‌نويسي آقاي «ناصر ايراني» در كانون در سال 1363 بود. بعد از «صالح» كه براي نوجوانان نوشته بودم، به سوي كار براي بزرگ‌سالان كشيده شدم.
بعد از چند سال تحقيق و نشست با جانبازان، رزمندگان و خانواده‌هايشان، كتاب «دور گردون» را نوشتم كه نگارش آن دوسال و نيم طول كشيد.
بعد از كانون، وارد حوزه‌ي هنري شدم، كار براي نوجوانان و كودكان را شروع كردم و در نشريه‌هايي مثل «سروش نوجوان» و «آفتابگردان» براي بچه‌ها فعاليت كردم.

اين‌كه از كودكي شروع به نوشتن كرديد، مشخص مي‌كند كه كتاب‌خوان هم بوده‌ايد؟
من بيش از اين‌كه كتاب‌خوان باشم، شيفته‌ي كتاب بودم. چون به هرحال ما در دوره‌اي زندگي كرديم كه دسترسي به كتاب زياد نبود و محدوديت‌هاي زيادي در مطالعه داشتيم؛ ولي من آنقدر مطالعه را دوست داشتم كه حتي اگر مجله‌اي را مي‌ديدم كه در كوچه افتاده، برمي‌داشتم و مي‌خواندم. اما در دوران راهنمايي اتفاقي براي من افتاد كه در تعيين مسير زندگي‌ام بسيار تاثير گذار بود.

چه اتفاقي؟!
يك روز معلم زبان انگليسي‌ام به ما گفت كه به مناسبت روز غدير، هركس كه مطلبي بنويسد جايزه مي‌گيرد. وقتي من مطلبم را سر صف خواندم از آن معلمم دو جلد كتاب «داستان راستان» شهيد مطهري را جايزه گرفتم كه بسيار براي من ارزشمند بود و مسير زندگي‌ام را تغيير داد.

در دوره‌ي نوجواني كدام كتاب‌ها خيلي روي شما تأثير گذاشتند؟
هميشه دو كتاب را به ياد دارم. «بچه‌هاي راه‌آهن» نخستين رماني بود كه خواندم و از آن‌جا كه خيلي روي من تاثير گذاشت، برايم عين زندگي بود. ديگري كتاب «خانواده‌ي زير پل» است. هنوز هم وقتي نام اين دو كتاب به ميان مي‌آيد، حال و هواي آن روزها برايم تداعي مي‌شود.

اما به نظر اين نويسنده، بچه‌ها اين روزها كم كتاب مي‌خوانند كه البته تقصير خودشان نيست.
پس تقصير كيست؟
در كشورهاي ديگر از بدو تولد بچه‌ها، در خانواده و مدرسه برنامه‌ريزي‌هايي مي‌كنند تا مطالعه در آن‌ها نهادينه شود تا وقتي كه خواندن را ياد گرفتند خودشان با ميل و رغبت به سمت كتاب و مطالعه بروند. خانواده‌ها نقش خيلي مهمي در اين زمينه دارند؛ اما متاسفانه وقتي فشار اقتصادي وجود داشته باشد اولين چيزي كه از سبد محصولات خانواده‌ها حذف مي‌شود كتاب و محصولات فرهنگي است. شايد چون متوجه ضرورت مطالعه و نقش تعيين‌كننده‌اي كه در زندگي بچه‌ها دارد، نيستيم. البته من مطمئنم كه اگر كتاب در دسترس باشد بچه‌ها خيلي استقبال مي‌كنند؛ چون خودم اين موضوع را تجربه كرده‌ام.

حالا كه خودتان نويسنده‌ شده‌ايد و سرتان شلوغ است، بيش‌تر مي‌خوانيد يا مي‌نويسيد؟
سعي مي‌كنم هر روز مطالعه داشته باشم. چون لذت نوشتن به خواندن است و مهم‌تر از همه اين كه اگر كتاب نخوانم فسيل مي‌شوم و به قول بچه‌هاي امروزي هنگ مي‌كنم!

خانم ايبد علاوه بر نويسندگي داوري بخش كودك و نوجوان چند جشنواره را به عهده داشته. داوري «جشنواره‌ي كتاب سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي»، «جشنواره‌ي ادبي آموزش و پرورش» و «جشنواره‌ي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان» از آن جمله‌اند.

او كه خود در كلاس‌هاي داستان‌نويسي شركت كرده، درباره‌ي تاثير اين كلاس‌ها مي‌گويد: «گروه سني خيلي تعيين‌كننده است. وقتي فنون داستان‌نويسي را فقط به صورت درسي به بچه‌ها مي‌گوييم آن‌ها فقط حفظ مي‌كنند و ممكن است يادگيري خوبي نداشته باشند؛ اما كارگاه‌هاي آموزشي تاثير خيلي خوبي دارند. من اين مساله را مدتي پيش در استان كرمان تجربه كردم و ديدم كه حتي بچه‌هاي 7-8 ساله هم با حضور در اين كارگاه‌ها توانستند تكنيك‌هاي داستان‌نويسي را به خوبي ياد بگيرند.»

نويسنده‌ي «شمشير و اسب زخمي» تا به حال نزديك به 22 جايزه براي كتاب‌هاي مختلفش كسب كرده ‌است. جايزه‌هايي از جشنواره‌هاي «پروين اعتصامي»، «سلام بچه‌ها»، «كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان»، «ادبيات عاشورايي» و «جشنواره‌ي ادبيات قرآني» تعدادي از جشنواره‌هايي است كه خانم نويسنده در آن‌ها جايزه‌هايي را كسب كرده است.

«ماهي به سرفه افتاد» آخرين اثري است كه از اين نويسنده راهي كتاب‌فروشي‌ها شده است. «ايبد» هم‌چنين كتاب‌هاي «لاك‌پشت ترسو» و «يكي بود، يكي نبود» را براي خردسالان نوشته است كه به ترتيب توسط انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و انتشارات علمي فرهنگي به دست شما خواهد رسيد.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 2
  • نظرات غیرقابل انتشار: 5
  • صدیقه شریفی ۱۷:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۴
    چطور شما این قد خلاق شدید

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها