به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در مشهد، میرجلالالدین کزازی، در ششمین دوره تربیت عالی شاهنامهخوانی و شاهنامهپژوهی که امروز در سالن مشهد برگزار شد، با بیان اینکه شاهنامه یکی از مهمترین عوامل پیونددهنده ایرانیان در طول تاریخ بوده است، گفت: فردوسی در روزگاری که ایران گرفتار آشفتگی و پراکندگی بود، با سرودن شاهنامه سپاهی از واژگان و زبان فارسی پدید آورد که به حفظ هویت ایرانی و پیوند دوباره ایرانیان کمک کرد.
کزازی با طرح این پرسش که فردوسی برای ایران چه کرد، اظهار کرد: برای پاسخ به این پرسش باید نگاهی به پیشینه تاریخی ایران و شیوههای فرمانروایی در دوران باستان انداخت؛ زیرا شناخت فراز و فرودهای تاریخی ایران، درک جایگاه فردوسی و شاهنامه را آسانتر میکند.
وی با اشاره به شیوه فرمانروایی هخامنشیان افزود: یکی از ویژگیهای برجسته این دوره، ساختار حکمرانی مبتنی بر واگذاری اختیارات به بخشهای گوناگون سرزمین بود؛ بهگونهای که فرمانروایان محلی در امور داخلی خود اختیار داشتند، اما در مسائل کلان از شاهنشاه پیروی میکردند. به باور کزازی، این شیوه از ویژگیهای مهم و کارآمد ساختار سیاسی هخامنشیان بود.
این شاهنامهپژوه همچنین با اشاره به جایگاه زنان در دوران هخامنشی، به شواهد تاریخی بهدستآمده از تخت جمشید اشاره کرد و گفت: اسناد این دوره نشان میدهد زنان در فعالیتهای گوناگون، از جمله در سازماندهی و مدیریت امور، نقش مؤثری داشتهاند.
کزازی در ادامه، دوره اشکانی را از روزگار درخشان تاریخ ایران دانست و با اشاره به گستردگی فرهنگی و همزیستی گروههای مختلف در آن دوره، درباره اهمیت واژه «پهلوی» در زبان فارسی توضیح داد. وی همچنین با انتقاد از تغییر ساختار حکمرانی در دوره ساسانی، اظهار کرد: تمرکز قدرت و برچیدن اختیارات محلی، در کنار دیگر عوامل، زمینه را برای آسیبپذیری بیشتر ایران فراهم کرد.
شاهنامه؛ سپاهی از واژگان برای پاسداری از هویت ایرانی
این ادیب با اشاره به آشفتگیهای ایران پس از فروپاشی نظام فرمانروایی، شاهنامه را یکی از عوامل مهم حفظ پیوستگی تاریخی و فرهنگی ایرانیان دانست و گفت: در روزگاری که ایران از نظر سیاسی پراکنده شده بود، فردوسی با شاهنامه سپاهی درونی از واژگان و زبان فارسی پدید آورد؛ سپاهی که ایرانیان را از تبارها و گویشهای گوناگون به یکدیگر پیوند میداد.
وی با تأکید بر نقش زبان فارسی در شکلگیری هویت مشترک ایرانیان افزود: ایرانیان با وجود تفاوتهای زبانی و قومی، خود را ایرانی میدانند و به ایرانی بودن خویش میبالند. زبان فارسی رشته پیوند میان ایرانیان است و فردوسی با سرودن شاهنامه سهمی بزرگ در پاسداری از این میراث فرهنگی داشته است.
کزازی با اشاره به گفتوگویی منسوب به روزنامهنگار مصری، محمد حسنین هیکل، درباره تفاوت سرنوشت فرهنگی ایران و مصر، نقل کرد که در پاسخ به چرایی ماندگاری زبان و فرهنگ ایرانی، وجود فردوسی یکی از مهمترین عوامل این ماندگاری دانسته شده است.
داستانهای شاهنامه؛ ظرفیتهایی برای هنرهای نمایشی
این شاهنامهپژوه در بخش دیگری از سخنان خود به پیوند شاهنامه با هنرهای نمایشی پرداخت و گفت: اگر داستانهای شاهنامه را از دیدگاه نمایشی و با دقت بخوانیم، درمییابیم که بسیاری از آنها ظرفیت تبدیل شدن به نمایشنامه یا اثر تصویری را دارند.
وی با اشاره به توانایی فردوسی در پرداخت داستان و شخصیتپردازی، بر ظرفیت گسترده شاهنامه برای اقتباس در هنرهای نمایشی تأکید کرد و آن را گنجینهای ارزشمند برای بهرهگیری در قالبهای هنری امروز دانست.
شاهنامه فردوسی، خردنامهای برای پاسخ به نیازهای انسان امروز است
عبدالحمید ضیایی، نویسنده و پژوهشگر ادبی در بخش دیگری از این نشست با تأکید بر ضرورت بازخوانی اندیشههای فردوسی گفت: شاهنامه را نباید تنها به روایتگری و نقالی محدود کرد؛ این اثر خردنامهای است که با کاوش در لایههای پنهان آن میتوان پاسخهایی برای مسائل انسان و جامعه امروز یافت.
ضیایی در سخنانی با اشاره به جایگاه خراسان در تاریخ اندیشه و ادب فارسی، از فردوسی بهعنوان یکی از بزرگترین چهرههای این سرزمین یاد کرد و گفت: تاریخ ادبیات فارسی از منظری دیگر، تاریخ فلسفه و تفکر نیز هست؛ چراکه شعر در دورههای مختلف بستری برای بیان اندیشههای فیلسوفان و عارفان فراهم کرده است.
وی شاهنامه را اثری گشوده و آماده گفتوگو با مخاطبان دانست و افزود: این کتاب خاموش است، اما در انتظار پرسشهای ماست. باید پیشفرضها و پرسشهای خود را با آن در میان بگذاریم و متناسب با نیازهای جامعه امروز، از دل آن پاسخ بیرون بکشیم. شاهنامهخوانی به معنای توقف در گورستان متون کهن یا تقدیس آثار گذشته نیست، بلکه باید به کشف اندیشههایی منجر شود که در زندگی امروز ما کاربرد دارند.
خرد؛ گوهر گمشده فرهنگ
این پژوهشگر ادبی با اشاره به آغاز شاهنامه با عبارت «به نام خداوند جان و خرد» اظهار کرد: فردوسی با انتخاب این دو مفهوم، بر اهمیت جان انسان و خرد تأکید میکند؛ دو ارزشی که به باور او، در بسیاری از دورهها مورد غفلت قرار گرفتهاند.
ضیایی ادامه داد: تأکید فردوسی بر جان و خرد، یادآور ضرورت پاسداشت زندگی انسان و مقدم دانستن جان آدمیان بر عقاید و ایدئولوژیهاست. همچنین خرد در فرهنگ ما همواره نیازمند توجه و بازشناسی بوده است.
این مدرس فلسفه با اشاره به بیت «به بینندگان آفریننده را / نبینی، مرنجان دو بیننده را» گفت: فردوسی در روزگاری که برخی جریانهای فکری تصویری انسانوار از خداوند ارائه میکردند، با چنین ابیاتی مخاطب را به تأمل و عبور از برداشتهای سطحی فرامیخواند. این نگاه نشان میدهد که شاهنامه ظرفیت خوانش فلسفی و عقلانی دارد.
شاهنامه؛ فراتر از روایت حماسی
ضیایی با اشاره به شخصیت رستم و نسبت او با قدرت سیاسی در شاهنامه بیان کرد: یکی از ویژگیهای مهم این اثر، استقلال پهلوان در برابر قدرت و اقتدار سیاسی است. رستم شخصیتی نیست که در برابر شاه، بیچونوچرا تسلیم شود؛ از همین رو، شاهنامه میتواند متنی برای تأمل درباره قدرت، نقد وضع موجود و نسبت فرد با ساختارهای حاکم باشد.
این پژوهشگر فلسفه با اشاره به بیاعتنایی محمود غزنوی به شاهنامه، این موضوع را در پیوند با ظرفیت انتقادی اثر قابل بررسی دانست و افزود: شاهنامه صرفاً ستایشگر جنگ و قدرت نیست؛ خردی که در لایههای آن جریان دارد، امکان پرسشگری و نقد اقتدار را فراهم میکند.
وی با تأکید بر اینکه نباید در لایههای ظاهری داستانهای شاهنامه متوقف شد، خاطرنشان کرد: روایتگری و نقالی شاهنامه ارزشمند است، اما مخاطبان باید لایههای عمیقتر آن را نیز بشناسند و اندیشههای نهفته در داستانها را برای دیگران بازگو کنند.
استعاره زندگی؛ تفاوت نگاه فردوسی و عارفان
ضیایی در بخش دیگری از سخنانش به نقش استعارهها در شکلگیری نگاه انسان به زندگی پرداخت و گفت: استعاره تنها آرایهای ادبی نیست، بلکه در ساختن معنا و شکلدادن به آگاهی و نگرش ما نقش دارد. اگر کسی زندگی را زندان بداند، جهان را فضایی برای رهایی از قفس میبیند؛ اما اگر زندگی را داستان یا ماجراجویی تصور کند، نگاه و شیوه مواجههاش با جهان تغییر خواهد کرد.
وی با مقایسه نگاه برخی عارفان به جهان با نگرش فردوسی افزود: در بخشی از سنت عرفانی، حضور انسان در جهان با مفهوم هبوط، غربت و دورافتادگی از موطن اصلی پیوند خورده است؛ اما در خوانشی از شاهنامه، انسان میتواند جزئی از هستی و پیوسته با جهان تلقی شود، نه موجودی بیگانه و تبعیدشده در آن.
این پژوهشگر ادبی تأکید کرد: چنین تفاوتی در نگرش، بر نحوه مواجهه انسان با جسم، طبیعت و زندگی اثر میگذارد. در این نگاه، تن و جان در تقابل با یکدیگر قرار نمیگیرند و جهان مادی نیز صرفاً مانعی برای تعالی انسان نیست.
نیاز جامعه امروز به خرد، شادی و آزادی
ضیایی با بیان اینکه شاهنامه ظرفیت ارائه نگاهی انسانیتر به زندگی را دارد، گفت: پهلوانان فردوسی تنها اهل رزم نیستند و بزم نیز در کنار رزم در جهان شاهنامه جایگاهی مهم دارد. زندگی انسانی نیز زمانی به کمال نزدیک میشود که شادی و نیازهای جسمی و روحی در کنار خرد مورد توجه قرار گیرند.
وی با تأکید بر ضرورت بازخوانی معاصر شاهنامه خاطرنشان کرد: جامعه امروز به خرد، شادی و آزادی نیاز دارد و میتواند از اندیشههای فردوسی برای تقویت نگاه انسانی به زندگی بهره ببرد. از این رو، لازم است پژوهشگران از لایههای آشکار داستانها عبور کنند و گوهرهای نهفته در ژرفای شاهنامه را برای مخاطبان امروز آشکار سازند.
راهاندازی خانههای شاهنامه در سراسر کشور را دنبال میکنیم
عبدالرحیم سعیدیراد، رئیس امور فرهنگ، ورزش و گردشگری سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور در بخش دیگری از این این نشست از برگزاری دورههای آموزشی برای شناسایی و توانمندسازی فعالان حوزه شاهنامه در استانهای مختلف کشور خبر داد و گفت: راهاندازی خانههای شاهنامه در سراسر ایران، یکی از برنامههایی است که با هدف بازخوانی و ارائه تعریفی تازه از شاهنامه دنبال میکنیم.
وی با اشاره به نقش سازمان برنامه و بودجه در پیشبرد برنامههای کلان کشور اظهار کرد: سازمان برنامه و بودجه قلب تپنده کشور است و بسیاری از اتفاقات و تحولات مهم در کشور با نقشآفرینی این سازمان رقم میخورد.
سعیدی راد با اشاره به ورود جدی این سازمان به حوزه پژوهش در سالهای اخیر افزود: شرکتهای دانشبنیان که منشأ بسیاری از تحولات و پیشرفتهای علمی و فرهنگی هستند، نیز بر پایه ایدهها شکل گرفتهاند و ما تلاش کردهایم با رویکردی پژوهشمحور، زمینه تحول در حوزههای فرهنگی را فراهم کنیم.
سعیدیراد با بیان اینکه شاهنامه یکی از محورهای مورد توجه در این رویکرد بوده است، ادامه داد: در این زمینه به این نتیجه رسیدیم که میتوان برای ایجاد تحول در حوزه شاهنامه تلاش کرد و به همین منظور، بازخوانی و ارائه تعریفی تازه از این اثر ارزشمند را در دستور کار قرار دادیم. در همین راستا، شش تصمیم اتخاذ شد که یکی از آنها راهاندازی خانههای شاهنامه در سراسر کشور است.
وی درباره چگونگی اجرای این طرح گفت: نقطه آغاز فعالیت ما، برگزاری دورههای آموزشی بود تا بتوانیم علاقهمندان و فعالان این حوزه را در استانهای مختلف شناسایی کنیم، آموزشهای اولیه را در اختیار آنها قرار دهیم و زمینه فعالیتشان را در خانههای شاهنامه فراهم کنیم.
رئیس امور فرهنگ، ورزش و گردشگری سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور با اشاره به روند برگزاری این دورهها بیان کرد: نخستین دوره پیش از جنگ رمضان برگزار شد و پس از آن، دورههای دیگری نیز در استانهای مختلف، از جمله آذربایجان شرقی و کرمانشاه، ادامه یافت.
سعیدیراد در پایان خاطرنشان کرد: دوره جاری، ششمین دوره آموزشی این طرح است که استانهای خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی و گلستان را در بر میگیرد.
زبان فارسی مهمترین میراث فرهنگی ایرانیان است
ایوب دهقانکار مشاور علمی، فرهنگی و مدیریتی معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تأکید بر جایگاه شاهنامه در فرهنگ ایرانی، زبان فارسی را مهمترین میراث فرهنگی ایرانیان دانست و گفت: شاهنامه برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اهمیت بسیاری دارد و تلاش میکنیم با تمام توان از ظرفیتهای این اثر بزرگ بهره ببریم.

دهقانکار با اشاره به اهمیت زبان فارسی در شکلگیری جهانبینی ایرانیان اظهار کرد: مهمترین میراث فرهنگی ایرانیان، زبان فارسی است؛ میراثی که حتی از تخت جمشید نیز اهمیت بیشتری دارد.
وی با اشاره به نظریه نسبیت زبانی افزود: بر اساس این دیدگاه، زبان صرفاً ابزاری برای انتقال اخبار و اطلاعات نیست، بلکه در شکلگیری آنچه دریافت میکنیم و چگونگی درک ما از جهان نیز نقش دارد. در واقع، جهانبینی ما از زبانمان تأثیر میپذیرد و از این منظر، زبان فارسی یکی از بنیادیترین عناصر هویت فرهنگی ایرانیان به شمار میرود.
مشاور علمی و فرهنگی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شاهنامه را گنجینهای گسترده و بهرهمندی از آن را متناسب با توانایی و نیاز مخاطبان دانست و بیان کرد: شاهنامه دریایی است که هرکس میتواند به اندازه وسع خود از آن بهره ببرد. در ساختار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونتها و بخشهای تخصصی مختلفی فعالیت میکنند و هرکدام میتوانند از بخشی از ظرفیتهای این اثر ارزشمند استفاده کنند.
دهقانکار ادامه داد: در حوزه دیپلماسی فرهنگی، شورای فرهنگ عمومی و همچنین عرصههای سینما، تئاتر و موسیقی، تلاش میکنیم بهرهگیری از شاهنامه گسترش یابد. افزون بر این، در پی آن هستیم که صنایع خلاق نیز از ظرفیتها و مضامین این اثر بزرگ الهام بگیرند.
وی با اشاره به ترجمه شاهنامه به زبانهای مختلف دنیا گفت: شاهنامه تاکنون به ۲۰ زبان جهان ترجمه شده است و این ظرفیت میتواند زمینهساز معرفی گستردهتر فرهنگ و ادبیات ایران به مخاطبان بینالمللی باشد.
این فعال فرهنگی با اشاره به جنبههای تربیتی و اخلاقی شاهنامه تصریح کرد: شاهنامه در کنار اینکه «شاهِ کتابها» است، یک «نامه» نیز هست؛ نامهای از سوی پدری خردمند به فرزندانش، چه فرزندان گذشته و چه فرزندان آینده. از همین رو، باید بارها این اثر را بخوانیم و از آموزهها و پندهای آن بهره بگیریم.
دهقانکار همچنین با تأکید بر نقش فرهنگ در روزگار دشوار گفت: فرهنگ در شرایط جنگ میتواند به بهترین شکل به مردم کمک کند. «خانههای شاهنامه» در حقیقت خانههای ایران هستند و امیدوارم این خانهها به بهترین شکل راهاندازی شوند تا زمینه آشنایی بیشتر مردم با شاهنامه و بهرهمندی از ظرفیتهای فرهنگی و تربیتی آن فراهم شود.
خانه شاهنامه در روستای پاژ راهاندازی شود
حسین مسگرانی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان رضوی، با تأکید بر ضرورت پاسداشت میراث فردوسی گفت: در روستای پاژ، زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، بنایی با عنوان خانه شاهنامه وجود ندارد و راهاندازی چنین مجموعهای میتواند گامی در مسیر تقویت جایگاه فرهنگی این منطقه باشد.
حسین مسگرانی با اشاره به اهمیت روستای پاژ در معرفی میراث فردوسی اظهار کرد: در این روستا بنایی با عنوان خانه شاهنامه وجود ندارد و شایسته است چنین مجموعهای در زادگاه حکیم توس راهاندازی شود. امیدواریم بتوانیم مصوبه ثبت این خانه در روستای پاژ را به سرانجام برسانیم.

وی با تأکید بر جایگاه تاریخی و فرهنگی خراسان افزود: خراسان بزرگ، سرزمین رشد، فرهنگ و پویایی بوده و اندیشمندان بزرگی از این خطه برخاستهاند که در طول تاریخ از فرهنگ و هویت این سرزمین پاسداری کردهاند.
مسگرانی همچنین ابراز امیدواری کرد خانه شاهنامه هرچه زودتر در مشهد افتتاح شود و زمینه گسترش فعالیتهای مرتبط با شاهنامه و میراث فردوسی فراهم آید.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان رضوی در ادامه با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی و جمعیتی شهرستانهای استان گفت: خراسان رضوی ۳۴ شهرستان دارد و شهرستانهایی همچون سبزوار، نیشابور و تربتحیدریه از ظرفیتهای قابل توجهی برای توسعه فعالیتهای فرهنگی برخوردارند.
کوه در شاهنامه جایگاه پرورش پهلوانان و بازگشت نظم به ایران است
مصطفی سلطانینژاد، پژوهشگر ادبیات و شاهنامهپژوه نیز در بخشی دیگر از این رویداد فرهنگی با اشاره به جایگاه کوه در اسطورههای ایرانی گفت: کوه در جهانبینی اساطیری ایرانیان، تنها پدیدهای طبیعی نیست، بلکه جایگاهی رازآلود و مینوی دارد که با پرورش پهلوانان، برخورداری از فره ایزدی و رخدادهای سرنوشتساز حماسی پیوند خورده است.
سلطانینژاد با بیان اینکه پژوهش دانشگاهی خود را با موضوع «کوه در شاهنامه از دیدگاه اسطورهای، حماسی و آیینی» و با راهنمایی میرجلالالدین کزازی به پایان رسانده است، افزود: کوه از شگفتانگیزترین پدیدههای آفرینش است و در اسطورههای ایرانی و دیگر فرهنگهای جهان جایگاهی ویژه دارد.
وی با اشاره به نگاه فردوسی به طبیعت و اسطورههای ایرانی اظهار کرد: فردوسی با شناخت عمیق از سرچشمههای اسطورهای و فرهنگی ایران، تصویری ویژه از کوه در شاهنامه ارائه کرده است. توصیفهای او از طبیعت، بهویژه برآمدن خورشید از پشت کوهها، از زیبایی و شگفتی خاصی برخوردار است.
البرز؛ جایگاه پرورش زال و خاستگاه پهلوانی
این شاهنامهپژوه با اشاره به جایگاه البرز در اسطورههای ایرانی گفت: در روایتهای اساطیری، کوهها پس از ورود اهریمن به جهان پدیدار میشوند و البرز از نخستین کوههایی است که در این روایتها به آن اشاره شده است. در شاهنامه نیز البرز فراتر از یک عارضه طبیعی است و با سرنوشت پهلوانان و پادشاهان پیوند دارد.
سلطانینژاد با یادآوری داستان زال افزود: هنگامی که سام، زال را به دلیل سپیدی مویش نمیپذیرد، او را در کوه رها میکند؛ اما سیمرغ زال را مییابد و پرورش میدهد. البرز در این روایت به جایگاه پرورش پهلوانی تبدیل میشود که بعدها پدر رستم خواهد شد و نقشی بنیادین در سرنوشت ایران ایفا میکند.
وی با اشاره به مفهوم فره ایزدی در اسطورههای ایرانی ادامه داد: کوه در این روایتها جایگاه نیروهای مینوی و برخورداری از فره ایزدی است. پرورش زال در البرز و نقش او در پرورش رستم و شکلگیری سرنوشت پهلوانی ایران، از جلوههای این باور اساطیری به شمار میرود.
بازگشت کیقباد به پادشاهی از فراز البرز
این پژوهشگر ادبیات در ادامه به روایت بازگشت کیقباد به پادشاهی ایران اشاره کرد و گفت: هنگامی که پس از شکستها و آشفتگیها، سرنوشت پادشاهی ایران نامعلوم میشود، رستم به البرز میرود تا کیقباد را برای بازگشت به ایران و پذیرفتن پادشاهی فرا بخواند. این روایت نشان میدهد که کوه در شاهنامه با بازگشت نظم، احیای فرمانروایی و عبور از بحران پیوند دارد.
وی همچنین داستان کیکاووس و ساختن هفتخانه با رنگهای گوناگون در البرز را از دیگر روایتهای رازآلود شاهنامه درباره کوه دانست و بیان کرد: این روایت زمینهای برای تأمل درباره مراتب سلوک و معانی نمادین در ادبیات اساطیری فراهم میکند.
سلطانینژاد با اشاره به داستان فریدون نیز گفت: فریدون در دوران کودکی و برای در امان ماندن از ضحاک، به البرز برده شد و در آنجا پرورش یافت. این روایت نیز مانند داستان زال، کوه را به فضایی برای حفاظت و پرورش قهرمانانی پیوند میدهد که در ادامه، سرنوشت ایران را تغییر میدهند.
وی در پایان با بیان اینکه در شاهنامه نام بیش از ۱۶ کوه آمده است، خاطرنشان کرد: هر یک از این کوهها داستان و ویژگیهای خاص خود را دارند و بررسی آنها میتواند شناخت ما را از اسطورههای ایرانی، فرهنگ و ادبیات این سرزمین گسترش دهد.
به گزارش ایبنا؛ در انتهای این نشست که به همت اداره کل ارشاد اسلامی استان خراسان رضوی، سازمان برنامه و بودجه کشور، معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد، دولت محزون، شناهنامهخوانِ خراسان شمالی و حسین شیبانی، هنرمند مشهدی به شاهنامه خوانی و نقالی پرداختند.
نظر شما