یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۵
وظیفه نویسنده استخراج رگه‌های ناب مقاومت در گنجینه حافظه تاریخی

گلعلی بابایی گفت: نویسنده امروز ایران، قطعاً رزمنده‌ای در خاکریز جنگ روایت‌هاست؛ مأموریت او استخراج رگه‌های ناب مقاومت ملت خود برای ذخیره‌سازی در گنجینه حافظه تاریخی نسل‌های آینده ایران است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گلعلی بابایی، نویسنده و پژوهشگر ادبیات دفاع مقدس، در رونمایی از کتاب‌های انتشارات فاتحان گفت: در هفته دفاع مقدس و در چهل‌وششمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی هشت‌ساله قرار داریم؛ جنگی که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ توسط رژیم بعثی صدام، به نیابت و با چراغ سبز حکام آمریکایی، به ملت ایران تحمیل شد. در واقع آن جنگ نیز یک جنگ نیابتی بود، درست مانند جنگی که امروز درگیر آن هستیم.


وی افزود: واقعیت این است که جنگ ۱۲ روزه هنوز تمام نشده بود و دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی آن را مانند آتشی زیر خاکستر نگه داشته بود تا اینکه پس از کودتاهای دی‌ماه ۱۴۰۴، در نهم اسفند دوباره آن آتش را شعله‌ور کرد. از آن زمان تاکنون همچنان درگیر تبعات و آثار این دو جنگ اخیر هستیم.


بابایی ادامه داد: به نظر من این سه جنگ، یعنی جنگ تحمیلی هشت‌ساله، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، شباهت‌های زیادی با یکدیگر دارند؛ با این تفاوت که در جنگ تحمیلی هشت‌ساله، صدام به نیابت از آمریکا وارد جنگ با ایران شد، در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل این مأموریت نیابتی را برعهده گرفت و در جنگ رمضان، آمریکا مستقیماً وارد میدان نبرد با ملت ایران شد و نقش اصلی را ایفا کرد.


وی گفت: جالب اینکه در هر سه جنگ تحمیلی، تصور دشمن این بود که ایران حداکثر طی سه روز شکست خواهد خورد. صدام در روزهای آغازین جنگ تحمیلی با عربده‌کشی می‌گفت به‌زودی اهواز و سپس تهران را فتح و جمهوری اسلامی را ساقط خواهیم کرد. با توجه به تجهیزات و امکاناتی که در اختیار صدام قرار داده بودند، تصورشان این بود که ایران قطعاً شکست خواهد خورد؛ اما یک عامل را در محاسبات خود ندیده بودند و آن مقاومت مردمی بود.


این نویسنده افزود: مردم در نهایت هشت سال در برابر تجاوز رژیم بعث ایستادند و آن را شکست دادند. در جنگ‌های اخیر نیز چنین اتفاقی افتاد و دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی پروژه‌های ناموفق دوران گذشته را دوباره پیاده کرد، اما باز هم روی عامل تعیین‌کننده، یعنی مقاومت مردم ایران، حساب نکرد.


تفاوت میدان جنگ دیروز و امروز
بابایی با اشاره به تفاوت‌های جنگ تحمیلی و جنگ‌های اخیر اظهار کرد: جنگی که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ما تحمیل شد، عمدتاً در استان‌های مرزی غرب و جنوب ایران جریان داشت. دشمن از مرزها وارد شد و تجاوز زمینی انجام داد و در کنار آن، برخی شهرها را نیز هدف حملات هوایی و موشکی قرار داد؛ اما بستر عمده درگیری‌ها در مرزها، شهرهای مرزی و نقاط حساس و استراتژیک بود.


وی ادامه داد: در جنگ اخیر دیگر مرز مشخصی وجود نداشت. مردم خودشان با تمام وجود جنگ را احساس کردند و سختی‌های آن را لمس کردند. امروز وقتی به میدان جنگ نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که دیگر مانند گذشته نیست. در دفاع مقدس، عرصه عمده نبردها در زمین بود و رزمنده در خط مقدم و سنگر حضور داشت؛ اما امروز در خط مقدم دفاعی با لانچرها، سامانه‌های هوافضا، نیروهای دریایی و هوایی، پهپادها و پدافند مواجه هستیم.


این نویسنده تأکید کرد: همه این عملیات‌ها و جنگ‌های میدانی باید توسط رزمندگانی روایت شوند که در میدان حضور داشته‌اند تا آنچه اصیل و دقیق است، گفته شود. بر همین اساس معتقدم این رویدادهای بی‌سابقه باعث می‌شوند ادبیات جنگ‌های اخیر، نسبت به دفاع هشت‌ساله، رنگی مردمی‌تر و به وسعت تمام ایران پیدا کند. این واقعیتی انکارناپذیر است.


سوژه‌های تازه برای ادبیات جنگ
بابایی گفت: ما پانزده ماه است با یک ابرقدرت اتمی مجهز به قدرتمندترین تسلیحات و فناوری‌های جهان، درگیر یک جنگ چندلایه و تمام‌عیار هستیم. کسی تصور نمی‌کرد ایران بتواند در برابر آمریکا و اسرائیل دوام بیاورد. کشورهای اروپایی نیز، به استثنای اسپانیا، به‌واقع در بطن این جنگ فعالانه حضور دارند و بیشترین کمک را به آمریکا ارائه می‌کنند.


وی افزود: ما در افسانه‌های میهنی ملت ایران، آرش کمانگیر را داریم که تیری انداخت و همان تیر، آن پیر دلاور را در قلب‌های نسل‌های ایرانی جاودانه کرد. درباره رهبر شهید ایران‌زمین نیز ناگفته‌های بسیاری برای گفتن وجود دارد. هر لایه از هزاران لایه زندگی آن شهید، سرشار از سوژه‌هایی متنوع برای خلق آثار ادبی و هنری است؛ از قدرت مدیریت و رهبری ایشان گرفته تا قافله‌سالاری ایشان در ادبیات و هنر و اشراف بر بسیاری از علوم روز جهان.


بابایی ادامه داد: تفکیک ماهیت جنگ، دامنه تنوع موضوعات آن را نیز گسترده‌تر کرده است. یکی از مباحثی که در روایت جنگ اخیر حتماً باید مورد توجه قرار بگیرد، همین تنوع سوژه‌ها و نقش‌آفرینی اقشاری است که شاید در روایت‌های گذشته تاریخی ما کمتر دیده شده‌اند.


وی با اشاره به نقش آتش‌نشانان گفت: یکی از این گروه‌ها آتش‌نشانان هستند. آنها جزو نخستین کسانی بودند که در بسیاری از حملات دشمن جان خود را به خطر می‌انداختند و وارد عرصه می‌شدند. پزشکان، پرستاران و کادر درمان نیز خدمات بسیار مهمی به مردم ارائه کردند. باید در ثبت وقایع این جنگ، نام و عملکردهای حیرت‌انگیز یکایک آنها به‌درستی ثبت شود.


استفاده از ظرفیت مدارس و دانشگاه‌ها برای روایت جنگ
این نویسنده اظهار کرد: نخستین کار ما باید استفاده از ظرفیت مدارس، متون درسی، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمی باشد. خطبا و سخنرانان نیز در این زمینه نقش ویژه‌ای دارند. باید برای مردم روشن شود که آنچه از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ تاکنون تجربه می‌کنیم، یک جنگ تحمیلی، وجودی و تمام‌عیار است.


بابایی ادامه داد: دشمن، طبق عادت معمول خود، تلاش می‌کند جای جلاد و قربانی را عوض کند. باید با روایتی مستدل و منطقی از حقایق دست‌اول این جنگ، به‌ویژه در حوزه ادبیات و زیرگونه‌های مختلف آن، این طلسم را بشکنیم.


وی افزود: در مرحله دوم، مأموریت خطیر انتقال این روایت صادقانه به جهانیان مطرح می‌شود. امروز رسانه‌های اجتماعی و فضای مجازی نقش اصلی را در اطلاع‌رسانی به مردم دنیا ایفا می‌کنند. در پنج قاره جهان مخاطبانی وجود دارند که می‌خواهند روایت ما را بشنوند و بدانند در این گوشه از جهان چه اتفاقی برای مردم ایران افتاده است.


بابایی گفت: آثار خوبی که تولید می‌شوند باید ترجمه شوند و به زبان‌های مختلف در اختیار مردم جهان قرار گیرند. باید با زبانی منطقی به مردم دنیا بگوییم که به جمهوری اسلامی و مردم ایران ظلمی بزرگ روا شده است؛ با ابعادی از شقاوت که در آن دشمنان جنگ‌افروز حتی به دانش‌آموزان و نوجوانان در حال ورزش، بیماران در بیمارستان‌ها و حتی نوزادان تازه متولدشده نیز رحم نکردند.


ضرورت رفع ابهام‌های تاریخی
وی تأکید کرد: این کار عمدتاً باید به‌صورت هدفمند و برای ابهام‌زدایی از مسائل حساس نبردهای دفاعی ملت ایران، از فردای انقلاب تاکنون، انجام شود. متأسفانه در بازروایی جنگ هشت‌ساله نسبت به این موضوع غفلت‌هایی صورت گرفت و سختگیری‌های ناصواب باعث شد در روایت برخی مقاطع جنگ، ابهاماتی در اذهان ایجاد شود؛ ابهاماتی که حتی امروز نیز از ذهن شماری از مردم برطرف نشده است.


بابایی ادامه داد: برای نمونه، درباره دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، ماجرای عملیات کربلای ۴ و مقطع پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران، پرسش‌ها و ابهام‌هایی وجود دارد. این ابهامات ناشی از عدم روایت دقیق وقایع است و به حافظه تاریخی ملت ما خدشه وارد می‌کند. وقتی روایت دقیق و پاسخ روشنی تولید نشود، مخاطب نمی‌داند کدام روایت درست است.


وی افزود: درباره نبردهای پانزده ماهه اخیر نیز شبهات زیادی وجود دارد. برخی می‌پرسند چرا با آمریکا کنار نمی‌آییم یا چرا به ترامپ امتیاز نمی‌دهیم تا جنگ تمام شود؛ این پرسش‌ها در حالی مطرح می‌شوند که تجربه رفتار آمریکا در کشورهای مختلف، از عراق و لیبی و افغانستان گرفته تا ونزوئلا و کوبا، پیش چشم آنهاست.


نویسنده؛ رزمنده خاکریز جنگ روایت‌ها
این نویسنده گفت: به‌عنوان یکی از بی‌شمار اهل قلم در حوزه ادبیات دفاعی ملت ایران عرض می‌کنم که نویسنده امروز ایران، قطعاً رزمنده‌ای در خاکریز جنگ روایت‌هاست؛ مأموریت او استخراج رگه‌های ناب مقاومت ملت خود برای ذخیره‌سازی در گنجینه حافظه تاریخی نسل‌های آینده ایران است.


بابایی تأکید کرد: قلم‌به‌دستِ راوی چنین جنگی نباید به مخاطبان خود آدرس غلط بدهد. باید بر اثر خود اسناد قوی و معتبر ارائه کند و از دل روایت‌های میدانی و منابع موثق، روایتی روان و منسجم ارائه دهد. چنین روایتی در واقع نوعی تاریخ‌نگاری نیز هست که می‌تواند مخاطب را با وقایع جنگ آشنا کند و بنابراین باید همچنان ساری و جاری باشد.


وی افزود: اگر به فرمایشات رهبر شهیدمان درباره ویژگی‌های بی‌بدیل دفاع هشت‌ساله توجه کنیم، می‌بینیم که با وجود گذشت بیش از چهار دهه، اصلاً نمی‌توانیم پرونده آن دوره طلایی تاریخ معاصر ایران را بسته تلقی کنیم. ایشان معتقد بودند واقعه عاشورا فقط یک صبح تا عصر بود، اما ۱۴۰۰ سال است که حافظه تاریخی نسل‌های ملت ما را تقویت می‌کند. ایشان بر این باور بودند که جنگ هشت‌ساله قطره‌ای از دریای عاشوراست و می‌تواند حافظه تاریخی نسل‌های بعدی ایرانیان را تقویت کند.


از ثبت خاطرات تا خلق آثار ماندگار
بابایی اظهار کرد: معتقدم ابتدا باید جامعه ایرانی را از نظر اطلاعاتی نسبت به ماهیت و سیر شتابناک تحولات این جنگ و ابهاماتی که در آن وجود دارد، آگاه کنیم؛ چراکه دشمن با تکیه بر توان گسترده ارتش‌های رسانه‌ای و سایبری خود، در تمام ۲۴ ساعت شبانه‌روز و هفت روز هفته فعال است تا با اخبار جعلی ذهن مردم را مشوش کند.


وی گفت: وظیفه فوری در این زمینه بر عهده رسانه‌های جمعیِ پای‌کار ملت ایران است. پس از آنکه رسانه کار فوری خود را انجام داد، در درازمدت نوبت به خلق آثار فاخر و قابل توجه توسط نویسندگان کارکشته می‌رسد؛ آثاری که قابلیت ترجمه و ارزش عرضه در میان ملت‌های دیگر را داشته باشند.


این نویسنده ادامه داد: اگر ثبت دقیق وقایع، تاریخ‌نگاری، مستندنگاری و روایت‌های مردمی انجام شود، از دل آنها می‌توان آثار متنوعی در گونه‌های مختلف استخراج کرد؛ از مستند و خاطره گرفته تا داستان، رمان و دیگر قالب‌های هنری.


بابایی افزود: به نظر من هنوز سوژه‌های بسیار زیادی در دل این جنگ وجود دارد که باید استخراج شوند. باید شرح مظلومیت خانواده‌هایی که یکجا به شهادت رسیده‌اند، سلوک فرماندهان، رزمندگان هوافضا، خلبانان نیروی هوایی ارتش، دریادلان نیروهای دریایی سپاه و ارتش، آتش‌نشان‌ها، کادر درمان و همه عناصر شرافتمند و گمنامی که در این جنگ نقش داشتند، دیده و روایت شود.


وی در پایان گفت: اگر این اتفاق بیفتد، ادبیات جنگ کنونی می‌تواند از مرحله ثبت خام خاطرات عبور کند و قابلیت آفرینش آثاری ماندگار را داشته باشد. این مهم نیازمند حمایت است؛ حمایتی که صرفاً نباید به پشتیبانی صوری از اهل قلم جنگ محدود شود، بلکه ابعاد گسترده‌ای دارد.

نویسنده باید در صحنه باشد
سمیه جمالی، نویسنده کتاب «خط خاک»، در این مراسم گفت: امروز خوشحال نیستم؛ از وجدان خودم شرمنده‌ام و شاید تک‌تک شما هم چنین احساسی داشته باشید؛ چون خیلی‌ها رفتند تا ما امروز بتوانیم برای این عزیزان جشن رونمایی برگزار کنیم.


وی ادامه داد: روز ۲۳ خرداد، نخستین اصابت بمب در تهران اتفاق افتاد. من فکر کردم باید پشت لپ‌تاپ بنشینم و بنویسم؛ چون کار من نویسندگی است. اما بعد از ۱۲ روز، دیگر نتوانستم بنویسم. اتفاقات آن‌قدر سریع و گسترده بود که احساس می‌کردم از زمان عقب افتاده‌ام.


جمالی افزود: به ۹ اسفند که رسیدیم، با صدای انفجار از خواب بیدار شدم و دوباره شروع به نوشتن کردم. هنوز اتفاقات برای خودمان هم روشن و جمع‌بندی نشده بود. حتی آمار شهدا و مجروحان، مثلاً در میناب، هر روز تغییر می‌کرد و باید دوباره بررسی می‌شد.


وی گفت: من از زبان شما می‌گویم؛ شما درد کشیدید و حالا ما باید روایت کنیم. اتفاقات با سرعت زیادی در حال رخ دادن است و ما باید از همان کلماتی که سال‌ها در ذهنمان ساخته‌ایم و برای وطن به کار برده‌ایم، برای روایت این روزها استفاده کنیم.


جمالی ادامه داد: شب ۱۱ اسفند تصمیم گرفتم گروهی از نویسندگان را دور هم جمع کنم و از آنها دعوت کردم. گفتم کار همه ما روایت کردن است، اما این بار باید کنار هم بنویسیم؛ حتی جزئیاتی را که شاید در ظاهر مهم نباشند، ثبت کنیم و اجازه ندهیم چیزی از بین برود.


وی افزود: نام این گروه را «خانه راوی» گذاشتیم. عکس، شعر و روایت‌های زیادی از سراسر ایران به دستمان رسید؛ گاهی آن‌قدر زیاد بود که از افراد می‌خواستیم فقط یک یا دو اثر بفرستند. با این حال، معتقدم وظیفه نویسنده نوشتن است و ممکن است در میان مردم هم روایت‌هایی وجود داشته باشد که باید شنیده و ثبت شود.


نویسنده باید در میدان باشد
نویسنده کتاب «خط خاک» گفت: در مقطعی احساس می‌کردم فقط عده‌ای را دور هم جمع کرده‌ام و خودم نمی‌توانم کاری انجام دهم. از این موضوع عصبانی بودم. دلم می‌خواست وقتی جایی موشک اصابت می‌کند، همان لحظه در محل باشم و در کنار نیروهای امدادی و هلال‌احمر، روایت‌ها را ثبت کنم؛ اما نمی‌توانستم. به من می‌گفتند مجوز نداری، زن هستی و نمی‌توانی به محل بروی.


وی ادامه داد: به همین دلیل خودم به میدان رفتم؛ نه از سر وظیفه، بلکه از روی اعتراض. آنجا دیدم که هیچ‌کس مانع حضور من نشد. همان‌جا با خودم گفتم: ما نویسنده‌ایم؛ مگر نویسنده نباید در صحنه باشد؟


جمالی تأکید کرد: نویسنده‌ای که دغدغه دارد، باید در صحنه باشد. به نظرم روایت‌های اصلی را باید از میدان جمع کرد؛ چون آنچه مردم در این روزها تجربه کرده‌اند، بخش مهمی از روایت جنگ است.


روایت‌های مردمی؛ بخش مهم ادبیات جنگ
وی گفت: اصل ماجرا، روایت‌های مردمی است. در کنار روایت زندگی و شهادت شهدا، باید تجربه مردم را هم ثبت کنیم. همه ما بخشی از این مردم هستیم و نویسنده‌ای که خودش را نسبت به انقلاب و خون شهدا مسئول می‌داند، باید برای ثبت این وقایع قلم به دست بگیرد.


جمالی افزود: بعضی‌ها می‌گفتند آینده مشخص نیست و شاید دیگر جشنواره و جایزه‌ای وجود نداشته باشد و به همین دلیل نوشتن را کنار گذاشتند. اما عده‌ای دیگر، از جمله برخی از نویسندگانی که امروز اینجا حضور دارند، قلم برداشتند، نوشتند و تلاش کردند این روزها را روایت کنند.


وی در پایان تأکید کرد: اگر قرار است این جنگ در حافظه تاریخی ما باقی بماند، بخشی از این حافظه باید از دل روایت‌های مردمی و روایت نویسندگانی شکل بگیرد که در صحنه حضور داشته‌اند.

آیین رونمایی از ۴۰ عنوان کتاب نشر فاتحان

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین طائب، رئیس سازمان بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در آیین رونمایی از ۴۰ عنوان کتاب نشر فاتحان، با تأکید بر اهمیت روایت دفاع مقدس و جنگ‌های اخیر گفت: اگر نسل جدید تاریخ هشت سال دفاع مقدس را بخواند، به‌راحتی می‌تواند حقایق آن را باور کند؛ زیرا تاریخ را می‌بیند و می‌خواند و مشابهت‌های آن با وقایع امروز را درمی‌یابد.


وی افزود: اگر چند نسل از دوران دفاع مقدس فاصله بگیریم و نسل‌های بعدی آن دفاع را ندیده باشند، آنچه برای آنان باقی می‌ماند، روایت‌هایی است که از آن دوران شنیده‌اند. امروز نیز نسل جدید، چهره‌ای جدید از جنگ آمریکا را مشاهده می‌کند.


طائب با اشاره به تحولات نظام بین‌الملل در دهه‌های گذشته اظهار کرد: در ۴۰ سال گذشته، آمریکا و شوروی به‌عنوان دو ابرقدرت، تلاش کردند اجازه ندهند نظم سه‌قطبی شکل بگیرد. در آن دوران، دو اردوگاه امپریالیسم و سوسیالیسم وجود داشت و ضلع سوم، اسلام بود.


وی ادامه داد: برخی می‌پرسیدند «ما چرا با آمریکا درگیریم؟» پاسخ این است که ما با کسی درگیر نیستیم؛ ملت ایران انقلاب کرد تا روی پای خودش بایستد. آمریکا ۶۰ هزار مستشار به ایران آورد. قراردادهای نفتی به‌گونه‌ای تنظیم می‌شد که سهم ایران و طرف مقابل مشخص باشد و حتی زمانی که مردم مخالفت کردند، فشار وارد شد و در نهایت قراردادها به شکل ۵۰-۵۰ درآمد. در مقابل همان ۵۰ درصد نیز پولی پرداخت نمی‌شد و گفته می‌شد سلاح در اختیار ایران قرار می‌دهیم تا در برابر اردوگاه شرق قرار بگیرد و ایران به پایگاه آمریکا در برابر شوروی تبدیل شود.


روایت جنگ نیز باید از ابتدا و در هر مرحله تکرار شود

رئیس سازمان بسیج مستضعفین افزود: مدل سلاح‌هایی که در آن دوره به ایران داده می‌شد، این رویکرد را نشان می‌دهد. ملت ایران انقلاب کرد و گفت نه نفت خود را در اختیار بلوک شرق قرار می‌دهیم و نه بلوک غرب؛ بلکه جمهوری اسلامی را می‌خواهیم و می‌خواهیم استراتژی و راهبردهای الهی را روی زمین پیاده کنیم.


وی با بیان اینکه هر دو ابرقدرت پس از مشاهده این شرایط وارد تقابل با جمهوری اسلامی شدند، گفت: جنگی شکل گرفت که سلاح و آموزش آن از سوی آمریکا و شوروی سابق در اختیار عراق قرار می‌گرفت و اطلاعات اهداف نیز با هواپیماهای شناسایی در اختیار عراق گذاشته می‌شد. دو نیروی منطقه را به جان یکدیگر انداختند، اما نسل جدید امروز می‌تواند این جنگ را درک کند؛ جنگی که در آن از مدرن‌ترین سلاح‌ها استفاده شد، اما مردم ایران هشت سال دفاع کردند و اجازه ندادند حتی یک وجب از خاک این کشور جدا شود.


طائب ادامه داد: شوروی فروپاشید و آمریکا اعلام کرد که دیگر مسئله، دو قطبی شرق و غرب نیست، بلکه دو قطبی میان آمریکا و اسلام شکل گرفته و ایران نماینده آن است. از نگاه آنان، برای تسلط بر خاورمیانه باید ایران از بین برود. آنها ابتدا تلاش کردند از طریق نیروهای نیابتی اقدام کنند، اما نتوانستند و در نهایت خودشان وارد میدان شدند.


وی با اشاره به جنگ‌های اخیر گفت: اسرائیل را به‌صورت مستقیم وارد کردند و وقتی دیدند از پس ایران برنمی‌آید، خودشان وارد شدند. جنگ اول، دوم و سوم، پیروزی اسلام بود. جنگ ممکن است تکرار شود، اما روایت جنگ نیز باید از ابتدا و در هر مرحله تکرار شود.


رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به واقعه عاشورا و نقش راویان آن اظهار کرد: راوی جنگ عاشورا، امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) بودند. اگر بیش از ۱۴ قرن روایت صحیح این واقعه باقی مانده، به این دلیل است که راوی آن امام ما بود و این روایت در امتداد تاریخ ادامه پیدا کرد. دشمن تلاش کرد غلبه کند، اما روایت غالب، روایت راویان واقعه بود.


وی افزود: امروز نیز وقتی از جنگ‌ها، کودتای دی، جنگ ۴۰ روزه و جنگ ۱۲ روزه روایت می‌کنیم، این کار در امتداد همان روایت است. جنگ محدود است، اما روایت زمان ندارد. بنابراین باید روایت را به‌گونه‌ای عمیق انجام دهیم که با گذشت قرن‌ها دچار انحراف نشود.

جبهه جنگ به وسعت جغرافیای کشور است
طائب با اشاره به حملات اخیر و هدف قرار گرفتن مردم و زیرساخت‌ها گفت: سال تحصیلی و دفاع مقدس را به‌گونه‌ای آغاز می‌کنیم که مدرسه مینا بدون دانش‌آموز است. امروز ماجرای ماکان نصیری روایت می‌شود؛ کودکی که هیچ اثری از او باقی نمانده است. به بیمارستان، کودکان، مدرسه و عروسی حمله کردند؛ به‌گونه‌ای که اثری از یک دانش‌آموز باقی نماند.


وی ادامه داد: ما امروز با روایتی از جنگ مواجهیم که از کودک شیرخوار تا پیرمرد ۸۰ ساله در آن حضور دارند؛ زن و مرد با هر عقیده‌ای. جبهه جنگ به وسعت جغرافیای کشور است. آنها کارخانه، واحدهای تولیدی، صنایع لبنی، تجهیزات نظامی و بیمارستان‌ها را هدف قرار دادند. اهداف آنها محدود به یک موضوع نیست.


رئیس سازمان بسیج مستضعفین تأکید کرد: نباید روایت این جنگ را بر عهده دیگران بگذاریم؛ بلکه باید با همه ابزارهای هنری آن را روایت کنیم. اگر روایت نکنیم، دشمن روایت می‌کند. او سلاح می‌دهد، مزدور می‌گیرد و بعد مدعی دفاع از حقوق بشر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها