سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - شنو نوری: نگاهی به وضعیت کتابفروشیها نشان میدهد مسیر انتخاب کتاب برای بسیاری از مخاطبان، بیش از گذشته تحتتأثیر معرفیهای بیرونی قرار گرفته است. مخاطب امروز اغلب با نامهای مشخص وارد کتابفروشی میشود؛ نامهایی که پیشتر در شبکههای اجتماعی، رسانهها یا از سوی اطرافیان شنیده است. این الگو، اگرچه انتخاب را سریعتر میکند، اما همزمان دامنه کشف کتابهای جدید و کمتر شناختهشده را محدود میسازد.
در چنین فضایی، کتابهایی که از حمایت تبلیغاتی یا جریانهای معرفی برخوردار نیستند، شانس کمتری برای دیدهشدن دارند. این آثار، که گاه از نظر محتوایی در سطح قابل قبولی قرار دارند، بهدلیل قرار نگرفتن در معرض توجه، در چرخهای از نادیدهماندن گرفتار میشوند؛ چرخهای که خروج از آن بدون مداخله عوامل بیرونی دشوار به نظر میرسد.
برخی کتابهای باکیفیت در صورت عدم معرفی مناسب، ممکن است ماهها بدون فروش باقی بمانند
یکی از کتابفروشان سنندجی، در این زمینه، در گفتوگو با خبرنگار ایبنا اظهار کرد: بسیاری از کتابها تنها در هفتههای ابتدایی ورود به بازار، شانس دیدهشدن دارند و اگر در همین بازه کوتاه مورد توجه قرار نگیرند، بهتدریج از نگاه مخاطبان دور میشوند.
ناصر محمودی با اشاره به رفتار مشتریان در هنگام مراجعه به کتابفروشی و خرید کتاب افزود: اغلب خریداران با نام مشخصی وارد فروشگاه میشوند و کمتر پیش میآید که برای کشف کتابهای جدید زمان صرف کنند.
وی با بیان اینکه حتی کتابهای باکیفیت نیز در صورت نبود معرفی مناسب، ممکن است ماهها بدون فروش باقی بمانند، بیان کرد: گاهی یک معرفی کوتاه از سوی فروشنده میتواند سرنوشت یک کتاب را تغییر دهد، اما در شرایطی که تعداد عناوین زیاد است و زمان تعامل با مشتری محدود، این امکان برای همه کتابها فراهم نمیشود.
این فعال فرهنگی با اشاره به راهکارهایی برای برونرفت از این مسئله اضافه کرد: ایجاد بخشهایی با عنوان «پیشنهاد کتابفروش» یا «کتابهای کمتر دیدهشده» میتواند توجه مخاطبان را به این آثار جلب کند. همچنین استفاده از برچسبهای کوتاه معرفی روی کتابها، میتواند به تصمیمگیری سریعتر مشتریان کمک کند.
اثر نحوه ارائه کتاب در فضای فروش
جایگاه کتاب در قفسه، حضور یا عدم حضور در ویترین و حتی چیدمان موضوعی، میتواند بهطور مستقیم بر میزان دیدهشدن آن اثر بگذارد. در واقع، کتابی که در معرض دید قرار میگیرد، شانس بیشتری برای ورقخوردن و در نهایت انتخاب شدن دارد؛ امکانی که برای بسیاری از عناوین فراهم نمیشود.
از سوی دیگر، افزایش قیمت کتاب باعث شده مخاطبان با احتیاط بیشتری دست به انتخاب بزنند. در چنین شرایطی، ترجیح به سمت کتابهایی میرود که پیشتر آزموده شدهاند یا دستکم بازخوردهایی درباره آنها وجود دارد. این رفتار، بهصورت ناخواسته به تقویت جایگاه آثار پرفروش و در مقابل، به حاشیهرفتن کتابهای کمتر شناختهشده منجر میشود.
ترجیح من این است که انتخابی مطمئن داشته باشم
یکی از خریداران کتابفروشیها نیز در گفتوگو با خبرنگار ایبنا بیان کرد: معمولاً به سراغ کتابهایی میروم که قبلاً درباره آنها شنیده یا در فضای مجازی معرفی شدهاند.
آریان وقاری افزود: با توجه به قیمت کتاب، ترجیح من این است که انتخابی مطمئن داشته باشم و کمتر ریسک خرید کتابهای ناشناخته را میپذیرم.
وی اضافه کرد: این نگاه در میان بسیاری از خریداران و دوستانم مشترک است و معتقدم ممکن است بهنوعی به تقویت چرخه پرفروشها و حذف تدریجی سایر آثار منجر میشود.
کتابهای حوزه ادبیات بومی و برخی آثار کودک و نوجوان در معرض فراموشی هستند
در میان این آثار، کتابهای حوزه ادبیات بومی، پژوهشهای محلی و حتی برخی آثار کودک و نوجوان که از کیفیت قابلقبولی برخوردارند، بیش از دیگران در معرض فراموشی قرار دارند. این در حالی است که بسیاری از این کتابها میتوانند نقش مهمی در تقویت هویت فرهنگی و آشنایی نسل جدید با ریشههای بومی ایفا کنند. بهعنوان نمونه، برخی آثار محلی با وجود محتوای غنی، به دلیل محدود بودن شبکه توزیع و نبود معرفی مؤثر، کمتر به دست مخاطبان میرسند.
برخی فعالان حوزه نشر معتقدند نبود نظام مؤثر معرفی کتاب، یکی از دلایل اصلی این مسئله است. به باور آنها، رسانهها، نهادهای فرهنگی و حتی کتابفروشان میتوانند با طراحی ویترینهای موضوعی، معرفیهای هدفمند، برگزاری نشستهای کوچک و حتی ارائه تخفیفهای محدود برای کتابهای کمتر دیدهشده، به تغییر این روند کمک کنند.
در کنار این عوامل، افزایش قیمت کتاب نیز باعث شده مخاطبان در انتخاب خود محتاطتر عمل کنند و بیشتر به سراغ کتابهایی بروند که پیشتر درباره آنها شنیدهاند. این مسئله، ریسک خرید آثار کمتر شناختهشده را برای مخاطب افزایش داده و در نتیجه، به ماندگاری آنها در قفسهها انجامیده است.
در چنین شرایطی، توجه به کتابهای کمتر دیدهشده میتواند نهتنها به تنوع سبد مطالعاتی جامعه کمک کند، بلکه فرصتی برای کشف صداهای تازه در عرصه نشر فراهم آورد؛ صداهایی که در هیاهوی بازار، کمتر شنیده میشوند اما حرفهای قابلتأملی برای گفتن دارند. به نظر میرسد احیای این کتابها، نیازمند همکاری سهجانبه ناشران، کتابفروشان و رسانههاست تا قفسهها از سکوت خارج شوند و کتابها دوباره به چرخه دیدهشدن بازگردند.
نظر شما