به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کاشان، احمد خوشحساب، دارنده نشان عالی هنر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو انجمن خوشنویسان ایران است که طی سه دهه آموزش هنر خوشنویسی، موفق به ابداع خطی به نام «سلسله زلف شکسته» شده که شبیه متصل نویسی خط شکسته نستعلیق است.
نویسنده، روزنوشتهای خود در سفر به مکه، اتریش، ایتالیا و هند را در قالب کتاب «و هنوز در سفرم» با ۱۰۳ صفحه به شمارگان ۳۰۰ نسخه و به قیمت ۳۴۵ هزار تومان در بازار نشر عرضه کرده است.
سفرنامه حج، روایت سفری است که از ۹ فروردین ۱۳۷۷ همراه با تعدادی از فرهنگیان شاغل در مدارس سوریه از مسیر اردن به وسیله یک دستگاه اتوبوس به شهرهای مدینه و مکه داشته است.
در این سفرنامه با روایت سادهترین کارهای یک مسافر مثل خریدهای روزانه، خرید سوغات و حتی پختن کباب در سفر حج روبهرو میشویم.
این کتاب گزارشی از یک سفر نیست بلکه دیدهها و شنیدههای یک معلم هنرمند است تا اهمیت چگونه دیدن را به خواننده یادآوری کند. یک شناخت فرهنگی و تاریخی است مثل اینکه در اردن حرف «N» انگلیسی را «Y» تلفظ میکنند یا اینکه اردن را «Jordan» مینویسند و اعراب به آن یوردون میگویند.
در صفحه ۱۴ آمده است: «ساعت ۱۱:۳۵ صبح است رسیدیم به یک مُطعَم که همان مجتمعهای رفاهی بین جادهای است» و نویسنده، یک اصطلاح عربی را به زبان فارسی معادل سازی کرده است. یا اینکه «ساعت ۸:۳۰ نزدیک مسجد النبی هتل گرفتیم به نام هتل «لواء» هتل تمیزی بود و شبی ۳۰۰ ریال سعودی برای هر اتاق» که نرخ خدمت را برای خواننده بیان میکند. اما در یادداشت روز هشتم ذیحجه، به یکباره موضوع عوض شده و مینویسد: «ساعت ۱۱ شب، باید برویم به طرف بیت الله الحرام، همه امور دنیا را پشت سر ریختیم و مُحرِم شدیم و حرکت کردیم برای سفری بزرگ. سفری از خدا به خود و بعد به سوی خدا».
بخش دوم سفرنامه نیز روایت سفر به اروپاست که اینگونه آغاز میشود: «امروز ۲۵ شهریور ۱۳۸۶ است. همیشه آرزوی دیدن زیباییهای ایتالیا را داشتم که با هدف برپایی یک نمایشگاه با جمعی از هنرمندان خوشنویس روانه ونیز شدیم.»
نویسنده سفرنامه در صفحه ۳۹ در توصیف وین و ساحل دانلوب مینویسد: «خیابانها چقدر تمیز است مردم چه خیال راحتی دارند و هیچکس ناراحت نیست. وین، پایتخت موسیقی جهان است. به باغ موتزارت، رفتیم که عالمی دارد. دختران و پسران دانشجو در حال تمرین بودند. شب رویایی و زیبایی بود. در هر خیابان، جایی برای دوچرخه کرایه بود و موتور سوارها همه با کلاه ایمنی هستند».
این نویسنده همواره همراه خود یک دوربین دارد؛ در مدرسه، در میدان جنگ تحمیلی هشت ساله و هرجا که هست، همدم و همراه او یک دوربین است و از همه جا و همه چیز عکس میگیرد و خاطره مینویسد.
در بخشی از سفرنامه وین می نویسد: «به یک فروشگاه ترکیهای رفتیم. برای ما قدرت خرید خیلی پایین است..... وین علاوه بر مترو، تراموا داشت. در هتل انواع و اقسام آب میوه و اطعمه و اشربه وجود دارد و ما فقط دنبال چای میگشتیم… کلیسای سن دومو عظمتی دارد. خواستم پشت بام کلیسای سن دومیو را ببینم، گفتند هزار تا پله دارد، شش یورو پرداختم و بلیط گرفتم و طی مراسم باشکوهی مثل خان رفتم بالا».
بخش سوم کتاب هم، به سفرنامه هند پرداخته است که در سال ۱۳۹۳ برای برپایی یک نمایشگاه در شهر حیدرآباد به دعوت کنسولگری ایران انجام شده است.
«هند کشور ۷۲ ملت است. هر دین و آیینی که بگویی با صلح و صلاح پهلوی هم زندگی میکنند. حیدرآباد، شهری با ۷۵ میلیون جمعیت و پر از ماشینهایی که عقب آن نوشته شده لطفاً برای من بوق بزنید. از گشت و گذار در هند سیر نمیشوی».
نظر شما