به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در ادامه سلسله نشستهای تخصصی «رواق تورق» نشست بررسی مجموعه کتاب «سلامت روان به زبان ساده» نوشته محمدمهدی شمسالدین، ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
در این برنامه محمدمهدی شمسالدین (نویسنده آثار و رواندرمانگر)، هادی پرگیر (مشاور و فعال رسانهای) و مرتضی گوهریپور (پژوهشگر روانشناسی و رسانه) حضور داشتند و برای مخاطبان سخن گفتند. زهرا جعفری؛ تهیهکننده برنامه «پویه» شبکه سلامت سیما نیز در بخشی از نشست به توضیح روند شکلگیری این اثر پرداخت.
شکلگیری مجموعه؛ از کلینیک درمان تا رسانه مکتوب
محمدمهدی شمسالدین، نویسنده مجموعه «سلامت روان به زبان ساده»، در ابتدای سخنان خود به چگونگی شکلگیری ایده این کتابها اشاره کرد و گفت: ابتدا قرار بود یک ایده در شبکه سلامت به نام «پویه» و یک ایده در انتشارات سروش را با هم پیوند بزنیم تا روانشناسی را به زبان ساده و بومیشده بیان کنیم، به گونهای که به کار همه مخاطبان بیاید. میخواستم تجربه سالها کار بالینیام در کلینیک را با این دو ایده ترکیب کنم.
وی با اشاره به کمبود چنین آثاری در بازار نشر افزود: کتابهای روانشناسی تاکنون منتشر شده، معمولاً با اصطلاحات سخت و پیچیده همراه است و مخاطب عام، مثلاً یک مادر خانهدار یا کارمندی پراسترس، حوصله خواندنشان را ندارد. بنابراین تصمیم گرفتیم کتابهایی تولید کنیم که در عین اختصار تعاملی هم با مخاطب داشته باشند.
شمسالدین ادامه داد: من در این کتاب سعی کردم با مخاطب طوری حرف بزنم که انگار در کلینیک کنارم نشسته و دارم با او دیالوگ میکنم. استرس را انتخاب کردیم چون به نوعی بیماری قرن است و همه ما با آن درگیریم. واقعاً لازم بود که دربارهاش کاری انجام شود.
انتشار کتاب از تولیدات رسانهای
هادی پرگیر با اشاره به پیشینه انتشار کتابهای موفق از تولیدات رسانهای گفت: تاکنون حدود ۱۴ عنوان کتاب از تولیدات رادیو و تلویزیون تهیه شده است. معمول این است که از روی رمان یا کتابهای دیگر اقتباس برای سینما یا تلویزیون صورت میگیرد، اما برعکس این روند هم اتفاق افتاده است. مثلاً «شهر موشها»، «شکرستان» و حتی برنامه «صبح جمعه با شما» به کتاب تبدیل شدهاند. «سلامت روان به زبان ساده» از جنس چنین کتابهایی است.
وی افزود: این کتاب فضای صمیمانه و دوستانهای با مخاطب برقرار میکند. در پایان هر بخش، یک تکلیف رفتاری به مخاطب داده میشود، درست مثل تکنیکهای CBT که در پایان جلسه به مراجع تکلیف میدهند. این تعامل ارتباط را عمیق و مؤثر میکند.
پرگیر در بخش دیگری از سخنان خود نقدهایش به کتاب را به این ترتیب بیان کرد: نخستین نکته این است که چرا عنوان کتابها با کلمه «استرس» شروع شده؟ خود کلمه استرس برای بسیاری از مردم بار منفی دارد و ممکن است همان لحظه اول پس بزنند. بهتر بود از عناوین با بار معنایی مثبت استفاده میشد تا مخاطب بیشتری جذب شود.
وی افزود: دوم اینکه در برخی جملات پایانی کتاب، به جملات کلیشهای و آرمانی نزدیک شدهایم که بیشتر در کتابهای موفقیت و روانشناسی زرد دیده میشود. گرچه میدانم نویسنده تلاش کرده تا از این فضا دور بماند اما ناخواسته به آن سمت کشیده شده است. همچنین در برخی موارد استرس و اضطراب با هم خلط شدهاند که ممکن است مخاطب را گیج کند.
پرگیر در بخش دیگری از سخنان خود به ارتباط کتاب با برنامه «پویه» اشاره کرد و گفت: انتظار میرفت که این کتابها مستقیماً برگرفته از آیتمهای برنامه پویه باشند، در حالی که به نظر میرسد مسیر معکوس طی شده؛ یعنی کتاب ابتدا نوشته شده و سپس قرار بوده آیتمهای برنامه از روی آن ساخته شود. این ابهام برای مخاطب ایجاد میکند.
وی پیشنهاد داد: کاش انتشارات سروش در انتهای کتاب، لینک یا QR کدی قرار میداد که مخاطب بتواند آیتم مرتبط با هر فصل را در شبکه سلامت تماشا کند. این کار هم به ماندگاری اثر کمک میکند، هم مخاطب را به رسانه ملی پیوند میزند.
روانشناسی علمی در قالبی ساده؛ نقد و بررسی محتوایی
مرتضی گوهریپور نیز در این نشست گفت: این کتاب با رویکردهای درمانی نسل سوم روانشناسی بسیار همسو است؛ مثل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، درمانهای شناختی - رفتاری موج نو، روانشناسی مثبتنگر و حتی رویکردهای جدیدی مانند روایتدرمانی و درمان راهحلمحور. تکههایی از هرکدام از این رویکردها را در این کتاب میتوانید پیدا کنید.
وی افزود: باید توجه کنیم که روانشناسی زرد (Folk Psychology) ضرورتاً چیز بدی نیست. در جوامعی مثل آمریکا و حتی ایران، کتابهای فولکسایکولوژی بسیار پررونق هستند چون با مخاطب عام ارتباط برقرار میکنند؛ اما یک مشکل اساسی دارند؛ گاهی مخاطب پس از خواندن آنها احساس بینیازی میکند و فکر میکند دیگر نیازی به متخصص ندارد.
گوهریپور ادامه داد: در روانشناسی علمی هیچگاه چنین ادعایی نمیشود. حتی درمانهای معتبری مثل CBT نمیگویند که شاخ غول همه اختلالات را شکستهایم. اما این کتابها گاهی با تمرینها و چکلیستهای متعدد، این حس را به مخاطب میدهند که خودش میتواند درمانگر خودش باشد.
تفاوت بین استرس و اضطراب
وی در بخش دیگری به تفاوت استرس و اضطراب اشاره کرد و گفت: مخاطب پس از خواندن کتاب ممکن است نتواند این دو را از هم تشخیص دهد. در حالی که این تفاوت برای درمان بسیار حیاتی است. استرس معمولاً منبع مشخصی دارد و پیامدش تا حدودی قابل پیشبینی است، اما در اضطراب منبع نامشخص است و ابهام ذهنی به حداکثر میرسد. به همین دلیل درمان اضطراب سختتر از استرس است. امیدوارم در ویرایش بعدی به این تفاوتها بیشتر پرداخته شود.
پرگیر نیز به ارتباط استرس با دنیای دیجیتال و فضای مجازی اشاره کرد و ادامه داد: در یکی از کتابهای این مجموعه به موضوع استرس دنیای دیجیتال پرداخته شده است، اما جای خالی «سواد رسانه» در آن احساس میشود. امروزه با توجه به حجم گسترده اخبار و شبکههای مجازی افراد مدام در معرض استرس قرار میگیرند. اگر مخاطب بداند منبع خبر کیست، رسانهای که از آن استفاده میکند چه رویکردی دارد، میتواند بخش زیادی از این استرس را مدیریت کند. شاید کتاب دهم این مجموعه به موضوع سواد رسانه اختصاص یابد و پیوند آن با سلامت روان به خوبی تبیین شود. این میتواند نیاز امروز جامعه را پاسخ دهد.
زهرا جعفری، تهیهکننده برنامه «پویه» نیز در سخنان کوتاهی به روند شکلگیری این اثر اشاره کرد و گفت: این برنامه در دل بحران کرونا شکل گرفت و من دوست داشتم ماندگار شود. به همین دلیل تصمیم گرفتیم آن را به کتاب تبدیل کنیم. جلسات زیادی با تیم نویسنده و انتشارات سروش داشتیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که کار را به آقای شمسالدین بسپاریم. هدف ما بومیسازی روانشناسی و ارائه آن به زبان ساده بود، کاری که در کشور کمبود آن احساس میشود.
نظر شما