سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نخستین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم سیّدفرید قاسمی، به زندگی و اقدامات فرهنگی یوسف اعتصامی، اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.
یوسف اعتصامی که پیشتر میرزایوسف آشتیانی، اعتصام دفتر و اعتصامالملک خوانده میشد، کتابشناس و فهرستنگار، کتابدار، ادیب، چاپخانهدار، ناشر، خوشنویس، مجلهنگار، از پیشگامان ترجمه رمان در ایران، مترجم متون عربی، ترکی اسلامبولی و فرانسوی بود.
عضویت شورای سردبیری مجله «گنجینه فنون» «کتابدار کتابخانه سلطنتی» مدیریت دورههای دوم و سوم مجلس شورای ملی، ریاست دارالتالیف وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، تدریس در مدرسه دارالفنون، مدیریت کتابخانه مجلس، عضویت کمیسیون معارف و بیش از ۴۰ مجلد ترجمه و تالیف در کارنامه او دیده میشود. وی پدر شاعره بزرگ تاریخ معاصر ایران، پروین اعتصامی است.
از تولد تا کتابشناسی
یوسف اعتصامی، سال ۱۲۹۱ ق / ۳- ۱۲۵۲ ش در تبریز زاده شد. شش ساله بود که به مکتبخانه رفت و خواندن و نوشتن آموخت. پس از آنکه فقه، اصول، منطق، کلام و حکمت قدیم را فراگرفت. به زبانآموزی به خصوص زبانهای عربی، ترکی اسلامبولی و فرانسوی پرداخت و درصدد تقویت ادبیات فارسی خود برآمد.
چندی نگذشت که به ترجمه متون عربی، ترکی اسلامبولی و فرانسوی دست یازید. میرزایوسف از نوجوانی به خوشنویسی دل بست و نستعلیق، نسخ و شکسته را با تبحر مینوشت و دیری نپایید که از سرآمدان هنرخط، مترجمان زبردست و نویسندگان پُرمایه روزگار خود شد.
میرزایوسف ۱۹ ذیحجه ۱۲۰۹ ق با اخترالملوک شوری بخشایشی / فتوحی تبریزی عقد ازدواج بست. پس از زندگی زناشویی به زودی دریافت که باید از دستیاری پدرش در دیوان استیفا (مالیه / دارایی) فاصله بگیرید و تمام وقت خود را صرف امور فرهنگی کند. نگارش و ترجمه، او را برآن داشت که شیوه چاپ حروفی / سربی را که سالها در تبریز منسوخ شده بود، بنیاد دوباره نهد و «به سائقه حب ترقی ایران و شعف خدمت ابناء وطن از صرفهجویی خرج جیبی که از پدر میگرفت مطبعه حروفی به تبریز آورد و بدین وسیله مشکلات کار صاحبان مجلات و رسائل و کُتُب را که تا آن روز با مطابع سنگی سروکار داشتند آسان کرد…»
اعتصامالملک، پس از تاسیس چاپخانه در تبریز افزون بر طبع و نشر آثار دیگران، دو عنوان از کتابهای خود را نیز به چاپ رساند. میرزا یوسف، در آن سالها با همکاری ۴ تن از دوستانش، کتابخانه تربیت را تاسیس کرد.
میرزا یوسف در کتابخانه تربیت با سه شریک دیگر خود به فکر انتشار مجله افتاد و عضویت در شورای سردبیری مجله «گنجینه فنون» را به دیگر خدمات خود افزود.
«گنجینه فنون» به مدیریت محمدعلی تربیت یکسال دوام آورد و در مجموع بیستوچهار شماره در کتابخانه تربیت (تبریز، جنب مدرسه طالبیه) منتشر شد. گنجینه فنون، در حقیقت چهار مجله در یک مجله بود و هر شماره ۱۶ صفحه مطلب با خط نستعلیق میرزا یوسف به چاپ سنگی سپرده میشد. دفتر گنجینه فنون را در سال ۱۳۲۰ ق، به عنوان مرکز توزیع سایر روزنامهها و مجلهها میشناختند.
آنچه مسلم مینماید میرزا یوسف اعتصامالملک، در سال ۱۲۸۷ ش خانه و خانواده خود را از محله ششکلان تبریز به تهران انتقال داد و پس از چند جابهجایی، در محله عودلاجان تهران مسکن گزید. عشق به کتاب و کتابخانه او را به کتابخانه سلطنتی کشاند.
«از نیمه سال ۱۳۲۷ ق تا چند ماه نخست سال ۱۳۲۹ ق» کتابدار کتابخانه سلطنتی شد. در آن کتابخانه، کتابداری میکرد که مجله «بهار» را بنیاد نهاد و در ۱۲ شماره (۷۶۸ صفحه) دوره اول مجله را از ۱۰ ربیعالثانی ۱۳۲۸ ق تا ۲۵ ذیعقده ۱۳۲۹ ق انتشار داد. با وجود آنکه هیچگونه علاقهای به امور سیاسی نداشت اما در میانه دوره دوم، جمادیالاولی ۱۳۲۹ ق / فروردین ۱۲۹۰ ش با حقوق ماهیانه یکصد تومان به وکالت مجلس شورای ملی برگزیده شد.
تحلیف میرزا یوسف در روز سهشنبه ۱۰ جمادیالاولی ۱۳۲۹» عضویت وی در «شعبه سوم مجلس» در روز پنجشنبه ۹ رجب ۱۳۲۹» و انتخاب او در زمره مجلس با ۳۶ رای، ازجمله خبرهایی است که دربارهاش میتوان خواند.
حیات کتابشناسانه
عمر کتابشناسی یوسف اعتصامی به فهرستنگاری کتابهای چاپی و خطی مجلس شورای ملی منحصر نیست. سرآغاز این حیات را باید در کتابخانه تربیت و انتشار فهرستها و مجله «گنجینه فنون» جستوجو کرد. میرزایوسف در زمان انتشار مجله بهار نیز همچون شیوه پیشیناش در مجله «گنجینه فنون» به شناسایی کتابهای اروپایی همت گمارد و گلچینی از آثار را در مجله بهار به چاپ میرساند.
خدمات یوسف اعتصامی در عرصه کتابشناسی و فهرستنگاری با انتشار دو مجلد از فهرستهای کتابخانه مجلس شناخته شد. در مقدمه مجلد نخست «فهرست کتابخانه مجلس» میخوانیم:
«کتابخانه، مخزن ذخائر حکمت و منشا روشنایی و قوتی است که قرنها پیش از این در دنیا موجود بوده، عقل و فهم انسان را پرورش داده، ودایع فکر و قلم را جمع کرده و آنچه را که از آسیب حوادث محفوظ مانده به فرزندان روزگار آینده تقدیم نموده است.
دیودور، مورخ یونانی که شش قرن قبل از هجرت در مصر سیاحت کرده است میگوید: «رمسیس» ثانی پادشاه مصر کتابخانه خود را که در شهر «تیبه» داشت «طبیب روح» نامیده بود.
به راستی که برای کتاب، نامی نیکوتر از این نتوان یافت، تاریخ کتاب و کتابخانه بسیار مبسوط و مفصل و اصلاً مربوط به ادبیات است. آن روز که انسان به واسطه اختراع خط توانست کلمات و عباراتی مرموز روی سنگها و آجرها نقش نماید و محصول افکار و یادگار وقایع را ضبط کرده به دیگران انتقال دهد این تاریخ پیدا شد و با سیر علم و اجتماع و تمدن اهمیت کنونی را کسب کرد.
فهرست، کتابی است که جامع اوصاف کُتُب، رهنمای محتویات و تقسیمات کتابخانه و لازم غیرمفارق آن. در قرون وسطی کتابخانههای صوامع و معابد بزرگ هریک فهرست مخصوص داشتهاند، مکتشفین و علماء علم آثار هنوز از تفحص فهرست کتابخانههای نینوا، بابل، آتن، کارتاژ، رم و اسکندریه دست نکشیدهاند. قدیمیترین فهرست اروپایی به عقیده فرانسویان فهرستی است که نیم قرن قبل از اختراع مطبعه «اولدمانوس» نام کتابفروش نوشته است، (۱۴۹۸)

نخستین شرط فهرستنویسی چیست؟
احاطه و تحقیق، اولین شرط فهرستنویسی است. فهرست باید مصنفات را که در اینجا جمع شدهاند معرفی کند. از داشتن کُتُب متعدد در یک موضوع خاص و از وجود آثار قلمی یک نویسنده اطلاعات کامل بدهد تا ارباب تتبع بتوانند از آن مستفید شوند، فضلا و دانشمندان و مستشرقین در نتیجه سعی و کوشش متمادی برای مولفات اسلامی و کتابهای مشرقزمین فهرستها نوشتهاند. فهرست «اینالندیم» «اکتفا القنوع فاندیک» «کشف الظنون حاجی خلیفه» و...
مهمترین اقسام فهرست عبارتند از فهرست موافق اسامی مولفین، فهرست به ترتیب کتب لغت، فهرست مطابق طبقهبندی کتابها، فهرست موضوعی الفبایی، فهرست فیشی یا کارتی، فهرست موافق اسامی مولفین] که [اگرچه برای مطلعین خوب است اما برای کسانی که از اختصاصات نویسندگان آگاه نیستند چندان فایده ندارد.
فهرست لغوی براین نهج است که اسامی مصنفین و عنوانهای کتابها و دورهها را به ترتیب الفبا قرار داده کُتُب یک طبقه را زیر عنوان کلی آن طبقه ذکر میکنند، چون موضوعها دچار تفرقه میشوند در یک مبحث معین تتبع منظم نمیتوان کرد، فهرست مطابق طبقهبندی نسبتاً بهتر است؛ لیکن از احتیاجات کتابخانههایی است که زیادی کتاب و انتظام امر توزیع و کثرت مراجعات این تجزیه و تفریق را مقتضی باشد.
فهرست موضوعی الفبایی برای مراجعهکنندگان و پیدا کردن کتاب و اطلاع بر تقسیمات بسیار ساده و آسان میباشد، فهرست فیشی چنین است که مشخصات تفصیلی و شمارههای هر کتاب در یک کارت یا ورقه مقوایی نوشته شده به ترتیب طبقات یا الفباء در جعبههای مخصوص نگهداری میشود به وسیله این کارتها که از پهلوی هم به میله اتصال یافتهاند افزون بر آنها یا کاستن از آنها بسی سهل و بینهایت قابل تغییر و تبدیل است.
پس از کتابشناسی
یوسف اعتصامی، قدر وقت خود را میدانست و همه سعی خود را به کار برد تا بین وی و محیط کتاب و کتابخانه فراق نیفتد. اگر مشاهیر عصر به کتابخانه میآمدند. پذیرا بود. اما خود کمتر به اینجا و آنجا میرفت تا جایی که شماری او را «انزواطلب» خواندند. علیاکبر دهخدا به درستی پاسخ اینگونه افاضات اهل بُخل و حسد و بیکارههای دروغپرداز و حاشیهسازگرداگرد فرهنگ و مطبوعات و کتاب را داده است.
علیاکبر دهخدا، دیماه ۱۳۱۶:
«… آنان که به غلط در کم خُلطگی یوسف اعتصامی نوعی از عُزلتگزینی و حب انزوا میجستند، پس از اطلاع براین طود عظیم از ترجمه و تالیف میدانند که توفیق و جمع میان حفظ تمام رسوم و معاشرت با این همه کار فکری متعذر و نامقدور، و مزد عمل از حضور پیوسته جملگی حلقههای صحبت و انس معفو و معذور است.... در نتیجه همین ولع و شیفتگی به کتاب و ترجمه و تالیف یوسف اعتصامی در قسمت عمده حیات خویش از خدمات دولتی و نوع ان برکنار ماند و با میراث متوسطی از پدر قناعت ورزید....
یک عمر مواظبت به تربیه و تخلیه نفس، تعلیم و تزکیه کسان و فرزندان، خدمت بیوقفه و بیتظاهر به معنویات جامعه، بیآزاری نسبت به هرچیز و هرکس، صفوت و خلوص با دوستان یکدل؛ محصل تاریخ حیات شصت و سه ساله یوسف اعتصامی (میرزا یوسف خان اعتصام الملک آشتیانی) است.»
آثار
در این بخش تنها به گوشهای از تالیف و ترجمههای این فرهیخته تاریخ کتاب ایران اشاره میشود.
ورود یوسف اعتصامی به عرصه کتابآفرینی با «مقدمه برچند بیت در مصیبت آل عبا» اثر میرزا علی ادیب خلوت آغاز شد. کتاب یاد شده، ۱۳۱۱ ق در تبریز به چاپ رسید. میرزا یوسف، ۱۳۱۸ ق «ثوره الهند» را در مصر به چاپ رساند.
میرزا یوسف در سال ۱۳۱۸ ق «تحریرالمراة» نوشته قاسم امین مصری را از عربی ترجمه کرد و با عنوان تربیت نسوان در تبریز به چاپ سپرد و در ۸۲ صفحه جیبی انتشار داد. «خدعه و عشق» نوشته فردریک شیللر، شاعر و نمایشنامهنویس آلمانی به فارسی برگرداند و در ۱۷۷ صفحه به قلم الکساندر دوماً به فارسی برگرداند و در ۱۷۷ صفحه وزیری به چاپ حروفی / سربی مطبعه فاروس (تهران) سپرد.
«تیرهبختان» ترجمه دیگر میرزایوسف بود از «میزرابل» / جلد اول بینوایان نوشته ویکتورهوگو که در سال ۱۳۰۳ با ۳۸۸ صفحه رقعی چاپ سربی شد. گفته میشد که میرزا یوسف این کتاب را از ترجمه عربی با عنوان «البوساء» یا ترجمه ترکی با نام «سفللر» برگردانده است. میرزا یوسف، شکسپیر، گوته، شیللر، هوگو، میلتون، تریلو ایتالیایی، تولستوی و ماکسیم گورکی را به ایران شناسانیده است.
به گزارش ایبنا؛ نخستین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» در ۴۸ صفحه و قطع پالتویی به همت خانه کتاب و ادبیات ایران به چاپ رسیده است.
نظر شما