غلامحسين ابراهيميديناني در روز دوم همايش «گفتوگو با حافظ» گفت: نيچه 2500 سال تاريخ فلسفه را تحقير ميكند و انديشههاي افلاطون را بيهوده ميداند؛ ولي نيچه در مقابل عظمت حافظ كه ميرسد سر تعظيم فرود ميآورد و ميگويد تو خودت همان مي هستي كه با اشعارت عالم و آدم را مست ميكني./
وي كه عصر روز يكشنبه (19 مهرماه) در تالار اجتماعات مركز فرهنگي شهر كتاب سخن ميگفت، افزود: نيچه كلامي درباره حافظ دارد كه اي حافظ، تو كه اين همه از مي حرف ميزني چه ميخواهي از مي، تو همان مي هستي كه با اشعارت عالم و آدم را مست ميكني، نيچهاي كه افلاطون را تحقير ميكند و با زبان فارسي آشنا نيست و موسيقي نيز نميداند در پيام حافظ چه ميديده است؟
اين فيلسوف ايراني در ادامه صحبتهايش گفت: اگر از افراد مختلف بپرسي كه چرا حافظ را دوست دارند مگر چه چيزي در اوست كه در ديگر شاعران نيست، هر چه فكر كنند نميتوانند پاسخ درستي بيابند. موسيقي، ايهام، تركيب الفاظ كه عالم صورت و هنر است به يك طرف، عالم معناست كه در اشعار حافظ بسيار مهم است و در تصوير نميآيد. معنا نميتواند در تصوير بيايد زيرا معني از لفظ هم بالاتر است و عالم معناي حافظ بسيار گستردهتر است.
وي به بيتي از حافظ اشاره كرد و افزود: «عاشق و رند و نظر بازم و ميگويم فاش/ تا بداني كه به چندين هنر آراستهام» حافظ مستي را هنر ميداند آيا مي انگوري خوردن هنر است؟ نه. هنر اصلي حافظ، مستي معرفت است، اين مسأله هنر اصلي حافظ را ميرساند. آيا نظربازي يعني چشم چراني؟ نظربازي يعني نگاه و رويت كه بتواني با چشم بصيرت جهان را بنگري.
ديناني خاطرنشان كرد: فاش گفتن بسيار ارزشمند است، پنهان نكردن، ريا نكردن ارزشي است كه در حافظ ميتوان يافت. همه حافظ ضد رياست و پيام حافظ نيز از اين مسأله مستثني نيست و همه صدق است. گفتار نيك و صدق در فرهنگ ما از ابتدا بوده است. هزاران سال پيش در درازناي تاريخ و تاريخ پيش از اسلام نيز ما با پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك آشناييم و اين مسأله را از زرتشت به يادگار داريم. هنگامي كه پندار نيك باشد گفتار هم نيك است و گفتار و پندار نيك، كردار نيك را همراه خواهد داشت.
وي اشعار حافظ را ساحتي معنوی دانست و گفت: اين هنر حافظ و ساحت معنوي اوست كه سخنانش صدق و نيك باشد. فضاي معنوي و عقلاني حافظ را به تصوير كشيدن سخت است. اين انديشه تصويرگران ما را ميرساند كه در اين وادي گام نهادن بسيار مشكل است، زيرا حافظ از عالم معنا تصويرگري ميكند.
مولف كتاب «دفتر عقل و آيت عشق» يادآور شد: همه قدرت در دست خداوند است ولي اين مسأله بسيار مهم به نظر ميرسد كه آيا انسانها ميتوانند خودشان را بسازند يا خدا ما را ميسازد؟ و در پاسخ به اين پرسش ميگويد، هنر انسان به اين است كه بتواند خودش را بسازد. جبرئيل و ميكائيل فرشتههايي اند كه هيچ تغييري نكردهاند تنها موجودي كه ميتواند خود را بسازد انسان است و اگر نتواند در اين عرصه قدم بگذارد، هيچ است.
وي به سخن برخي از بزرگان اشاره كرد و گفت: برخي از بزرگان در تعريف انسان سخن عجيبي زدهاند كه «انسان آن موجودي نيست كه اكنون هست؛ بلكه انسان آن موجودي كه اكنون نيز نيست، هست» حافظ ميگويد كه من پرگارم و نقطه. او درست گفته است؛ زيرا اين دَوران مسووليت ميآورد.
مولف كتاب «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» خاطرنشان كرد: تاريخ نيز دايره است زيرا از نقطه هستي آمدهايم و به آن نقطه بازميگرديم. آن آغاز و انجام كجاست؟ تمام سخن حافظ همين كلمه است و با نقطه و دايره و پرگار در اشعارش بازي ميكند تا نكتهاي را به انسانها آموزش دهد.
همايش دو روزه «گفتوگو با حافظ» عصر روزهاي شنبه و يكشنبه 18 و 19 مهرماه در سالن اجتماعات مركز فرهنگي شهر كتاب برپا شد. اين همايش به همت شهرکتاب مرکزي، دانشنامه فارس و موسسه آموزش عالي حافظ شيراز برگزار و استادان و حافظشناسان به سخنراني و ارايه مقاله در مبحثهاي گوناگون گفتوگو با حافظ پرداختند.
در روز نخست همايش «گفتوگو با حافظ» علاوه بر سخنراني مهدي فيروزان؛ مدير عامل شهر كتاب و علي اصغر محمدخاني؛ معاون فرهنگي شهر كتاب، كوروش كماليسروستاني به بررسي كارنامه حافظپژوهي در قالب «ده سال با حافظ» پرداخت. دكتر بهاءالدين خرمشاهي به «استشهادهاي ظريف به ابيات حافظ»، دكتر اصغر دادبه «حافظ و اصلاح اجتماعي»، دكتر مهدي محبتي «دانش و رندي در گفتوگو با حافظ» و دكتر حسن بلخاري «نسبت زيبايي و حقيقت» در شعر پرداختند.
در روز دوم همايش نيز آيدين آغداشلو درباره «تصويرگران حافظ»، دکتر سعيد حميديان «نوعي ايهام در کل بيت»، دکتر سيدحسن شهرستاني «مدارا و مروت در گفتوگو با حافظ»، دکتر علياکبر احمديداراني درباره «حافظ نامه» و غلامحسين ابراهيميديناني درباره «عقل و عشق در گفتوگو با حافظ» سخن گفتند.
نظرات