در نشست بررسي كتاب «مباني نظري باستانشناسي انسانشناختي» مطرح شد
نقاشيهاي ديواري، هنر انسان دوره پارينه سنگي است
دكتر كاميار عبدي، استاد دانشگاه در نشست تخصصي «انسانشناسي هنر» با تكيه بر كتاب «مباني نظري باستانشناسي انسانشناختي» گفت: ساکنان جوامع ابتدايي که هنوز با خط آشنايي نداشتند از طريق طرحها و نقوش سفالهاي دستساز خود با يکديگر ارتباط برقرار ميکردند.
وي كه روز سهشنبه (6 مردادماه) در تالار نشستهاي تخصصي موزه ملي ايران سخن ميگفت با اشاره به خط در جوامع ابتدايي گفت: هنر به عنوان زيرمجموعهاي از فرهنگ مانند ساير اجزاي فرهنگ در مقابل شرايط زيست محيطي واکنش نشان ميدهد بنابراين بايد توجه کنيم آثار هنري کشف شده در يک محوطه تاريخي با چه هدف و در چه بافت اجتماعي و فرهنگي ساخته شدهاند.
به گفته عبدي، همانگونه که انسانشناسي علمي است که به تمامي جنبههاي فرهنگي و زيستشناختي انسان توجه دارد، باستانشناسي انسانشناختي نيز از هيچ مقولهاي درباره انسان نميگذرد. اما تفاوت در اين است که انسانشناسي فرهنگی اجتماعی به جوامع زنده امروزي توجه دارد، در حالی که باستانشناسي انسانشناختي به جوامع مرده گذشته ميپردازد.
دانشيار دانشگاه دارتمود آمريکا خاطرنشان كرد: حدود 40 هزار سال پيش گونههاي پيش از انسان امروزي هيچ معيار و سند محکمه پسندي در مورد هنر نداشتهاند. حتي از ناندرتالها نيز که ژن آنان به انسان امروزي رسيده هيچ گونه اثر هنري بهدست نيامده است.
مدرس دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات خاطرنشان كرد: کروموزوم نسل مونث انسان توسط باستانشناسان در غرب آفريقا کشف شده و پس از بررسيهاي بيشتر، باستانشناسان از آسيا اندک اندک به اروپا رسيده و در آنجا با ناندرتالها مواجه شدهاند.
وي به كتاب «باستانشناسي انسانشناختي» اشاره كرد و گفت: در اين كتاب بررسي شده كه جثه و حجم مغز ناندرتالها بزرگتر از انسان عاقل و داناي امروزي بوده است و براساس يافتههاي باستانشناسان در گورهاي آنان گل اخري کشف شده که برخلاف آنچه برخي باستانشناسان ادعا ميکنند گل اخري جنبه آييني نداشته؛ بلکه براي دورکردن حشرات، کرمها و جلوگيري از بوي تعفن درگذشته استفاده ميشده است.
به گفته اين دکتراي باستانشناسي، ناندرتالها در اروپاي 50 هزار سال پيش يک سري شيء با جنبه کاربردي مانند تيغه، پيکان، زوبين ميساختند. به باور گروهي از باستانشناسان برخي اشياي يافت شده درکشور آلمان مانند شيرمرد (مجسمه انسان نما با سرشير) ازجنس ماموت و عاج در زمره نخسيتن نمونههاي هنري در دنيا به شمار ميآيند.
اين باستانشناس به نمونهاي در اين زمينه اشاره كرد و افزود: چندماه پيش يکي از قديميترين نمونههاي الهه مادر در کشور آلمان کشف شد و نظريات و تئوريهاي فراواني درمورد اين پيکرکهاي ساخته شده از چوب، عاج، گل پخته و نپخته ارايه شده است.
سردبير مجله «باستانشناسي و تاريخ» خاطرنشان كرد: در اواخر دوره پارينه سنگي بيتوجهي عجيبي به شکل انسان در نقاشيهاي ديواري برخي غارها مانند فرانسه و اسپانيا مشاهده شده است و از سويي ديگر در اين تصاوير حيوانات با جزئيات و دقت کامل به تصوير کشيده شده که اين مسأله هنوز براي باستانشناسان بدون پاسخ باقي مانده است.
دانشيار دانشگاه دارتمود آمريکا يادآور شد: تا پيش از دوره عتيق يونان، مجسمهسازي در يونان نقش چنداني نداشته و نخستين نمونه دوره شرقگرايي کپيهايي از مجسمههاي يوناني است. البته 200 سال بعد مجسمهسازي يونان به طبيعتگرايي روي آورده و از سبک خاور نزديک و مصري فاصله گرفته است.
عبدي تصريح کرد: در اوايل ظهور مسيحيت با شمايلنگاري مخالفت ميشد اما با تغيير شرايط مذهبي، تمايل به شمايلگرايي درهنر بيزانس به اوج خود رسيد. مجسمه ايسيس يکي از الهههاي معروف مصر همراه با کودکش در اين دوره تاريخي شكل گرفت.
وي تأکيد کرد: محبوبيت اين الهه مصري قرنها بعد در هنر يونان و روم نير رخنه کرد به طوري که انطباقپذيري اين مؤلفه هنري را حتي در سبکهاي مذهبي هنري بيزانس نيز مشاهده ميکنيم.
وي با اشاره به اواخر قرون وسطي و آستانه رنسانس بيان كرد: اوج سبک طبيعتگرايي هنر غرب در سال 1903 ميلادي مشاهده ميشود و اين در حالي است که از نيمه قرن 19 تا اوايل قرن بيستم به دليل وقوع انقلاب صنعتي و تغيير جامعه، هنر نيز به عنوان بخشي از فرهنگ دچار تغيير شده و سبک طبيعتگرايي جاي خود را به سبکهاي جديد داده است.
عبدي در پايان سخنانش يادآور شد: هنر به عنوان زيرمجموعهاي از فرهنگ مانند ساير اجزاي فرهنگ در مقابل شرايط زيست محيطي واکنش نشان ميدهد. بنابراين بايد توجه کنيم آثار هنري کشف شده در يک محوطه تاريخي با چه هدف و در چه بافت اجتماعي و فرهنگي ساخته شدهاند.
نظر شما