«فرزانه منصوري» همسر مرحوم نادر ابراهیمی گفت كه وي هميشه معتقد بود نويسندگان ميتوانند به بچهها نيرو بدهند و مومنشان كنند تا زمانی كه بزرگ شدند راه نامناسبی در پيش نگيرند.\
وي افزود: اين نويسنده با بيان نمونهاي عيني از زندگي روزمره نشان ميدهد كه همه چيز عليه زندگي مادي و معنوي كودكان است. از تغذيه آنها كه علاوه بر ماندهخواري انواع تنقلات شيميايي و مضر را تشكيل ميدهد تا اسباببازيهاي زيانبار و نيز انواع سر و صداها و جنگ افزارهاي خانمانسوز كه صدها بچه را يك جا ميكشد و حيات آنها را مورد هجوم قرار ميدهد.
منصوري توضيح داد: همچنين انواع بازيهاي رايانهاي كه كودكان را از تفكر خلاق باز ميدارد و صدها نمونه مادي يا معنوي ديگر، از نگرانيهاي نادر بود.
همسر نادر ابراهيمي با اشاره به اعتقاد اين نويسنده درباره تنها ابزار رهايي بخش كودكان اضافه كرد: نه علم و نه فرهنگ و نه تمدن و نه صنعت و فن، هيچكدام قدمي در راه نجات بچهها برنميدارند. اما در ميان اين فنهنرها، تنها فنهنري كه ميتواند به سود بچهها كار كند، ادبيات كودكان يعني شعر و داستان است و نجات كودكان بر دوش نويسندگان و شاعران افتاده است. آنان ميتوانند مضرات تحمل اين اوضاع را با زباني لطيف گوشزد كنند.
وي ادامه داد: نويسندگان ميتوانند به بچهها نيرو بدهند و مومنشان كنند تا زماني كه بزرگ شدند راه ديگري را در پيش نگيرند.
منصوري با بيان اعتقاد نادر ابرهيمي در حمايت از دنياي كودكان گفت: او از پيمودن راهي سخن ميگفت كه فقط اراده ميخواهد، نه سخنراني و خطابه. اميدواريم نويسندگان و شاعران بتوانند كودكان را از خطرات مرگ زودرس نجات دهند و در ساختن جهاني شاد و آرام براي كودكان سهمي برجسته داشته باشند.
سپس «احمدرضا احمدي» كه در ابتدا از حاضران خواست به احترام نادر ابراهيمي برخيزند، درباره او گفت: حضور من را در اين محفل ابدي بدانيد. من آمدهام تا از كسي كه بر گردن من حق دارد، ياد كنم. نادر ابراهيمي براي ايران هزار بار جان باخت.
وي كه با حالتي متاثر به بيان خاطراتش با اين نويسنده پرداخت، گفت: ابراهيمي از آتشهاي فراوان گذشت و كنار خاكسترهاي حقير روشنفكران نشست و «آتش بدون دود» را نوشت. او كودكان را جدي ميگرفت.
اين نويسنده و شاعر معاصر در پايان و خطاب به نادر ابرهيمي گفت: تو هميشه زمين، باران و اميد را دوست داشتي.
«توران ميرهادي» نويسنده كودك و نوجوان نيز با شرح چند خاطره از سالهاي ۴۰ و آغاز همكارياش با نادر ابراهيمي در شوراي كتاب كودك گفت: ما همواره به ياد نادر ابراهيمي و تمام عزيزاني هستيم كه راه و شيوه كار براي بچهها، اين زيباييهاي هستي را به روي ما گشودند. آشنايي ما از سال ۴۰ شروع شد و «كلاغها و سنجابها» سبب آن شد. ما شاهد تواناييهاي او بوديم. «پهلوان پهلوانان»، «گلهاي قالي»، «شهري كه دوست ميداشتم» آثاري بود كه دريچههاي جديدي را به روي فرهنگ ما ميگشود.
اين نويسنده افزود: ما چه پيش از انقلاب و چه بعد از آن و در زمان جنگ، آثاری بنیانی را از او در حوزه ادبيات كودكان با ارايه تجربياتش در كتابهاي فارسي و مصورسازي كتابهاي كودكان ديديم.
وي در ادامه با اشاره به ويژگيهاي شخصيتي نادر ابراهيمي اضافه كرد: چيزي كه نادر را نادر كرد، درون شفافش بود كه به نوعي خالص بود كه همه را جذب مي كرد. ما به نادر و همه نويسندگان اين سرزمين درود ميفرستيم و ميدانيم كه عشق ما پايههاي سنگين و قابل اطميناني دارد.
«نورالدين زرينكلك» هم كه فيلم «گلهاي قالي» او(برگرفته از داستان گلهاي قالي نادر ابراهيمي) در اين مراسم پخش شد، با اداي احترام به نادر ابراهيمي سخنان خود را آغاز كرد و گفت: خوشحالم كه فرصتي فراهم شد، اداي احترامي به نادر و انجمن نويسندگان كودك و نوجوان داشته باشم. ما همگي در يك چيز باهم مشتركيم و آن حرمت قائل شدن براي ادبيات كودك و ستايش اين آب و خاك است.
وي درباره اظهار نظر نادر ابرهيمي نسبت به ساخت اين فيلم يادآورشد: نادر به من گفت «تو قرار است اين فيلم را بسازي. هر طور كه دلت ميخواهد بساز»؛ و شكل كتابت اين كتاب به اين شكل دراماتيك روي پرده تبديل شد. من اعتراف ميكنم كه اين فيلم، فيلمي نيست كه ظرفيتهاي بالايي داشته باشد. ولي از آنجايي كه ستونهاي اين كار داستان نادر بود، آن را كار بدي نميدانم.
اجراي دو سرود درباره ايران توسط «روزبه نعمتاللهي» و گزارش «شكور لطفي» درباره انگيزههای تاسيس و پيشينه سازمان همگام با كودكان و نوجوانان از بخشهاي پاياني اين مراسم بود.
نظر شما