در مقدمه این کتاب آمده است: «با توجه به گسترش علوم و فناوریهای شناختی در کشور و لزوم پیریزی رشتههای جدید دانشگاهی در این حوزه و نیز با توجه به اهمیت فزاینده رسانهها، تدوین کتاب درسی در زمینه علوم شناختی و رسانه اجتنابناپذیر مینماید. هدف اصلی از تدوین این کتاب، معرفی علوم شناختی و ارتباط آن با مطالعات و کاربرد رسانهها و به ویژه رسانههای تصویری مانند فیلم و تلویزیون است. به این منظور و بر پایه درسهای تنظیمیبرای رشته کارشناسی ارشد علوم شناختی و رسانه)، سعی شده است در طراحی فصلها و محتوای آنها هم به علوم شناختی توجه شود و هم به نقش این علوم در تولید و بهره برداری و کاربرد رسانههای تصویری.
نویسندگان در فصل نخست، تاریخچه و اهداف و راهبردهای علومشناختی و حیطههای گوناگون آن را با اولویت ارتباط با رسانه تشریح کردهاند. هدف اصلی این فصل، فراهم کردن زمینهای کلی برای حیطه گسترده علوم شناختی (با اولویت ارتباط با رسانه) است.
فصل دوم به گستره و گوناگونی و کارکردها و محتوای رسانههای امروز، با تأکید بر رسانههای تصویری، از جمله فیلم و تلویزیون اختصاص داده شده است. در این فصل مهمترین دیدگاههای نظری رسانه، همچون «نظریه ارتباطات»، «نظریه هنجاری»، «نظریه مخاطب، «نظريه تأثير، «نظریه استفاده و رضامندی» «نظریه تأثير محدود»، «نظریه جذابیت عمومی»، نظریه شناخت اجتماعی» و «نظریه بازنمایی، معرفی شده است.
تمرکز اصلی فصل سوم بر تعریف و توضیح مهمترین نظریههای شناختی در زمینه رسانهها و موارد مورد توجه آنها استوار است: از جمله نظریههای شناختی درباره ادراک، احساس، تخیل، توجه و غوطهوری. هدف این فصل، توضیح چگونگی رویارویی مخاطب با رسانه و فهم و ادراک آن و عوامل دخیل در این امر چه نظریههای شناختی مطرح شده است.
فصل چهارم به مهمترین روشهای پژوهش رسانهای از دیدگاه شناختی میپردازد. عمدهترین مطالب این فصل عبارت است از: روش تحقیق رسانهای و مراحل آن، روشهای تجربی در روانشناسی شناختی، روشهای سنجش و گردآوری دادهها در علومشناختی، اصول فرضیهسازی و طراحی تکالیف آزمایشگاهی در روانشناسی شناختی، روشهای غیرتجربی در روانشناسی شناختی در ارتباط با رسانه، تحليل دادهها، شبیهسازی رایانهای و کاربرد آن در پژوهشهای رسانه، الگوپردازی نمادین در پژوهشهای رسانه و طراحی پژوهش برای دادهیابی.
فصل پنجم به تحلیل گفتمان رسانهای اختصاص دارد. هر چند زبانی کلامی(گفتار و زبانی غیرکلامی(نوشتهها و عنوان بندی) از عناصر مهم در رسانههای پرنفوذی مانند فیلم و تلویزیون و اینترنت است، ولی عناصر «رسانهای) دیگر مانند رنگ و نور و موسیقی و قاببندی و حرکت دوربین و تدوین نیز نقش مهمیدر ایجاد گفتمان» رسانهای دارند.
در فصل ششم دو موضوع مهم و مرتبط با هم بررسی میشود: شناخت مخاطب رسانه و طراحی و دریافت پیامهای تبلیغاتی از دیدگاه شناختی. به این منظور، در این فصل مطالبی همچون مفهوم مخاطب؛ رویکردهای گوناگون به شناخت مخاطب و اهداف مخاطبشناسی مسائل مربوط به برد و تأثیر رسانه بر مخاطبان از دیدگاه شناختی؛ رابطه فرستندگان پیام و مخاطبان از نظر روانشناسی شناختی؛ آینده پژوهی مخاطب بر اساس رویکرد شناختی؛ رویکردهای گوناگون در زمینه تبلیغات؛ رویکرد شناختی به مخاطب شناسی و تبلیغات پژوهی؛ روان شناسی شناختی تغییر دهن؛ و اثرات رفتاری، نگرشی و شناختی تبلیغات رسانه ای مطرح میشود.
در فصل هفتم رویکردهای شناختی در تولید محتوای رسانهها معرفی میشود. با توجه به اهمیت تولید محتوا در رسانه و نگرش شناختی به این مقوله، عمده مباحث این فصل عبارت است از: فرآیند تولید محتوای رسانهای؛ رویکردهای گوناگون در زمینه تولید محتوای رسانه؛ رویکرد شناختی به تولید محتوای رسانه؛ روانشناسی شناختی و تولید محتوای رسانه؛ علومشناختی، مخاطبشناسی و تولید محتوای رسانه؛ اثرات رفتاری، نگرشی و شناختی محتوای رسانه.
موضوع اصلی فصل هشتم، چگونگی رویارویی مخاطب با رسانه و ادراک آن از دیدگاه روانشناسی شناختی است. در این فصل، مباحثی مانند مبانی و مفاهیم کلیدی در روانشناسی شناختی رسانههای جمعی؛ نقش حافظه و یادگیری در رسانه؛ پردازش اطلاعات در فهم آثار رسانهای؛ بازنمایی در رسانه از دیدگاه شناختی؛ تفکر، استنتاج و حل مسئله در رویارویی با رسانه؛ ارتباط هوش و خلاقیت رسانهای؛ رویکرد فیزیولوژیک در ادراک رسانه؛ و رویکرد فرهنگی در ادراک رسانه بررسی میشود.
فصل نهم یکی از مسایل جالب توجه و مهم در حیطه ارتباطی مدرن مطرح شده است؛ یعنی توضیح و تبیین شیوههایی که مخاطب برای کنترل شناختی و پردازش اطلاعات در کاربرد رسانههای تعاملی (تلویزیون تعاملی، رایانه همراه، تلفن همراه، اینترنت به کار میگیرد.
موضوع اصلی فصل دهم، معرفی روشهای آزمایشگاهی سایكوفیزیک در زمینه ادراک رسانه و آشنایی با مقیاسهای سنجش شناختی و کاربرد آنها در تولید و فهم آثار رسانهای است.
نظر شما