دكتر "محبتي" شاهنامهپژوه در مجموعه درس گفتارهاي فردوسي:
شاهنامه، الگو گرفته از كتابهاي مقدس به ويژه قرآن است
شاهنامه فردوسي اجزاي از هم گسيخته نيست، بلكه به مثابه يك كليت است كه بيتهاي آن با زنجيره وصل به هم پيوسته ميشوند. ساختار شاهنامه در كليت طرح مباحث، الگو گرفته از كتابهاي مقدس به ويژه قرآن است./
وي كه در هشتمين مجموعه از درس گفتارهاي فردوسي سخن ميگفت، با اشاره به ديدگاههاي فردوسي افزود: فردوسي از معدود متفكراني است كه به صورت غيرمستقيم ديدگاههايش را بيان ميكند، زيرا شخصيت فردوسي درياگونه و درياوش است و نشان می دهد كه تفاوت انسانها به ميزان ظرفيت روحي آنهاست.
اين شاهنامهپژوه خاطرنشان كرد: اگر هنر تحليل شود، ذات آدمي به صورت ناخودآگاه دنبال تحليل مسائل است و دين، هنر، عرفان و... براي پايايي خويش دنبال بررسي و تحليل مسائل است.
نويسنده كتاب «پهلوان در بنبست» افزود: در زبان هنر در بعد خلاقيت يك نوع زبان رمزآلودگي وجود دارد كه ارزش كار بزرگان ادبيات را نگهميدارد.
وي افزود: فردوسي از سنخ انسانهايي است كه حديث، قرآن، تاريخ ايران باستان و... را ميداند و از تمام آنها الهام گرفته است و هرچه ذهن عميقتر باشد، نوع درك از او و آثارش نيز عميقتر ميشود.
نويسنده كتاب «بدیع نو: هنر ساخت و آرایش سخن» افزود: اگر بخواهيم ديدگاه داروينيسم را بررسي كنيم كه انسان ميمون بوده و در تكامل به انسان تبديل شده است، دچار مشكل هويتي عظيمي ميشويم و تقدس انسانيت از بين ميرود و اين مسأله نميتواند با عظمت آفرينش جهان و انسان هماهنگي داشته باشد.
وي افزود: در داستاننويسي قديم شاعر همه كوشش خود را به كار مي برد كه مخاطب را به خود جلب كند ولي در داستاننويسي مدرن، حرف نهايي را مخاطب ميزند.
اين شاهنامهپژوه يادآور شد: معنا به اندازه ذهن مخاطب است و «رولان بارت» نيز صحبت از مرگ مولف ميكند و خواننده محور است و عقيده دارد هر خوانندهاي كه بهتر ميفهمد، بيشتر ميداند.
وي افزود: عدهاي معتقدند انسان ها در خلق شخصيتهاي داستاني و علت پاياني داستانهاي سنتي و كلاسيك، شريكند و هركس به فراخور درك خود در داستانها سهيم ميشود.
محبتي با بيان اين مطالب ،به داستانهاي شاهنامه اشاره كرد و گفت: داستانهاي شاهنامه پر از رمز و راز است و بايد بدانيم سياوش، رستم، اسفنديار و... براي كدام تيپ اجتماعي اند. فردوسي در لابهلاي داستانها با توجه به نوع داستانهاي مذهبي و مقدس، طرحي دارد كه هنوز كشف نشده است.
نويسنده كتاب «سیمرغ در جستجوی قاف» افزود: يكي از مهمترين منابع نقد ادبي، انگيزش سرودن است و ما بايد بدانيم انگيزش سرايش شاهنامه چه بوده است. هر شاعري يك انگيزهاي دارد كه به خلق شعري دست ميزند و اگر انگيزه نباشد، حركت محال است.
اين شاهنامهپژوه تأكيد كرد: هر چه شاعر ذهنيت متعالي داشته باشد، انگيزههاي متعددي براي سرودن مييابد. عنصري و فردوسي با توجه به زمينههاي تاريخي و فرهنگي، انگيزههاي بسياري براي سرودن داشتند.
محبتي خاطرنشان كرد: كلمهها در شاهنامه چراغهاي روزگارند و برخورد واژهها گسترش دانايي و روشنايي است. فردوسي نشانه انتقال يك فرهنگ بزرگ گذشته به زبان معاصر و نگهداشت اين فرهنگ براي فرداي جامعه است.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: فردوسي نميخواست با زبان عربي مبارزه كند، بلکه هدف از سرودن شاهنامه از ديدگاه نقد ادبي، ارائه يك الگوي كامل انساني است. جمشيد، ضحاك، فريدون، رستم و... نمونه انسانهايي اند كه در طول زندگي به جنبههاي مختلفي گرايش مييابند.
وي به اسفنديار و رستم اشاره كرد و گفت: اسفنديار پاك، اما پوك است و بيتعقل ميخواهد پاكي را گسترش دهد. در برابر او، رستم مظهر خرد و داد است. الگوهايي كه فردوسي مطرح ميكند و از سياوش نام ميبرد، نمونه انسانهايي اند كه ميخواهند پاك بمانند.
اين شاهنامهپژوه به انگيزه سرودن شاهنامه اشاره كرد و گفت: فردوسي در مرحله نخست انگيزه سرودن خود را دادن يك طرح انساني براي گرداندن جامعه مطرح ميكند كه بر مبناي خرد و عدالت بنيان نهاده شده است.
وي افزود: يك وجود عقلاني و دادگر بيشترين بار تأكيدي را در شاهنامه دارد و انگيزه ديگر به دست آوردن نام است و نميخواهد در تاريخ بينام بمیرد. امروزه نام براي ما بياهميت است ولي انسان گذشته اين طور نميانديشيد و معتقد بود كه هر كس نام بهدست بياورد، نميميرد.
محبتي به نامهاي ايران باستان اشاره كرد و گفت: نامهاي ايران باستان بيشتر صفت است تا نام و قبل از اينكه اسم باشد، صفت محسوب ميشود. نام فردوسي، خداوندگار رستم است و داستان چيزي جز خلق قهرمانان نيست. جنگ و صلح تولستوي 4000 شخصيت داستاني و كليدر دولتآبادي 60 شخصيت داستاني دارد.
وي افزود: از اين روست كه ما نظامي را از ليلي و مجنون و خسرو و شيرين ميشناسيم و هنگامي كه كسي افسانه ميگويد، كمكم به افسانه تبديل ميشود. همه زندگي ما خلق افسانه است.
اين ادبياتپژوه خاطرنشان كرد: دومين انگيزه سرودن شاهنامه، مسائل اقتصادي است. فردوسي نيز مانند همه انسانهاي تاريخ مشكل معيشتي داشت. كسي كه به دنبال علم ميرود، هم جان را فدا ميكند و هم مال را و همه بزرگان تاريخي با اين مسأله درگير بودند.
وي به ديگر انگيزههاي سرودن شاهنامه اشاره كرد و گفت: يكي از اهداف فردوسي، رسيدن به تأمين مالي و وضعيت اقتصادي تثبيت شده است و ديگري، نقد اوضاع سياسي عصر خود است. همچنين تثبيت ارزشهاي بزرگ ديني، اراده يك الگوي مناسب براي شاعر ايران زمين است.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: هر كودكي كه نام ايران را ميآورد، نام فردوسي نيز بر زبانش جاري ميشود. شاهنامه كارخانه توليد زبان فارسي است و هفتاد درصد واژههاي شاهنامه، ساخته خود فردوسي است.
نظر شما