دين و دانش دو مبنا و پايه اصلي جهانشناسي فردوسي است كه بر اين اصول نظريههاي خود را پايهريزي كرده و بزرگترين شاهكار خود شاهنامه را براي جهانيان سروده است.
وي كه در هشتمين مجموعه از درس گفتارهاي فردوسي سخن ميگفت با اشاره به ايدئولوژي افزود: هر عقيده و ايدئولوژي كه بر مبناي دانش نباشد از نظر فردوسي كارساز نيست، ايمان و دين، خرد و دانش در نگاه فردوسي مانند نور و چراغي است كه اگر نباشد انسان راه به جايي نخواهد برد.
اين استاد دانشگاه به علم و دانش اشاره كرد و گفت: علم و دانش نخستين و مهمترين مبناي فكري فردوسي است و خرد كه نتيجه دانشگرايانه است بيشترين بار تأكيدي را در شاهنامه فردوسي دارد.
اين شاهنامه پژوه به پشتوانه دين و خرد در زندگي انسانها اشاره كرد و گفت: انسان در اين هستي بايد پشتوانهاي داشته باشد كه اين پشتوانه ايمان، دين، دانش، خرد و عشق است و انساني كه بيپشتوانه است نميتواند شاهكار خلق كند.
مولف كتاب «فارسي عمومي نو با نگاهي تازه به شيوه ساخت، پرداخت و دريافت اثر ادبي» يادآور شد: تمام شاهكارها محصول عشق و ايمان است كسي كه عاشق نباشد نميتواند شاهكاري كه فردوسي خلق كرد، بيافريند.
وي افزود: فردوسي نگرههاي خود را درباره ادبيات و اثر ادبي در شاهنامه آورده است، مهمترين ركن نگره ادبي فردوسي فهم اين مسأله است كه آيا يك اثر ادبي از ساحت ادبي برخوردار است يا از اجزاي پراكنده شكل گرفته است.
اين ادبياتپژوه به مقايسه مثنوي و شاهنامه پرداخت و خاطرنشان كرد: در مثنوي هر دو مصرع همقافيه ميشود و دست شاعر باز است و بهراحتي ميتواند شعر بگويد، مثنوي از نظر فرمي سادهترين نوع شعر در ادبيات فارسي است اما در شاهنامه كار شاعر بسيار مشكل ميشود.
نويسنده كتاب «بدیع نو: هنر ساخت و آرایش سخن»، افزود: پيافكندن يك طرح، زمينه ذهني ميخواهد كه فردوسي در شاهنامه از نظم، كاخي بلند ميسازد و در ذهن او كل اين كاخ بلند يك معنا دارد. شاهنامه به مثابه يك درخت است كه ريشههاي آن در دوره جواني فردوسي شكل گرفته و ميوههايش در دوره كهنسالي به بار مينشيند.
محبتي به بيت ابتداي شاهنامه اشاره كرد و گفت: در بيت به نام خداوند جان و خرد، كزين برتر انديشه برنگذرد/ بيست سال انديشه نهفته شده است هيچ شاعري درباره خداوند شعري به استحكام فردوسي نگفته است، اين شاعر بزرگ شروع را متناسب با متن نوشته است.
اين شاهنامهپژوه به عصاره خرد اشاره كرد و گفت: جان عصاره خرد و خرد عصاره حس و حس نتيجه تكامل جماد به نبات است، نبات علاوه بر وجود و حركت حس دارد و حيوان علاوه بر وجود فهم دارد و انسان در وجودش دو نيروي فوقالعاده دارد.
وي افزود: عقل مجموعه حسهايي است كه از طريق حواس مشترك در وجود ما قرار گرفته و در اين مخروط هستي خدا تنها جان و خرد را خلق ميكند و ميبينيم فردوسي در تكتك ابياتش انديشيده است.
نويسنده كتاب « المعجم فی آثار ملوک العجم» افزود: ديدگاه فردوسي درباره ابياتش در شاهنامه بسيار گسترده و خردگراست، از اين رو معتقد است اگر يك واژه از نظر من بيهوده در شاهنامه رد شود به خودم تسليت خو اهم گفت زيرا در تكتك واژهها، داستانها و گفتههايم انديشيدهام.
اين استاد ادبيات دانشگاه به واژه «هش» در شاهنامه به معني هوشيار اشاره كرد و گفت: هش در شاهنامه به معني عقل نيست و قدرت عقل را نشان نميدهد بلكه بر اسرار هستي و با معناي دين و خرد فردي پيوند ميخورد آدمي كه گيج و خوابآلود است نميتواند هوشيار باشد.
نويسنده كتاب «پهلوان در بنبست» افزود: چه چيزي در ذهن فردوسي است كه جواني خويش را فداي خلق اين اثر بزرگ ميكند؟ اين شاعر فرزانه حيات غريزي را رها ميكند و به معنويتگرايي پيوند ميخورد و به سمت نوع ديگري بودن حركت ميكند و اينجا آغاز حيات معنوي فردوسي است كه از لذتهاي دنيوي ميگذرد و به معنويت دست مي يابد.
وي افزود: براي فهم نگرههاي ادبي فردوسي توجه به ظرايف لازم است زيرا شاهنامه تنها محصول ذهني فردوسي نيست بلكه شاهنامه تمام زندگي فردوسي است كه به صورت كتاب درآمده و مهمترين كليد شاهنامه توجه به ساختار آن است.
وي با اشاره به شناخت فردوسي خاطرنشان كرد: گام نخست براي شناخت فردوسي خود شاهنامه است و هيچ چيز بالاتر از خود شاهنامه نيست، گام دوم نام فردوسي به عنوان يك انسان خوشنام است كه در فرهنگ پهلواني مهمترين مسأله نام انسان است كه به نيكي ياد شود از اين رو فردوسي از طريق شاهنامه تولد دوباره كرده است.
وي در ادامه با اشاره به تاريخ ايران باستان يادآور شد: هدف فردوسي انتقال ايران باستان به روزگار كنوني است و شاهنامه پل انتقال معنويت ايران باستان به معنويت ايران اسلامي است، فردوسي نگهدار زبان پارسي و نخستين راه خود شاهنامه است.
نويسنده كتاب «سیمرغ در جستجوی قاف» افزود: تذكرهها مهمترين منابع در كشف ادبيات گذشته است و ادبيات مهمترين ميدان شناخت تاريخ و فرهنگ ماست نه كتابهاي تاريخي، زيرا مورخ در آن روزگار مجبور است به كام دل سلطان و پادشاه حرف بزند اما اديب اينگونه نيست.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: در دوره فردوسي شخصيت واقعي سلطان محمود از كتابهاي تاريخي بهدست نميآيد بلكه از ديوان ناصرخسرو ميتوانيم آن را ببينيم. شاعر گاهي اوقات براي دل خود حرف ميزند و اگر از كتابهاي تاريخي به مسألهاي بنگريم از طريق ادبيات اين ذهنيت ميشكند.
وي افزود: ادبيات فارسي آزمايشگاه بزرگ تاريخ گذشته ماست و نسل فردا وضعيت ما را از نوشتهها و گفتههاي ما ميبينند زيرا ادبيات نقل وقايع نيست بلكه بيان آرمانهاست. همچنين ديدگاههاي شاعراني نظير سعدي، خاقاني، انوري و... درباره فردوسي مهمترين منابع كشف فردوسي بزرگ است و از اين روست كه سعدي ميفرمايد: چه خوش گفت فردوسي پاكزاد، كه رحمت بر آن تربت پاك باد/.
هشتمين مجموعه از درسگفتارهای درباره فردوسی به «نگرههاي ادبي فردوسي» اختصاص داشت كه عصر چهارشنبه 16 تيرماه با سخنراني دكتر مهدي محبتي، استاد دانشگاه در شهركتاب مركزي برگزار شد.
نظر شما