-
لزوم بازتعریف مفهوم جامعه در گفتوگو با علیرضا کرمانی؛
جامعه نمرده، دچار دگردیسی شده
ما اغلب «جامعه» را بهعنوان یک ظرف آماده و پیشفرض میگیریم؛ ظرفی که دولت-ملت نام دارد و ما درون آن زندگی میکنیم. اما ویژگی شاخص کار «الیوت» و «ترنر» این است که بیپروا این ظرف را میشکنند.
-
جامعه شناسی ایرانی در گفتوگو با فاطمه سیارپور:
مرز میان دانشگاه و حوزه عمومی، جایی که هم خطر هست، هم امکان
فاطمه سیارپور بیان کرد: جامعهشناسی بومی اگر به ابزار «خودی و غیرخودی» تبدیل شود، دیگر علم نیست. بومیبودن نه به معنای نفی دانش جهانی است و نه تکرار روایت رسمی. جامعهشناسی فقط جایی زنده میماند که اجازه داشته باشد به نتایج ناخوشایند برسد.
-
جامعهشناسی ایران و سیاست در گفتوگو با حمید مسعودی؛
حرف جامعهشناسان شنیده نمیشود
مسعودی میگوید: متأسفانه رشته جامعهشناسی در ایران چندان مورد اقبال دولتها و حاکمیت نیست. در بسیاری از مواقع صدای جامعهشناسان شنیده نمیشود و در بسیاری از موارد، جامعهشناسان بهخاطر تحلیلها و انتقادهایی که مطرح میکنند، تحت فشار دولتها قرار میگیرند. همین مسئله باعث میشود که جامعهشناسی با دشواری زیادی حرکت کند.
-
جامعهشناسی ایرانی در گفتوگو با مهناز علیزاده؛
جامعهشناسان در حاشیه
مهناز علیزاده بیان کرد: با وجود ظرفیت بالای پژوهشهای جامعهشناختی برای فهم و حل مسائل اجتماعی، محدودیتهای نهادی و نبود تعامل سازمانیافته با سیاستگذاران باعث شده این صدا اغلب در حاشیه بماند.
-
جامعهشناسی ایرانی در گفتوگو با رحیم محمدی:
جامعهشناسی یا ایدئولوژی؟
رحیم محمدی معتقد است: در دورههای مختلف، جامعهشناسی در ایران بهجای آنکه علم فهم و شناخت باشد، به ابزار انقلاب (مارکسیسم) و سپس ابزار اصلاحات تبدیل شد. این تحول، نشانهای از نفهمیدن ماهیت علم است.
-
جامعه شناسی ایرانی در گفتگو با لیلا اردبیلی:
جامعهشناسان در ایران نه کاملاً غایباند و نه مطلقاً تأثیرگذار
اردبیلی گفت: محافظهکاری بخشی از جامعهشناسی دانشگاهی نه از سر بیاعتنایی به مسائل جامعه، بلکه نتیجه مستقیم شرایط نهادی و ساختاری دانشگاه است. ناامنی شغلی، فشارهای بروکراتیک و نظام ارزیابیهای کمّی، هزینه ورود به مسائل حساس و بنیادین را بالا برده است. در چنین وضعیتی، بسیاری از جامعهشناسان ناگزیر به انتخاب مسیرهای کمخطر میشوند؛ انتخابی که بیش از آنکه ترجیح فکری باشد، راهی برای بقاست.
-
جامعه شناسی ایرانی در گفتو گو با محمدحسین علایی؛
جامعهشناسی باید نقاد بماند
علایی تأکید میکند جامعهشناسی آینده، بالقوه و آیدهآل ایرانی، بایستی قادر باشد ایران را به مثابه یک پروبلماتیک صورتبندی کند و بکوشد برای مسائل عدیده و چندوجهی آن با اتکا به توان خویش چارهجویی کند. و این کارویژه نسل جدیدی از جامعهشناسان جوان ایرانیست.
-
جامعهشناسی ایرانی در گفتوگو با عباس نعیمی جورشری:
محافظهکاری جامعهشناسی دانشگاهی
نعیمی جورشری گفت: محافظهکاری جامعهشناسی دانشگاهی در ایران واقعیتی انکارناپذیر است، اما باید آن را نه فقط به ضعف اخلاقی افراد، بلکه به محدودیت ساختاری میدان دانشگاه و نسبت آن با قدرت نسبت داد. علت ترکیبی است. مسئله اصلی این است: جامعهشناسی تا زمانی که نتواند دوباره با میدان اجتماعی زنده تماس بگیرد، در خطر تبدیل شدن به دانشی «بیخطر، بیاثر و بیاعتبار» است.
-
جامعهشناسی ایرانی در گفتوگو با محمد زینالی اُناری:
توسعه در ایران به فعالیتی پلاستیکی و بیروح تبدیل شد
محمد زینالی معتقد است: ما توسعه را در ایران بهشدت تقلیل دادهایم. توسعه بیشتر به توسعه کالبدی، عمرانی و اقتصادی فهم شده است. جاده، سد، برج، شهرک بسازیم و بفروشیم به دولت و مردم. اما توسعه اجتماعی، یعنی انسانیتر شدن روابط، شکل نگرفته است. بنابراین توسعه در ایران که از دهه ۱۳۲۰ زیرجلد استقرار حکومت میرود، به فعالیتی پلاستیکی و بیروح تبدیل شد.
-
جامعهشناسی ایرانی در گفتوگو با تقی آزاد ارمکی:
جامعهشناس از مسائل سخت سخن میگوید
تقی آزاد ارمکی گفت: جامعهای که دائم در وضعیت بیثباتی، بحران و تعلیق زندگی میکند، جامعهشناسی خنثی تولید نمیکند. در چنین جامعهای، جامعهشناسی ناچار است موضع بگیرد، داوری کند و درباره مسیر آینده هشدار بدهد، حتی اگر این موضعگیری به مذاق قدرت، افکار عمومی یا سیاست روز خوش نیاید.
-
جامعه شناسی ایرانی در گفتوگو با مجتبی پورترکارانی؛
جامعهشناسان غالباً در برج عاج دانشگاهی خود باقی ماندهاند
به گفته پورترکارانی، مردم و حتی سیاستگذاران اغلب جامعهشناسی را رشتهای «نظری» و «غیرکاربردی» میبینند و جامعهشناسان غالباً در برج عاج دانشگاهی خود باقی ماندهاند. از این رو وظیفه جامعه شناسان است که این نهاد را تقویت کرده و تلاش کنند کارکردهای زیر ارتقا یابد.
-
رحیم محمدی از فراز و فرودهای جامعه شناسی در ایران میگوید؛
زیر سایه سنگین ایدئولوژی
رحیم محمدی در این گفتوگو میگوید که چرا جامعهشناسی در ایران درست فهمیده نشد و چرا وقتی سوسیالیسم آمد جامعهشناسی تبدیل به ایدئولوژی شد مانند فلسفه. کسانی که استاد فلسفه در دانشگاه تهران بودند، مانند احمد فردید و شاگردان او، سخنگویان و خالقان یک ایدئولوژی بودند! در جامعهشناسی هم کتابهای آریانپور و شریعتی و طبری و حسین ادیبی و عبدالمعبود انصاری همگی ایدئولوژی مارکسیستی بودند.