اهمیت کتاب در این است که این تجربه رنجآور را نه نشانه شکست معنوی، بلکه علامت پیشرفت واقعی در سلوک میداند. از نظر یوحنای صلیبی، انسان تنها با عبور از این تهیشدگی افراطی است که میتواند به «اتحاد عاشقانه با خدا» برسد؛ اتحادی که دیگر بر احساس، تصور یا فهم مفهومی تکیه ندارد، بلکه نوعی یگانگی وجودی است.
سوئیدنبورگ در ابتدای کتاب توضیح میدهد که جهان روحانی واقعیتر از جهان مادی است و انسان پس از مرگ نه به شکلی انتزاعی و ناملموس بلکه همچون موجودی با هویت کامل، احساسات روشن و تجربههای فعال به حیات خود ادامه میدهد.