شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۷
سنجش شاهنامه با سه‌گانه‌هاي «انه ايد»، «ايلياد» و «اديسه»

دكتر ميرجلال‌الدين كزازي گفت: بي‌هيچ يكسويه‌نگري مي‌گويم، باورم اين است كه هر سخن‌سنج و ادب‌شناسي كه شاهنامه را با سه گانه «ايلياد» و «اديسه» و «انه ايد»، با ذهني آزاد و پيراسته از تنگ‌بيني بسنجد، خستو (: معترف) خواهد شد كه آن سه گانه‌ها با شاهنامه نمي‌تواند در يك ترازو نهاده شود.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، «انه ايد، حماسه بزرگ روميان است. کارکرد و ارج اين متن در تاريخ و فرهنگ روم، با ارزش و کارکرد شاهنامه در تاريخ و فرهنگ ايران سنجيدني است. همچنان که ما ايرانيان چيستي فرهنگي خود را در گرو شاهنامه‌ مي‌دانيم، مي‌توان گفت که روميان نيز چيستي فرهنگي خود را در گرو «انه‌ايد» مي‌دانند. اين کتاب براي روميان همواره سرچشمه دلبستگي به ميهن و گرامي‌داشت فرهنگ رومي بوده است.»

آن‌چه بازگو شد، بخشي از سخنان دكتر ميرجلال‌الدين كزازي، شاهنامه‌شناس و نويسنده مجموعه نه جلدي «نامه باستان» بود. وي در ادامه سخنانش افزود: من براي نمونه تنها بر اين ويژگي انگشت مي‌نهم كه سه گانه پهلواني اروپاييان، هر سه پيرامون يك رخداد در اسطوره‌هاي باختر زميني است و آن داستان نبرد «تروا» است اما شاهنامه سرگذشت تيره‌هاي ايراني، از نخستين روزگاران تا فروپاشي جهانشاهي ساساني است. شاهنامه نامه سپند هزاره‌ها و سرگذشت ايرانيان است. 

وي افزود: ما در شاهنامه، به راستي، به سخن خردورزانه برمي‌خوريم. آنجا كه فردوسي با ما سخن مي‌گويد، در سخن او ريشه‌هاي ژرف سخن‌سنجانه ديده مي‌شود. از همين روست كه او را حكيم مي‌ناميم اما در سه گانه‌هاي ادب اروپايي با چنين نمونه‌هايي از خرد روبه‌رو نيستيم. 

نويسنده كتاب «در آسمان جان» افزود: من «انه ايد» را سال‌ها پيش به پارسي برگرداندم. زيرا «انه ايد» پيش از «ايلياد» و «اديسه» در دل من اثر نهاده بود. هنگامي كه برگردان «انه ايد» به چاپ رسيد، آنچنان خوانندگان اين كتاب آن را خوش يافتند كه بارها از من خواستند كه «ايلياد» و «اديسه» را هم به همين شيوه به پارسي برگردانم. 

هر چند روانشاد سعيد نفيسي اين دو رزمنامه را به پارسي برگردانده بود، من نيز چنين كردم. بدين سان اين سه پهلواني نامه حماسي به پارسي برگردانيده شد. هم برگردان «انه ايد» و هم برگردان دو رزمنامه ديگر، با رويكرد خوانندگان ايراني همراه شده است و در اين ساليان چندين بار به چاپ رسيده است. اين را نيز بگويم كه برگردان من از «انه ايد» بر پايه برگردان فرانسوي آن است. هر چند نغزتر و سنجيده‌تر آن مي‌بود كه «انه ايد» از لاتين به پارسي برگردانده مي‌شد. 

«انه‌ايد» ويرژيل دنباله‌اي بر دو اثر هومر است
دکتر ميرجلال‌الدين کزازي «انه‌ايد» را حماسه بزرگ روميان دانست و گفت: کارکرد و ارج اين متن در تاريخ و فرهنگ روم، با ارزش و کارکرد شاهنامه در تاريخ و فرهنگ ايران سنجيدني است. همچنان که ما ايرانيان چيستي فرهنگي خود را در گرو شاهنامه‌ مي‌دانيم، مي‌توان گفت که روميان نيز چيستي فرهنگي خود را در گرو «انه‌ايد» مي‌دانند. اين کتاب براي روميان همواره سرچشمه دلبستگي به ميهن و گرامي داشت فرهنگ رومي بوده است. 

نويسنده مجموعه نه جلدي «نامه باستان» خاطرنشان كرد: «انه‌ايد» شاهکاري ادبي است. قلمروهايي که «انه‌ايد» بر آنها اثر گذارده، گستره‌تر از قلمرو ادب است. کمتر شاهکاري ادبي در جهان مي‌شناسيم که چنين دامنه فراخي داشته باشد. هر چند من اين را به آزمون مي‌گويم که پيوند روميان با «انه‌ايد» به هيچ روي همانند پيوند ما با شاهنامه نيست. ايرانيان بيش از روميان با حماسه ملي خود آميخته‌اند و درپيوندند. 

وي افزود: «انه‌ايد» دنباله‌اي بر «ايلياد» و «اديسه» است. اين دو متن بازخوانده به سخن سراي نابيناي يوناني، هومر، است. اما هيچ گماني در اين نيست که «انه‌ايد» از «ويرژيل» است. در «اديسه» يونانيان سرانجام به نيرنگ راهي به «تروا» مي‌جويند. «اوليس» اسبي چوبين مي‌سازد و جنگاوران را در شکم اسب جاي مي‌دهد و بدين سان شهر را مي‌گشايد. 

در اين جنگ، تنها «انه»، يکي از پسران «پريام»، با تني چند از ياران و خويشان خود زنده مي‌ماند. آن هم از آن روي که «انه» از سوي پدر، تبار به خدايان مي‌رسانيده است. «انه» يکي از بزرگ زادگان تروايي بوده است. «آفروديت» او را از آتش و خون مي‌رهاند. «انه» بر کشتي مي‌نشيند و پهنه‌هاي دريايي را درمي‌نوردد و ماجراهاي بسياري را پس پشت مي‌نهد. 

مقايسه‌ شاهنامه‌ روميان با شاهنامه ايرانيان
وي افزود: «انه‌ايد» در ۱۲ بخش يا دفتر سروده شده است و به دو پاره بخش مي‌شود. شش دفتر نخستين از ديدگاه ساختار داستاني، به «اديسه» مي‌ماند. چون گزارش سفر پر ماجراي «انه» است. شش دفتر دوم که گزارش نبردهاي او در «لاتيوم» است، بيشتر يادآور «ايلياد» است. بخش‌هايي از شش دفتر نخست، در پيوند است با داستان «اوليس» 

براي نمونه، اين را مي‌توان گفت که «انه» مانند «اوليس» به جهان مردگان راه مي‌برد و با روان «آنشيز»، پدر خود، گفت‌وگو مي‌کند. او پرده از رازهاي آينده برمي‌گيرد. در جهان زيرين نيز با مادر خويش ديدار و گفت‌وگو مي‌کند اما راست آن است که هر چند «انه‌ايد» دنباله‌اي بر «ايلياد» و «اديسه» است، نشانه‌هاي بسياري از توان سخنوري «ويرژيل» نيز مي‌توان يافت که از خوي و منش رومي او سرچشمه گرفته است. 

وي افزود: «انه‌ايد» مانند «ايلياد» و «اديسه» کمتر درشت و دژم است. يک نمونه بياورم: يکي از دلنشين‌ترين و زيباترين بخش‌هاي «انه‌ايد» ديدار او با «ديدون»، شهربانوي شهر کارتاژ، است. هنگامي که «انه» به کرانه‌هاي آفريقا مي‌رسد اين ديدار روي مي‌دهد. ويرژيل، نرمي و همواري و نغزي کم‌مانندي به آن بخشيده است که در دو کتاب بازبسته به هومر ديده نمي‌شود. شهربانوي کارتاژ آن چنان دلباخته «انه» مي‌شود که هنگامي که «انه» به ناچار او را وا مي‌گذارد تا در جست‌وجوي سرمين «لاتيوم» پهنه درياها را بشکافد، آن زن از درد دوري، دشنه‌اي بر خويش مي‌زند و خود را مي‌کشد. 

كزازي يادآور شد: «انه» سرانجام به «لاتيوم» مي‌رسد که سرزمين روميان است. نبردهاي خونيني ميان او و «تورنوس»، که پهلواني بزرگ بوده است ، درمي گيرد. «انه»، «تورنوس» را از پاي درمي‌آورد و فرمانرواي «لاتيوم» مي‌شود. بدين سان داستان «انه‌ايد» به پايان مي‌رسد. «ويرژيل» هفت سال پس از سرودن «انه‌ايد» روي در پرده خاک مي‌کشد. ياران او رزم‌نامه‌اش را به چاپ مي‌رسانند. 

اما «انه‌ايد» در روزگار سروده شدن نيز آوازه‌اي بلند يافته بوده است. به گونه‌اي که پادشاه روم، «اوگوست»، هر زمان مي‌توانسته از ويرژيل درمي‌خواسته است که بخش‌هايي را که از «انه‌ايد» سروده بوده است، بر او بخواند. نوشته‌اند که هنگامي که بخشي از «انه‌ايد» را ويرژيل بر پادشاه روم مي‌خواند، خواهر پادشاه، «اوکتاويا»، آنچنان از اين سروده اثر مي‌پذيرد که بيهوش بر جاي فرو مي‌افتد. از همين نکته که تاريخ‌نگاران ياد کرده‌اند، آشکار مي‌شود که «انه‌ايد» تا چه پايه نزد روميان گرامي بوده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها