پنجشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۷
مطالعه‌ای تاريخی درباره نقش سريانی‌ها در ترجمه كتاب‌های يونانی به عربی

مترجمان سرياني نقش مهمي در فرهنگ عربي ـ اسلامي ايفا كردند و بار سنگيني را در ترجمه آثار مهم‌ فلسفه يونان به زبان عربي به دوش كشيدند.\

به گزارش خبرگزاری كتاب ايران (ايبنا) به نقل از روزنامه الإتحاد، زماني كه اعراب منطقه بين النهرين را فتح كردند، آن جا منطقه‌ بسيار سازمان‌يافته‌ای بود كه مردمش پيروان دين مسيح بودند و شهرهای مهم اش مثل اربيل، نصيبين، كركوك، تكريت و حيره هركدام يك اسقف داشت كه هريك از آنان مسئول بخشي از جامعه مذهبی مسيحيان بود و همگی به زبان سرياني سخن مي‌گفتند.

نويسنده كتاب "فيلسوفان و مترجمان سرياني" مي‌گويد: سريانی‌ها از آمدن اعراب به سرزمين‌شان استقبال كردند زيرا خواهان رهايي از فشارهای دولت بيزانس روم از يك سو و ساسانيان از سوی ديگر بودند و لذا با رضايت خاطر در قلمروي حكومت اسلامي قرار گرفتند.
 
در این میان علمای ديني، اولين گروه از سريانيان بودند كه به ترجمه كتاب‌های يوناني پرداختند. به عنوان مثال "ساويرا" دانشمند سريانی و عالم مسيحی  كه فتح سرمين خود را به دست اعراب ديده بود، برخی كتاب‌های علمی را از يوناني به سرياني ترجمه كرد. پس از او سابوخت جرجيس اسقف هم تعدادي از كتاب‌های ارسطو را به سرياني ترجمه كرد. 

در دوران حكومت اموي دانشمندان سرياني كتاب‌های يوناني و ايراني را به زبان سرياني ترجمه مي‌كردند و در حدود پايان حكومت امويان آنانی كه زبان عربی را هم به خوبی آموخته بودند، به ترجمه از زبان سريانی به زبان عربی اقدام كردند تا انديشه و فلسفه يونان به جامعه عرب و مسلمان انتقال يابد. 

اما "اوج باروري" در دوران عباسيان روی داد؛ يعني پس از آن كه منصور شهر بغداد را در سال 762 ميلادي بنا نهاد. نويسنده اين كتاب مي‌گويد مسيحيان جايگاه مناسبي در بين خلفای عباسي داشتند و به خاطر فرهنگ بالا و شايستگي‌شان مناصب مختلف مثل پزشك و كاتب دار‌الخلافه را اشغال كردند. بيشتر اين مسيحيان سرياني بودند.

منصور در دوران حكمراني‌اش جريان ترجمه "به زبان عربی" را راه اندازي كرد و برای اين كار مترجمانی را استخدام كرد. در آن زمان، مترجمي، شغل رسمی دار‌الخلافه شد اما كمبود كتاب‌های يونانی فعاليت مترجمان را كند مي‌كرد. به همين منظور خليفه عباسي گروهی را به نمايندگي به قسطنطنيه فرستاد تا از امپراتور بيزانس روم كتاب‌های يونانی بيشتري به دست آورد. روميان تقاضای خليفه عباسي را پاسخ مثبت دادند و او هم از مترجمان خود خواست تا اين كتاب‌ها را فوراً به زبان عربي ترجمه كنند. 

عبدالرحمن بن خلدون در "مقدمه" خود به شرح آغاز فرايند ترجمه به زبان عربي مي‌‌پردازد و اسامي اولين مترجمان را هم ذكر مي‌كند. او مي‌گويد از همان زمان كه اعراب فرهنگ شهری خود را پايه‌گذاري كردند، به دانستن علوم فلسفي تمايل نشان دادند. امپراتور روم كتاب اقليدس و برخی كتاب‌های ديگر در زمينه رياضيات و فيزيك را برای خليفه عباسي فرستاد. به اين ترتيب تا قبل از پايان قرن هشتم ميلادي تعداد مترجمان و دانشمندان در سرزمين‌های عربي و اسلامي افزايش يافت و در همان دوره در بغداد 50 مترجم سرياني فعاليت مي‌كردند. 

از اين رو، تلاشي را كه "سرجيوس وبروبا" در تهيه "چكيده‌های فكری و شرح‌های فلسفي" و "فرهنگ اصطلاحات ترجمه شده" آغاز كرد با ترجمه "الطبيعه" ارسطو توسط مترجم سرياني "سلام الأبرش" ادامه يافت و پس از آن هم "تئوفلوس الرهاوي" منجم دربار "مهدي"(خليفه عباسی) ايلياد و اوديسه هومر را به زبان سرياني و سپس عربي ترجمه كرد و پس از آن كتاب‌های يوناني ديگري از جمله كتاب‌های ارسطو ترجمه شدند. 

ابن جلجل در كتاب "طبقات الأطباء والحكماء" نام مترجمان و كتاب‌هايي كه ابتدا به زبان سرياني و سپس به عربی ترجمه كرده‌اند بيان مي‌كند. ابن نديم هم در كتاب "الفهرست" خود تلاش مشابهي را برای كتاب‌شناسي مترجمان سرياني و كتاب‌های ترجمه شده آنان به عربی انجام مي‌دهد كه در آن به كتاب‌های افلاطون از جمله "جمهوری"، "نصيحتي برای تربيت جوانان"، "ماوراء الطبيعه" و "فن شعر" اشاره مي‌كند. 

نويسنده معتقد است هيچ كس به طور قطع نمي‌تواند درباره ريشه سرياني‌ها نظر دهد. برخی پژوهشگران تاريخي آنان را وارثان آشوري‌‌ها مي‌دانند، برخی آنان را نوادگان بابلي‌ها مي‌نامند و عده‌اي ديگر می‌گويند كه بازماندگان آرامي‌های ساكن در شام قديم هستند. ولی به طور يقين آن‌ها از جمله ملت‌های قديمي مشرق‌ زمين هستند. ساكنان منطقه مابين النهرين و سريانی‌ها يك قوم واحد با تاريخ و فرهنگ و زبان مشترك بودند كه در قرن پانزدهم ميلادي به دو طايفه تقسيم شدند: سرياني‌هاي شرقي كه با عنوان "نستوری‌ها" شناخته مي‌شوند در همان بين النهرين و ايران مستقر شدند وسريانی‌های غربی يا "يعقوبي‌ها" در سوريه و مناطق ماروني‌نشين لبنان سكنی گزيدند. 

"افرام يوسف" نويسنده اين كتاب كه خود وي يك سرياني الأصل عراقي است و از سال 1974 در فرانسه زندگی مي‌كند، با اشتياق فراوان و علاقه شديدي درباره اجدادش مي‌نويسد و كسي بر او خرده نمي‌گيرد ولی بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه از آن جا كه اولين مترجمان سرياني در واقع علمای دين اين قوم بودند، تفكرات ديني آنان در گزينش كتاب‌ها برای ترجمه بي تأثير نبوده است. به عنوان مثال در بين كتاب‌های فلسفي يوناني بيشتر به ترجمه كتاب‌های افلاطون و ارسطو روی آوردند و شايد به خاطر اختلافات فكري، در خصوص ترجمه ديدگاه‌های سقراط غفلت ورزيدند. همين گزينش كتاب‌ها توسط آنان بر فرهنگ عربي و اسلامي هم تأثيرگذار بود. بنابراين، به نظر مي‌رسد شايسته بود كه نويسنده كتاب درباره نحوه گزينش كتاب‌ها ‌هم توضيحاتي مي‌داد. اما به هرحال اين كتاب دريچه ديگری را به روی مطالعات و تأملات فكري و تاريخی درباره اين موضوع باز مي‌كند. 

كتاب "فيلسوفان و مترجمان سرياني" نوشته افرام يوسف، با ترجمه شمعون كوسا به زبان عربی توسط "المركز القومي للترجمة" در مصر منتشر شده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها