خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)- فيلم «يك نامزدي بسيار طولاني» به كارگرداني «ژان پیر ژونه» در سال 2004 و با اقتباس از روي كتابي با همين عنوان ساخته شد. «گيليام لورانت» نيز ژونه را در نگارش فيلمنامه اقتباسي ياري داد و البته مسووليت نگارش ديالوگها را نيز بر عهده گرفت.
يك نامزدي بسيار طولاني نامزد دريافت دو اسكار بهترين طراحي صحنه و فيلمبرداري در سال 2005 شد و البته توانست جوايزي چون بهترين فيلمبرداري انجمن فيلمبرداران آمريكا، بهترين فيلم خارجي زبان انجمن منتقدان شيگاگو ، بهترين فيلمنامه از جشنواره آلن پو، چهار جايزه سزار فرانسه، بهترين فيلم سال اروپا، جايزه بهترين كارگرداني از جشنواره لومير، بهترين فيلم جشنواره فيلم ونكوور، و دهها عنوان نامزدي و جايزه ديگر را كسب كند.
در اين فيلم بازيگراني چون : «آئودري توتو»، «جودي فاستر»، «دومينيك پينون» و «ماريون كوتيلارد» به ايفاي نقش پرداختند.
خلاصه داستان:
اين رمان با صحنه مجازات پنج سرباز فرانسوي كه به جرم خودزني محكوم به مرگ شدهاند، آغاز ميشود. داستاني كه با معرفي تيتروار و بهرهگيري از تكنيك فلاشبك، بسيار سريع مخاطب را با مختصات اصلي شخصيتها آشنا ميسازد. ادامه داستان روايتي است از ايمان نامزد جوانترين سرباز از ميان اين پنج نفر به زنده ماندن او. روايتي پيچ در پيچ كه ادامه زندگي اين سربازان را در جنگي خشونت بار روايت ميكند.
جنايینويسي از بندر مارسي
سباستين ژاپريزو در چهارم جولاي 1931 در مارسي و در يكي از محلههاي شلوغ اين شهر جنوبي متولد شد.
او را گراهام گرين ادبيات فرانسه مينامند و نام اصلي وي ژانباپتيست روسي است كه در ادبيات انگليسي زبانها چندان شهرتي ندارد؛ اما با اين حال چند اثر او به زبانهاي ديگر ترجمه شده و به فيلم نيز بازگردانيده شده است.
ژان جوان در زماني كه تنها هفده سال داشت، نويسندگي را آغاز كرد. زماني كه نخستين كتابش با عنوان «آغازگران بد» منتشر شد، بلافاصله در آمريكا نيز به چاپ رسيد.
او در سال 1961 ايده جذابي را در ذهنش پرورش ميداد تا روزي تبديل به يك رمان جنايي كند، اما در آن دوران به راحتي نميتوانست با بهرهگيري از نامش، اين رمان را منتشر كند. پس نام مستعار ژان باپتيست روسي را برگزيد و رمان «ساعت 10:30 از مارسي» را منتشر كرد.
اين رمان خيلي سريع توسط «گاستا گاوراس» فيلمسازي جنايي- سياسيساز فرانسه به فيلم تبديل شد كه در آن بازيگراني چون «سيگوني ويور» نيز به ايفاي نقش پرداختند و با استقبال خوبي نيز از سوي منتقدان رو به رو شد.
در سال 1963 دومين اثر معمايي او با عنوان «دامي براي سيندرلا»، توانست جايزه بزرگ ادبيات پليسي فرانسه را كسب كند.
در سال 1966 نيز وي توانست با نگارش رمان «زني در ماشين با عينك و يك اسلحه» اعتباري تازه براي خود به دست آورد و جايزه دومين رمان سال را نيز به دست آورد. اين رمان در انگلستان و دو سال بعد موفق شد بهترين رمان خارجي زبان سال لقب گيرد.
از ديگر آثار وي كه به زبانهاي ديگر ترجمه شده، بايد «به رنجهاي يك زن»، «خداحافظ دوستان» و «يك تابستان كشنده» اشاره كرد.
اما رمان «يك نامزدي طولاني» در سال 1991 منتشر و در همان سال نيز نسخه انگليسي آن روانه بازار شد.
ژان باپتيست همچنين در كارنامه خود تجربه ساخت فيلمهاي سينمايي بر اساس آثار خودش را دارد. «آغازگران بد»، «ژوليت در سپتامبر» از جمله اين آثار محسوب ميشوند.
در غرب خبري نيست
ژان پیر ژونه متولد ۳ سپتامبر ۱۹۵۳ کارگرداني فرانسوی است كه فيلم « آميلي» را نقطه عطفي در كارنامه فيلمسازي وي ميشمارند. اين فيلم در سال 2001 در مراسم اسكار نيز درخشيد.
او هم مانند ژان باپتيست از هفده سالگي به هنر علاقهمند شد با دوربيني كوچك به كشف تجربههاي تازه در سينما پرداخت. او در همان زمان در هنرستاني در فرانسه انيميشين ميآموخت. او از دوستان صميمي ماركو كارو نيز بود كه در تجربهاي مشترك در سال 1991 «ساندويچ فروشي » را به عنوان نخستين فيلم بلند سينمايي خودشان كارگرداني كردند. سپس در سال 1995 باز هم اين همكاري را ادامه دادند تا فيلم «شهر بچههاي گمشده» را بسازند كه در جايزه سزار توانست موفق باشد.
ژونه اما با موفقيت در اين اثر به سمت ساخت فيلم «بيگانه: تجديد حيات» رسيد كه در آن بازيگراني چون «سيگوني ويور»، «وينونا رايدر» و «ران پارلمان» به ايفاي نقش پرداختند كه مورد خوشايند منتقدان قرار نگرفت و در فروش نيز البته شكست خورد.
ژونه از هاليوود به فرانسه بازگشت تا در سال 2001 فيلم «آميلي» را روانه بازار كند و بهترين كارگردان سال اروپا و در بسياري از رشتهها در اسكار نيز نامزد دريافت جايزه شود. در سال 2004 «يك نامزدي طولاني» را ساخت و در سال 2007 نيز «ميكمكس» را روانه پرده سينماها كرد و در فرانسه ماندني شد.
يك نامزدي طولاني؛ يك اقتباس خواندني
فيلم با ترسيم صحنههايي از دلايل خودزني 5 سرباز فرانسوي و معرفي كوتاه آن در روزهاي پرالتهاب جنگ جهاني دوم آغاز ميشود؛ لحظاتي دلخراش و خشونتبار از آنچه در دوران جنگ ميگذرد و بيتفاوتي فرماندهان فرانسوي به مشكلات روحي و رواني سربازانشان.
مخاطب در ابتدا تصور ميكند با اثري جنگي و روايتي تلخ رو به روست؛ اما با وارد شدن شخصيت «ماتيلدا»، دختر فلجي كه نامزد جوانترين سرباز محكوم به مرگ است، فضاي داستان از جبهه جنگ خارج شده و حماسهاي عاشقانه با ماجرايي جنايي- جنگي پيوند ميخورد.
فيلم بيش از دو ساعت زمان ميبرد اما فيلمبرداري بينظير اين فيلم ميتواند پاسخي به توصيفاتي باشد كه ژاپريزو در داستانش براي مخاطب ترسيم ميكند. تصويرهاي منحصر به فرد اين فيلم از جنگ و همچنين فضاي روستاي ماتيلدا به همراه صحنهپردازي ايدهالي كه از پاريس آن زمان شده ميتواند همان عناصر جزيياي باشد كه بسياري معتقدند در اقتباس به هدر ميرود.
از سويي ديگر پيچيدگي روايت در شكستهاي زماني و تقطيع روايت به داستان زندگي 4 سرباز ديگر از جمله تهميداتي است كه ژونه در بيان آن به زباني رسيده كه مخاطب ميتواند اين تكههاي پازل گونه را جدا از يكديگر نيز تصور كند و البته روند كلي قصه را نيز در پردازش رويدادها از دست ندهد.
نكته ديگر اين اثر بازتاب مفاهيمي است كه كارگردان و نويسنده البته بارها -كه گاهي نيز شعاري ميشود- در فيلم به آن اشاره ميكنند. ايمان و رقابت براي باقي ماندن يك باور درون زندگي ماتيلدا كه ميداند گرچه فلجي مادرزاد است اما ميتـواند با دل دادن به واقعياتي كه تلخ و آزاردهندهاند راهي براي اميدواري داشته باشد. در اين ميان نبايد از بازي خوب بازيگران نيز غافل شد.
ژونه نشان داد كه اگر فيلمسازي با تكيه بر داستان و تلفيق و پيوند با تكنيكهاي بصري، طراحيهاي حرفهاي صحنه و ديگر جلوههاي سينمايي، مفهوم مورد نظر خود را بيان كند، ديگر نيازي نيست تا به جدال سينماي هاليوودی پر زرق و برق برود؛ چون از ابتدا ميتواند پيروز باشد.
اين رازي است كه ژونه توانست با تيزبيني و بهرهگيري از داستان ژاپريزو آن را به فيلم بازگرداند تا پس از «آميلي» دومين موفقيت فرانسوي خود را پس از بازگشت از هاليوود جشن بگيرد.
نظر شما